قورت دادن قورباغه

همیشه از این که بخوام خروجی فاضلاب زیر دستشویی را برای رفع گرفتگی سینک ظرفشویی باز کنم متنفر بودم و هستم و خواهم بود. در همین راستا همیشه چند تا چنته (نوعی پودر فاضلاب بازکن) تو خونه دارم و به محض کوچک ترین گرفتگی با ریختن دو تا از اونها تو ظرفشویی مشکل را حل می کنم. اما چند روز پیش ظرفشویی طوری گرفت که با ۴ تا چنته هم باز نشد و فهمیدم که دیگه باید برم سراغ راه آب زیر ظرفشویی. اولش چند ساعتی کشش دادم که شاید چنته معجزه ای بکنه که خاک بر سر هیچ غلطی نکرد. بعد چند ساعت ناگهان به ذهن ناقص بیشعورم رسید که بجای گندکاری و راه اب باز کردن برم سراغ اسید ریختن.   اسید را که خریدم گذاشتم کف ماشین و چند متری نرفته بودم که یک احمقی یکدفعه از تو پارک دراومد و پیچید جلوی من. بشکه حاوی اسید چپه شد و اسید کف ماشین ریخت و تا برسم خونه زیرپایی ماشین را به گند کشید. تنها شانسی که اوردم این بود که کف ماشین من موکت نیست و یک نوع روکش پلاستیکی داره و از نفوذ اسید به بدنه ماشین جلوگیری کرد وگرنه حالا حالاها باید گیر تمیزکاری ماشین و تعمیرش میشدم. افتضاح ماشین را که تمیز کردم فاتحانه به سمت ظرفشویی اومدم و کمی اسید ریختم توش و نتیجه: به علت وجود اب در ظرفشویی اسید زود خنثی شد و تنها یک واکنش شدید نشون داد که خدا را شکر به سر و کله من نپاشید. علاوه بر اینها هم یک قسمت ظرفشویی سیاه شد و دیگه تمیز نمیشه. بعد از چند ساعت مسخره بازی بالاخره ظرف ۵ دقیقه زیر ظرفشویی را باز کردم و اشغال های گیر کرده را دراورده وتمیز کردم و دوباره بستم و مشکل حل شد.

پ ن: اینها را فقط برای عبرت دیگران نوشتم که همیشه از ساده ترینراه مشکل را حل کنید و هرگز از اسید استفاده نکنید که بوی گندش یکی دو روز تو خونه میمونه

روز زن

مکان: ایران

زمان: روز زن

مرد با یک دسته گل، یک جعبه شیرینی و یک کادو در دستانش وارد داروخانه شد و رو به متصدی داروخانه کرد و گفت: میشه یک بسته کاندوم لطف کنید؟

پ ن: این مطلب را چند سال پیش سعید بیراس در وبلاگش (که دیگه وجود خارجی نداره) نوشت و من هر سال روز زن به یادش می افتم.

فیلم فارسی

ديشب برنامه هفت را ديديد؟ دعواي فرحبخش و فراستي خيلي جالب شده بود ولي به نظرم هيچ كدومشون به اين نكته توجه نكردند:

سينما كارخانه روياسازي است و هر ادمي دهها يا شايدم صدها رويا داشته باشه كه روياهاي هركس با كس ديگر ميتونه متفاوت باشه: يكي دلش ميخواد كه هيتلر را بكشه خوب ميره فيلم حرامزاده هاي لعنتي را ميسازه، يكي دلش ميخواد يه بزن بهادر دخترباز باشه كه ميره جيمزباند را ميسازه و يكي همه دلش ميخواد .... كه ميره فيلم بالاي 18 سال ميسازه و يكي هم دلش ميخواد دختر مايه دار تور كنه كه ميره تايتانيك ميسازه و يكي هم دلش ميخواد كه عالم و ادم را به مسخره بگيره كه ميره مستر بين ميسازه و غيره و ذلك.

اينها را گفتم كه بگم هر ادمي يه فيلمي مي پسنده: يكي مثل من شبهاي روشن را خيلي دوست داره يكي ديگه كلاه قرمزي و پسرخاله را يكي ديگه هم اخراجي ها و كما و كلاغ پر را. بابراين تو سينما بايد هرجور فيلمي ساخته بشه و هر فيلمي راه خودش و تماشاگر خودش را بالاخره پيدا ميكنه و اين دعواها كه تا كي فيلم نازل ساخته ميشه يا چرا فقط فيلم فارسي فروش ميكنه به نظرم چرت و پرته و سر هيچ و پوچ

شور انقلابی

عکس در ابعاد بزرگتر

حرف آخر

در اسلام حتي انسان حق تصرف در امور شخصي خود را هم ندارد

این حرف را آقای ذوالنور جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه زده و من از صبح دارم فکر میکنم که منظورش چی بوده:

در بهترین حالت معنی حرفش میتونه این باشه که از اونجا که اسلام دین کاملیه برای تمام امور زندگی انسان برنامه داره و از هر فرصتی برای هدایت انسان استفاده میکنه

اما در بدترین حالت...

 

توهم

فارسی وان، همسایه ها: اسکار عاشق تاتیانا است و تاتیانا هم داره با رودولفو عروسی میکنه. صبح روز عروسی اسکار از خدا میخواد که که هر طوری شده عروسی به بخوره. رودولفو را تو راه عروسی یکسری ادم ربا میدزدند و عروسی به هم میخوره. حالا اسکار احساس گناه میکنه و فکر میکنه بخاطر دعای اون بود که این بلا سر رودولفو اومد و تمام تلاشش را میکنه که رودولفو را از چنگ آدم ربا ها نجات بده...

 اهواز، 15 سال پیش: امتحان جغرافی داشتم و هیچی نخونده بودم. دعا کردم که خدایا هر طوری شده این امتحان امروز برگزار نشه. اون روز امتحان برگزار نشد، چرا که وقتی رسیدم مدرسه فهمیدم معلم عربی مون که محبوب ترین معلممون بود، فوت کرده و همه دانش آموزها و معلمین اینقدر داغون و ناراحت بودند که کسی به فکر امتحان گرفتن و امتحان دادن نیفته. با اینکه خودم میدونم که چه فکر احمقانه ایه، ولی همیشه تو ذهنم هست که نکنه بابت دعای من، اون معلم نازنین فوت کرد و همیشه عذاب وجدان بابت اون دعا با  من هست.

 پ ن: مدیونید اگه کسی بعد از خوندن این نوشته تصمیم بگیره برای برگزار نشدن امتحانش بره بلایی سر استادش بیاره!

اشتباه

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن چند دقيقه از عمرمون ميشه مثل اشتباه در پيدا كردن يك آدرس.

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن چند سال از عمرمون ميشه مثل يك شغل اشتباه.

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن همه عمرمون ميشه، مثل يك ازدواج اشتباه.

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن ثروت و دارايي هاي خودمون يا ديگران ميشه، مثل سرمايه گذاري اشتباه تو بورس.

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن جان يك آدم بي گناه ميشه، مثل تصادف هايي كه آدم توش مقصره و ميزنه يه بنده خدايي رو ميكشه

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن جان عزيزانمون ميشه، مثل دوست متاهل من كه رفته زن دوم گرفته و زن اولش همين هفته پيش خودشو كشت يا همكار من كه داشت با ماشينش عقب عقب ميومد و حواسش نبود بچه 5 ساله اش را زير كرد و كشت.

گاهي وقتها اشتباه ما باعث به هدر رفتن جان تعداد زيادي آدم ميشه، مثل جنگ و ترور و بمب گذاري.

 

فقط و فقط خدا كنه كه اشتباهاتمون غيرقابل جبران نباشه...