اندر احوالات گیرافتادگی
نمیدونم اون خری که منو مجبور کرد هفته اخر شهریور بیام ماموریت تهران چه فکری با خودش کرد که الان دو روزه منو اینجا علاف گذاشته. به هر حال دیشب و امروز دو سریه که میرم فرودگاه و حتی اجازه نمیدن که اسمم را تو لیست انتظار بنویسم. فکر کن که ساعت ۴ صبح فرودگاه باشی و در هر شرکت هواپیمایی که بری با لیست انتظار ۶۰ تا ۷۰ نفره روبرو بشی که همه شون جلوی چشم تو دارن به هم دیگه و به کارمندای هواپیمایی و ... فحش میدن. به هر حال هرچند صحنه های جالبی داشت رقم میخورد ولی خب خستگی مجبورم کرد که بیام هتل و حالا هم که اینجا از دفتر تهرانمون دارم براتون انلاین می نویسم (جمله اخر فقط برای کلاس گذاشتن بود)
به هر حال تجربه ای شد که دیگه هفته اخر شهریور نرم ماموریت و بالاخره چکارم میتونن بکنن فوقش یه اضافه کاریه که اون هم بخره تو سرشون
پ ن:خدا را شکر خلاص شدیم و الان دارم از ناف اهواز تایپ میکنم.