این ماجرا را یکی از دوستان تعریف کرده
وقتی بعد از پایان یک روز کاری سوار سرویس اداره (مینی بوس) شدیم که بریم خونه، راننده در حالی که به نفری که روی صندلی کمک نشسته بود اشاره می کرد،برگشت و با صدای بلند گفت که فردا من نمیتونم بیام برادرم جای من میاد دنبالتون.
من: خیره انشالله؟
راننده: آره امتحان دارم
من: چه امتحانی؟
راننده: امتحان رانندگی
من: مگه گواهینامه نداری؟![]()
راننده: چرا برای پایه یک میخوام امتحان بدم
من: خوش تیپ تو الان چند ماهه داری مینی بوس میرونی بدون گواهینامه؟ شرکت چطور بهت اجازه داده؟![]()
راننده: نه اینو که با گواهینامه آقام میرونم
پ ن: طرف فردا ظهرش که اومد فهمیدیم تو امتحان مردود شده![]()
![]()