شب یلدا و فال حافظ

سلام

یکی از رسوم شب یلدا گرفتن فال حافظ است من که نیت کردم و این فال آمد . از همه درخواست دارم که به نیت من فالی بگیرند و اینجا بنویسند من هم سعی میکنم که به وبلاگ دوستان بیایم و برای نیت هر کس فالی بگیرم و در قسمت نظراتش بنویسم برای گرفتن فال حافظ می توانید به اینجا بروید

عاقبت خودکار دزد!

يه عادت بد دارم اونم اينه كه دستم چسب داره يعني سر ميز همكارهام اگر خودكاري قرض بگيرم ديگه يادم ميره پس بدم همين موضوع دو سه بار سر ميز رئيسم اتفاق افتاد و خودكارش را ناخواسته كش رفتم . ديروز براي انجام كار اداري كليد ماشين اداره را از رئيسمان گرفتم و كارم را انجام دادم اما مثل هميشه يادم رفت كه كليد را پس بدهم . آخر وقت موقعي كه اومدم از در شركت خارج بشم يك دفعه يادم افتاد كه كليد پيش من جا مانده و سريع برگشتم تا كليد را به رئيس پس بدهم تا بهش رسيدم گفت:

خودكار دزد عاقبت ماشين دزد مي شود!

 

پ.ن: پيرو مطلب ديروز اولين آهنگ را براي دانلود ميگذارم دف و ني استاد موسوي در مايه شوشتري را از اینجا مي توانيد دانلود كنيد حجمش حدود ۱.۳ مگا بایت است

احمقانه ها

اینکه یک نفس یه کتاب ۱۰۰۰ صفحه ای درباره قیام اسماعیلیه بخوانی و تمامش کنی بنظر احمقانه میرسه اما احمقانه تر از اون اینه که حتی یه بار قران را از ابتدا تا انتها نخوانده باشی

پ.ن:وبلاگستان که یادتان هست بر سر دوراهی قرار دارم که به یک لینکستان تبدیلش کنم یا وبلاگی برای دانلود موسیقی به نظر شما کدام بهتر است؟ در ضمن میتوان آنرا به همین صورت حفظ کرد و در پایان هر پست اینجا یک اهنگ برای دانلود گذاشت.

حیف از آن عمری که با من زیستم

اين چيزي كه اين روزها اعصابم را به هم ريخته تفاوتي است كه بين منِ واقعي و منِ آرزوهايم وجود دارد.

 فارغ از اينكه كه منِ آرزوهايم چقدر درست است يا اصلا دست يافتني است يا نه ، همين كه نمي توانم آني كه بايد باشم، مرا از خودم متنفر كرده....

به قول فروغ:

این دگر من نیستم من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

گرون

اب گرون و نون گرون و برق گرون

خميرگرون و ماست گرون و کشک گرون

سنگ نمک و پنير گرون

مثل گمشده ها گم وگيج و مستيم

داريم به ساز اين دنيا مي رقصيم

اوضاع قاراشميشه، رقاصه درويشه

بزن وبکوب حالا تو خود جزيره کيشه

اره اوضاع شلم شورباست، عجب ولوله اي برپاست

دنبال يک لقمه نون تا بوق سگ دعواست،دعوا سر لحاف ملاست

يه دونه نون لواش صد تومن، يه چاي قند پهلو صد تومن

تو خوابم نبيني باقلوا، چارتا برگ هلو صدتومن

اش شله قلمکاره، وزيرکاره بيکاره

سرپست وزيرفرهنگ، شخص نونوا و نجاره

کار نونوا ،کار نجار، خودش يه عالمه کاره

بازم حرف توپ وتانکه ،حرف ژنرال بي باکه

اونوقت ما استراتژيمون پاي منقل ترياکه

اش شله قلمکاره، صاحب تاکسيه تيمساره

اين اقا دکه بنزينيه ،وزير نفت درباره

هرکي ميرزابنويس و ديماج بود، حالاسفيروکارداره

ميگن کار کاره اين روسهاست، گمونم کار انگليسهاست

زير استينشون دست ناپلئون بناپارت پيداست

اوضاع هشلهفته، دعوا سر نفته

سرنخ اين اوضاع ازدست ما دررفته

اره مزد يک ماه سگدو، تموم ته هفته

فقط ميمونه چک وسفته

سناريو چه غمناکه، همه بحثها پيش دلاکه

والله شاخ در مياره ادم ،معمم سلطان راکه

اوضاع قمر در عقربه ،جون کندن تا نصف شبه

اش شله قلمکاره، وزيربهداري بيماره

مثل شاهکار اين اوضاع ،زندونها پر شهرداره

وزير دارايي سابق به کل شهر بدهکاره

يه چاي تو نعلبکي صد تومن، يه دوغ الکي صد تومن

توخوابم نبيني باقلوا ،يه نصف سنگکي صدتومن

اش کشک خالته ،بخوري پاته نخوري پاته

سرهرکار که بري اقازاده اي خود رئيسه

ردپاشوکه بگيري هرچي پوله توبانک سوئيسه

چرت و پرت

حالم خرابه خيلي هم خرابه بدبختي ماجرا اينه كه خودمم نميدونم چمه حوصله ندارم ميخوام برم اعصابم خرابه بدون هيچ دليلي همه افسوس زندگي منو ميخورن اما خودم نميدونم چه مرگمه يادته اخرين بار كه اينجوري شدم چي شد؟ دوست دارم برم كنده شم برم يه جاي ديگه خسته شدم از همه چي خسته شدم بيشتر از همه از خود عوضي ام اصلا حال و حوصله خودمو ندارم گمشو برو ديگه چيه چسبيدي به من ول كن برو ديگه

حکایتی از تذکره الاولیا2

چهل بار، حج به جا آورده بودم و در همه آن‏ها، جز توكل زاد و توشه‏اى همراه خود نداشت . در آخرين حج خود، در مكه، سگى را ديد كه از ضعف مى‏ناليد و گرسنگى، توش و توانى براى او نگذاشته بود . شيخ كه مردم او را نصرآبادى خطاب مى‏كردند، نزديك سگ رفت و چاره او را يك گرده نان ديد . دست در كيسه خويش كرد؛ چيزى نيافت . آهى كشيد و حسرت خورد كه چرا لقمه‏اى نان ندارد تا زنده‏اى را از مرگ برهاند . ناگاه روى به مردم كرد و فرياد كشيد: كيست كه ثواب چهل حج مرا، به يك گرده نان بخرد؟ يكى بيامد و آن چهل حج عارفانه را به يك گرده نان خريد و رفت . شيخ آن نان را به سگ داد و خداى را سپاس گفت كه كارى چنين مهم از دست او بر آمد.
آن جا مردى ايستاده بود و كار شيخ را نظاره مى‏كرد . پس از آن كه سگ، جانى گرفت و رفت، آن مرد نزد شيخ آمد و گفت: اى نادان!گمان كرده‏اى كه چهل حج تو، ارزش نانى را داشته است؟ پدرم (حضرت آدم ) بهشت را با همه شكوه و جلالش، به دو گندم فروخت و در آن نان كه تو از آن رهگذر گرفتى، هزاران دانه گندم است .

 

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم

 

آیه 62 سوره بقره

آيه62 سوره بقره:

إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ النَّصرَى وَ الصبِئِينَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صلِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ

بدرستي كسانيكه مومنند و كسانيكه يهودي و نصراني و صائبي هستند هركدام بخدا و دنياي ديگر معتقد باشند و كارهاي شايسته كنند پاداش آنها پيش پروردگارشان است نه بيمي دارند و نه غمگين شوند

 

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي فرمايند:

اين نامها و نامگذاريها كه داريد، از قبيل مؤمنين ، يهوديان ، مسيحيان ، صائبيان ، اينها نزد خدا هيچ ارزشى ندارد، نه شما را مستحق پاداشى مى كند، و نه از عذاب او ايمن ميسازد.همچنانكه يهود و نصارى بنا بحكايت قرآن مى گفته اند:

لن يدخل الجنة ، الا من كان هودا او نصارى داخل بهشت نميشود، مگر كسى كه (بخيال ما يهوديان ) يهودى باشد، و يا كسيكه (بزعم ما مسيحيان )، نصارى باشد.

بلكه تنها ملاك كار، و سبب احترام ، و سعادت ، حقيقت ايمان بخدا و روز جزاء است ، و نيز عمل صالح است. و اين مطلب در آيات قرآن كريم مكرر آمده ، كه سعادت و كرامت هر كسى دائر مدار و وابسته بعبوديت است ، نه بنام گذارى ، پس هيچ يك از اين نامها سودى براى صاحبش ندارد، و هيچ وصفى از اوصاف كمال ، براى صاحبش باقى نمى ماند، و او را سود نمى بخشد ، مگر با  لزوم عبوديت و حتى اين نامگذاريها ، انبياء را هم سود نميدهد ،  تا چه رسد بپائين تر از آنان .

 

اما آيت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه نظري خلاف اين دارد :

 

بعضى از بهانه جويان آيه فوق را دستاويزى براى افكار نادرستى از قبيل صلح كل و اينكه پيروان هر مذهبى بايد به مذهب خود عمل كنند قرار داده اند ، آنها مى گويند بنابر اين آيه لازم نيست يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر اسلام را پذيرا شوند ، همين قدر كه به خدا و آخرت ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند كافى است .


پاسخ : به خوبى مى دانيم كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مى كنند ، قرآن در آيه 85 سوره آل عمران مى گويد : و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه : هر كس دينى غير از اسلام براى خود انتخاب كند پذيرفته نخواهد شد .
بعلاوه آيات قرآن پر است از دعوت يهود و نصارى و پيروان ساير اديان به سوى اين آئين جديد اگر تفسير فوق صحيح باشد با بخش عظيمى از آيات قرآن تضاد صريح دارد ، بنابر اين بايد به دنبال معنى واقعى آيه رفت . 
در اينجا دو تفسير از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى رسد .

1 - اگر يهود و نصارى و مانند آنها به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) ايمان مى آورند چرا كه بشارت ظهور او با ذكر صفات و علائم مختلف در اين كتب آسمانى آمده است كه شرح آن در ذيل آيه 146 سوره بقره خواهد آمد .


مثلا قرآن در آيه 68 سوره مائده مى گويد : قل يا اهل الكتاب لستم على شىء حتى تقيموا التورات و الانجيل و ما انزل اليكم من ربكم : اى اهل كتاب شما ارزشى نخواهيد داشت مگر آن زمانى كه تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا داريد ( و از جمله به پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) كه بشارت ظهورش در كتب شما آمده است ايمان بياوريد ) .


2 - اين آيه ناظر به سؤالى است كه براى بسيارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده ، آنها در فكر بودند كه اگر راه حق و نجات تنها اسلام است ، پس تكليف نياكان و پدران ما چه مى شود ؟ ، آيا آنها به خاطر عدم درك زمان پيامبر اسلام و ايمان نياوردن به او مجازات خواهند شد ؟ در اينجا آيه فوق نازل گرديد و اعلام داشت هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده است اهل نجات است ، و جاى هيچگونه نگرانى نيست .
بنا بر اين يهوديان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسيح ، اهل نجاتند ، همانگونه مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام .

نان و منت و..

منت خلقي براي لقمه اي نان مي كشيم

ديگري نان مي دهد ما ناز دونان مي كشيم

 

چون توكل نيست كار ما بدست مردم است

خواجه ما را منتظر ما ناز دربان مي كشيم

 

شاید وقتی دیگر

سلام

نمیدونم چرا از وقتی این عکس را دیدم حس میکنم ما وبلاگ نویسها یه مشت مرفه بی دردیم که فقط حرف مفت می زنیم و هیچ کار دیگه ای نمیتونیم بکنیم حتی خودمون را هم نمیتونیم اصلاح بکنیم چه برسه به جامعه ای که اکثریتش اینقدر فقیره که توان وصل شدن به اینترنت را نداره

مرگ همین نزدیکی هاست

...تا آن زمان دکتر جوونال اوربینو و خانواده اش عقیده داشتند که مرگ یک بدبیاری است که برای دیگران رخ می دهد ؛ برای پدر دیگران،برای مادر دیگران،برای خواهران و برادران دیگران،شوهران و زنان دیگران،اما نه برای اینها.این ها مردمانی بودند که عمرشان به کندی سپری می شد،انسانهایی بودند که پیر شدن خودشان را نمی دیدند؛ آدمهایی بودند که در روزگار خودشان، آرام آرام ناپدید می شدند،یادی و خاطره ای می شدند؛ با دمیدن روزهای دیگ مبهم جلوه می کردند تا اینکه جذب فراموشی می شدند و از یادها می رفتند...

عشق سالهای وبا اثر گابریل گارسیا مارکز

 

حادثه هواپپیمای دیروز آنقدر وحشتناک بود که نمی توان درباره آن حرف زد و نوشت اما باز هم به ما یاداوری کرد که مرگ همین نزدیکی هاست و هر لحظه ممکن است به سراغمان بیاید پس خوش به حال کسی که هر لحظه آماده رفتن و دل کندن باشد.

 

پ.ن1:احسانه مجلس ختمی برای یادبود برقرار کرده شرکت کنیم و  فاتحه ای بخوانیم.

 

پ.ن2:راوی ماجرا را از دید اهالی شهرک توحید اینگونه توصیف کرده است.

 

پ.ن3:شرکت نفت استخدام رسمی دارد از روز شنبه در دفاتر پست مرکزی دفترچه اش توزیع میشود. رشته های مورد نیاز عبارتند از:مهندس شیمی،مهندسی نفت،مهندسی مکانیک،مهندسی برق،مهندسی بازرسی فنی,مهندس کامپیوتر،مهندسی مواد،مهندسی صنایع ، مهندسی عمران، حسابداری ،مدیریت بازرگانی ،زمین شناسی،مدیریت دولتی ، حقوق و کاردانی شیمی.

 

پ.ن4:امروز اولین ساگرد تاسیس بلاگفاست.آقای شیرازی خسته نباشی!

معصوم بودن پیامبر

درباره معصوم بودن پيامبر و ائمه روايتهاي مختلفي هست مثلا اهل سنت به معصوميت پيامبر در انتقال وحي هستند اما در ديگر امور ايشان را معصوم نمي دانند. در بين شيعيان هم دو ديدگاه عمده  وجود دارد يك دسته پيامبر را معصوم از گناه و هرگونه اشتباه مي دانند و گروه ديگر تنها پيامبر را  معصوم از گناه مي دانند اما اشتباه را در امور غير از وحي براي پيامبر جايز مي دانند.

فارغ از اينكه كدام نظريه صحيح است آيه 43 سوره توبه و تفسير آن از تفسير نمونه را در پايين مياورم و منتظر نظرات شما هستم.

 
 

خداوند تو را بخشيد چرا به آنها اجازه دادى پيش از آنكه كسانى كه راست گفتند براى تو روشن شوند و دروغگويان را بشناسى ؟ !

 

از اين آيه و آيات بعد از آن استفاده مى شود كه گروهى از منافقان نزد پيامبر آمدند و پس از بيان عذرهاى گوناگون و حتى سوگند خوردن ، اجازه خواستند كه آنها را از شركت در ميدان تبوك معذور دارد ، و پيامبر به اين عده اجازه داد .
خداوند در آيه مورد بحث پيامبرش را مورد عتاب قرار مى دهد و مى گويد : خداوند تو را بخشيد ، چرا به آنها اجازه دادى كه از شركت در ميدان جهاد خود دارى كنند ؟ ! ( عفا الله عنك لم اذنت لهم ) .
چرا نگذاشتى آنها كه راست مى گويند از آنها كه دروغ مى گويند شناخته شوند و به ماهيت آنها پى برى ؟ ( حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكاذبين ) .

 
در اينكه عتاب و سرزنش فوق كه توأم با اعلام عفو پروردگار است دليل بر آن است كه اجازه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) كار خلافى بوده ، يا تنها ترك اولى بوده ، و يا هيچكدام ، در ميان مفسران گفتگو است .
بعضى آنچنان تند رفته اند ، و حتى جسورانه و بى ادبانه نسبت به مقام مقدس پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) گفته اند كه آيه فوق را دليل بر امكان صدور گناه و معصيت از او دانسته اند ، و لا اقل ادبى را كه خداوند بزرگ در اين تعبير نسبت به پيامبرش رعايت كرده كه نخست سخن از عفو مى گويد و بعد مؤاخذه مى كند رعايت نكرده اند و به گمراهى عجيبى افتاده اند .


انصاف اين است كه در اين آيه هيچگونه دليلى بر صدور گناهى از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) وجود ندارد ، حتى در ظاهر آيه ، زيرا همه قرائن نشان مى دهد چه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) به آنها اجازه مى داد و چه اجازه نمى داد اين گروه منافق در ميدان تبوك شركت نمى جستند ، و به فرض كه شركت مى كردند نه تنها گرهى از كار مسلمانان نمى گشودند بلكه مشكلى بر مشكلات مى افزودند ، چنانكه در چند آيه بعد مى خوانيم : لو خرجوا فيكم ما زادوكم الا خبالا : اگر آنها با شما حركت مى كردند جز شر و فساد و سعايت و سخن چينى و ايجاد نفاق كار ديگرى انجام نمى دادند ! بنابر اين هيچگونه مصلحتى از مسلمانان با اذن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) فوت نشد ، تنها چيزى كه در اين ميان وجود داشت اين بود كه اگر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) به آنها اجازه نمى داد مشت آنها زودتر باز مى شد و مردم به ماهيتشان زودتر آشنا مى شدند ولى اين موضوع چنان نبود كه از دست رفتن آن موجب ارتكاب گناهى باشد ، شايد فقط بتوان نام ترك اولى بر آن گذارد به اين معنى كه اذن دادن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) در آن شرائط و در برابر سوگندها و اصرارهاى منافقين هر چند كار بدى نبود اما ترك اذن از آنهم بهتر بود تا اين گروه زودتر شناخته شوند .

 
اين موضوع را با ذكر مثالى مى توان روشن ساخت فرض كنيد ستمگرى مى خواهد به صورت فرزند شما سيلى بزند ، يكى از دوستانتان دست او را مى گيرد شما نه تنها از اين كار ناراحت نمى شويد بلكه خوشحال نيز خواهيد شد ، اما براى اثبات زشتى باطن طرف به صورت عتاب آميز به دوستتان مى گوئيد : چرا نگذاشتى سيلى بزند تا همه مردم اين سنگدل منافق را بشناسند ؟ ! و هدفتان از اين بيان تنها اثبات سنگدلى و نفاق اوست كه در لباس عتاب و سرزنش دوست مدافع ظاهر شده است.



 

خجالت

 چند سال پیش با شورلت نوا یکی از دوستان داشتیم جایی می رفتیم که یک دفعه وانتی از سمت راست ما سبقت گرفت و بلافاصله پیچید جلوی ما طوری که کنترل ماشین از دست دوستم خارج شد و نزدیک بود که راهی جدول وسط خیابان بشویم. خب دوست من هم نامردی نکرد و سرعت را زیاد کرد و وقتی به اونها رسیدیم دقیقا همین کار اونها را تکرار کرد با این تفاوت که اون ماشین از عقب به ماشین ما زد و خلاصه ما با توپ پر از ماشین پیاده شدیم که ناگهان متوجه شدیم توی وانت یه مریض اورژانسی وجود دارد و باید هرچه سریعتر به بیمارستان برسه...

خدا میدونه که اونروز چقدر خجالت کشیدم.

دروغ بزرگ

خبر:رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با ایرنا گفت:امسال پیش بینی خرید تضمینی گندم محقق نشد و میزان گندم خریداری شده یک میلیون تن کمتر از میزان پیش بینی بود.ساعی برنامه پیش بینی شده برای خرید تضمینی گندم از کشاورزان را امسال 12 میلیون تن عنوان و اظهار داشت :تنها 11 میلیون تن از این محصول خریداری شد.

وی با اشاره به اختلاف وزارتخانه های کشاورزی و بازرگانی روی سرانه مصرف گنم در کشور گفت:وزارت بازرگانی این سرانه را 15 کیلوگرم اعلام کرده در حالی که از سوی وزارت جهادکشاورزی این سرانه تاکنون 9 تا 10 کیلوگرم اعلام شده که با این سرانه ، 11 میلیون تن برای کل کشور کافی است، ولی در غیر این صورت نیاز کشور بیش از 15 میلیون تن در سال خواهد بود.

 

نتیجه: با دستکاری آمار و کاهش 5 تا 6 کیلویی سرانه مصرف گندم ، دروغ بزرگی به اسم جشن خودکفایی گندم به خورد مردم داده شد . اختلاف آمار بین دو وزارتخانه آنقدر بالاست که هرگز نمیتوان این اشتباه را سهوی شمرد.راستی این نوشته وارطان را با نام حقیقت و دیگر هیچ را حتما بخوانید.

 

پ.ن1:این روزها تولد دو نفر از وبلاگ نویسهاست که نوشتهایشان همیشه خواندنی است:بهروز  و سیاوش تی. تولد هر دو عزیز را بهشان تبریک عرض می کنم.

 

پ.ن2:این دوستمان تازه از بیمارستان مرخص شده است. یه کمپوتی چیزی بخرید بروید عیادتش!

به همین راحتی!

افت ناگهاني فشار خون ، بيهوشي ، بيمارستان ، تشخيص اشتباه دكتر ، تزريق انسولين ، مرگ!

 

این اتفاق در بیمارستانهای ما معمولی است، باور نمی کنید از یک پرستار بپرسید!

 

 

 

السلام علي الشهدا و الصديقين

سال ها رفته ولي او گمنام

سوي تو مي دهد از دور سلام!

آي ملت! يكدم، هيچ كرديش تو ياد؟

 

 

پ.ن:وبلاگستان با معرفی گشنیز بروز است

 

پ.ن۲: بالاخره گند این سگه هم دراومد و مشخص شد توطئه بوده.

چند عکس بیاد ماندنی از استاد شجریان

اصل عکسها را از وبلاگ استاد محمدرضا شجریان برداشتم

دوم اذر 1312 سالگرد تولد دکتر شریعتی

دوم اذر 1312 سالگرد تولد دکتر شریعتی بود. عادت کرده ایم شریعتی را یا اسطوره ببینیم یا کافر، این متن را در کتاب مسلمانی در جستجوی ناکجا اباد نوشته علی رهنما  خواندم که شریعتی را از دیدگاه یک فرد احساساتی پرعاطفه بررسی کرده، گرچه با اکثر حرفهایش مخالفم اما چون چیز جدیدی است بهتر است با هم بخوانیم بعد راجع به آن نظر دهیم :

 

خروس بی محلی بود که با آواز نابهنگام خود سکوت عمیق شب را شکسته و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر ساخته بود. او خواب همگان را از خوب و بد و از مردم تا دشمنان مردم برآشفته بود.او حتی خواب را از چشمان بازجو، زندانی و آدمکش نیز گرفته بود. با هر بانگ برشمار پیروان و دشمنان وی نیز افزوده میشد.او با به جان خریدن خطر، همواره ابتکار عمل را از دست دشمن خود می گرفت؛ و هربار که موفق نمیشد دشمن را بفریبد ،سر در گریبان فرو میبرد و پشیمان از کار خود، به دامان یاس و افسردگی و خودکاوی سر می نهاد و در اکثر موارد به تجدید نظرطلبی روی می آورد.او در اسلام، زبان و معتقدات مردمی را یافته بود که می کوشید خود را با آنان هماهنگ سازد . رسالت او انقلابی و نوسازی طرز تلقی و تفسیر اسلام بود.تسلط انکارناپذیر وی بر کلمات و مهارتش در بازی با آنها به او امکان داد تصویری از اسلام ارائه کند که به مراتب جالب تر از تصویر اصلی آن بود. او شاید تنها روشنفکر ایرانی در قرن بیستم باشد که زمینه را برای ایجاد یک حرکت اجتماعی سیاسی فراهم آورد که محصول نهایی آن نهضت مرمی و انقلاب بود. او در این انقلاب اجتماعی نهایی،پایان بی عدالتی،اختناق و نابرابری را می یافت و نیز تولد یک انسان جدید و کامل. به عقیده وی انقلاب پایان دوگانگی ها و مرگ نظام ثنوی حاکم بر تاریخ بود،و گذرگاهی به سوی برقراری توحید به معنای فردی ،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و مذهبی کلمه ، و استیلای اراده خدا بر اراده شیطان. شریعتی یک احساساتی پر عاطفه بود نه یک انقلابی مبارز.

پ.ن:سیاوش تی عزیز در آستان جانان هم مطلب کاملی در خصوص دکتر شریعتی گذاشته که روز تولد دکتر را سوم آذر ذکر کرده اگر کسی تاریخ دقیق را میداند لطفا به من اطلاع بده تا مطلب را درست کنم.

گزارش نویسی و مکاتبات اداری 2

شكل گزارش:هر گزارش مفصل از 3 بخش متمايز تشكيل شده است:

الف-بخش مقدماتي

ب-بخش اصلي

ج-بخش مراجعه

 

الف-بخش مقدماتي مطالب ذيل را دربر مي گيرد:

1-جلد: معمولاً عنوان گزارش ، تاريخ تهيه گزارش ، تهيه كننده گزارش ، دستوردهنده گزارش اطلاعاتي هستند كه بر روي جلد منعكس مي شوند.

2-صفحه عنوان: همان اطلاعات روي جلد اينجا هم منعكس مي شود تا اگر روزي جلد كنده شد ، خلاصه اطلاعات بر روي گزارش منعكس باشد.

3-دستوردهندگان

4-پيشگفتار:در اين قسمت معمولا دليل وجودي گزارش و مراحل تهيه آن ذكر مي شود.

5-فهرست مطالب

6-فهرست پيوستها

 

ب-بخش اصلي شامل موارد ذيل است:مقدمه ، متن گزارش ، نتيجه گيري

1-مقدمه: كه در آن هدف گزارش و خلاصه اي از آن ذكر مي شود.

2-متن گزارش: از حيث محتوا به ترتيب مطالب زير را در بر مي گيرد:

الف-بررسي و تحليل دقيق مساله

ب-بيان سير تاريخي با توجه به تحقيقات پيشينيان

ج-جريان تحقيق در گزارش نوشته شود

د-بيان نكات مثبت و نتيجه بخش تحقيق

ه-آخرين اطلاعات بدست آمده در خصوص تحقيق

و-بيان نكات منفي در خصوص موضوع

ي-توصيه هاي لازم به گيرنده گزارش

3-نتيجه گيري

 

ج-بخش مراجعه شامل قسمتهاي زير مي باشد:

1-پيوستها

2-واژه نامه

3-نامنامه

4-:فهرست منابع و مآخذ

 

نكات مهم اخلاقي در تهيه گزارش:

1-در گزارش هدف را به وضوح تعيين نمائيد

2-گزارش را با توجه به نيازهاي گيرنده گزارش تهيه نمائيد.

3-گزارش را به نحوي تعيين نمائيد كه در برگيرنده احاطه شما به كليات و جزئيات موضوع باشد.

4-در هر مساله اي يا موضوعي حقيقت و واقعيت امر را به آگاهي گيرنده گزارش برسانيد.

5-در تهيه گزارش منظور خود را روشن ، باصراحت و وضوح بيان نمائيد.

6-در گزارش بيطرفي خود را به طور كامل رعايت نموده و به اين حقيقت واقف باشيد كه اعمال غرايض شخصي و تعصبات خشك و خالي و دخالتهاي بيجا در گزارش نويسي به هيچ وجه جايز نيست.

7-از به كار بردن افعال مجهول در گزارش خودداري نمائيد.

8-هيچ مطلبي را بيان ننمائيد مگر آنكه صد در صد به درستي آن اطمينان داشته باشيد.

9-فوراً و بدون تامل به سخنان و گفته هاي افراد اعتماد نكنيد.

10-در تحقيقات خود از شتابزدگي و عجله خوداري نمائيد.

 

حاشيه كاغذ A4 براي نوشتن تحقيق:

حاشيه  بالا و پايين و سمت چپ صفحه بايد 3.5 تا 4 سانتي متر باشد.

حاشيه سمت راست صفحه بايد 4.5 تا 5 سانتي متر باشد.

 

پ.ن۱: این مطلب وارطان عزیز را بخوانید بسیار تکان دهنده است.

پ.ن۲:وبلاگستان

پ.ن۳:بدون شرح:دبير شوراي نگهبان در نخستين يادواره سرداران شهيد گفته‌اند، «بشر غير از اسلام، همان حيواناتي هستند كه روي زمين مي‌چرخند و فساد مي‌كنند».