ساعت بی زنگ

اين همسايه پاييني ما يك زن و شوهر و يك دختر 8 ساله اند. برام سوال شده بود كه چرا ما هر وقت بعد از نيمه شب از در آپارتمان همسايه پاييني مان رد مي شديم تلوزيونشون روشن بود. گاها حتي تا دو و سه نصفه شب هم اين ماجرا تكرار ميشد. يعني اينها خواب نداشتند؟ تا ديروز كه خانمش ماجرا را براي خانمم تعريف كرده بود:

پدر و دختر اين خانواده عادت به خواب جلوي تلوزيون روشن داشتند! جالب تر هم آن كه هروقت تلوزيون را خاموش كني اونها هم از خواب بيدار مي شند. يعني براي بيدار شدن به جاي تنظيم ساعت زنگدار، ساعت تلوزيون را براي خاموش شدن  تنظيم مي كنند و هروقت تلوزيون خاموش شد جفتشون از خواب پا ميشن!

 

پ ن: آهنگ اين روزهايم پناهم بده بابك جهانبخش

نفوذ به درون یک پمپ بنزین

آهنگ امروز: آ ب ج ی ز - بیا

چه زود دیر شد

يكي از اخلاق هاي خوب من اينه كه هر وقت براي يه چيزي وقت اضافي داشته باشم حتما تو اون كار تاخير مي خورم مثلا اگر فرجه يك امتحاني 10 روز باشه مطمئنا من براي خواندن اون درس وقت كم ميارم اما اگر فرجه همين امتحان 2 روز باشه به راحتي ميتونم وقتم را براي خواندن درس مربوطه تنظيم كنم يا مثلا اگر قبضي مهلت پرداخت كمي داشته باشه سريع ميرم پرداختش مي كنم ولي معمولا قبض هاي كه مهلت پرداخت طولاني تري را دارند را هميشه بعد از اتمام مهلتشون پرداخت مي كنم.

من معمولا هر وقت بخوام با سرويس برم سركار طوري ساعت را تنظيم مي كنم كه براي يك دوش به اضافه 10 دقيقه هم براي آماده شدن وقت داشته باشم. امروز صبح زود از خواب بيدار شدم و وقتي از حموم اومدم بيرون ديدم 20 دقيقه اي وقت هست. نشستم به اتاري دستي بازي كردن و يك لحظه به خودم اومدم ديدم 2 دقيقه بيشتر براي آماده شدن وقت نيست و سريع آماده شدم و زدم از خونه بيرون كه ديدم جا تره و سرويس نيست! خلاصه جاتون خالي پياده تا سركار گز كردم كه البته اين پياده روي هاي من هم براي خودش داستاني داره...

آهنگ امروزم: مهدی یراحی - هوای تو