دوران طلايي

يادش بخير دوران طلايي وبلاگ نويسي رو نميدونم چي شد يكدفعه همه چي خراب شد تقصير ماجراهاي سال ٨٨ بود يا ما بزرگ شديم و غرق زندگي يا اين تويتر و فيسىبوك زدن كار وبلاگ نويسي را كساد كردن يا اينكه همه مون با همديگه كاليبرمون رفت بالا يا شايد هم فهميديم زندگي تو دنياي واقعي بهتر از زندگي تو دنياي مجازيه و شايدم هركدوم گوشي پيدا كرديم براي حرفهايي كه نميشد به هيچكس گفت و جاش فقط تو وبلاگ بود....

امنيت اجتماعي

سر كوچه ما يك مجتمع آپارتماني است كه بساز و بفروشي كه اونو ساخته، خودش هم توش زندگي ميكنه. نكته جالب در مورد اين مجتمع اينه كه پاركينگ نداره و ساكنين مجبورن ماشين هاشون را تو خيابون پارك كنند. اينكه چطور براي ساختمون بدون پاركينگ پايان كار گرفته موضوع بحث ما نيست و علاقه اي به شستن گناهان سازنده و شهرداري چي ها ندارم. نكته اونجاست كه اين سازنده ساختمان يك ٢٠٦ داشت كه شبها ميگذاشت بيرون تو كوچه تا اينكه يك شب اومدن يك قطعه كامپيوتريش را بردن كه نزديك يك ميليون براي طرف خرج برداشت و بعد اون سريع ماشين را فروخت يك پرشيا خريد. چند شب پيش هم دزدان ساعت ده شب اومدن كاپوت و دو تا گلگير جلوي پرشيا را باز كردن و زدن به چاك. اون هم ماشين صفري كه هنوز پلاكش نيومده بود! نميدونم اين همسايه ما از تبديل پاركينگ ها به مغازه تو ذهن خودش سود برده بود ولي مسلما فكر اينجاي كار و خالي موندن خيلي از واحدهاي اون مجتمع بخاطر نداشتن پاركينگ را نكرده بود. از يك طرف ديگه هم درست كه چوب خدا صدا نداره ولي نيروي انتظامي و شهرداري دقيقا در اين مملكت چه نقشي را ايفا مي كنند

غارتگر بيت المال

ديروز رفتم بانك ضامن يكي از دوستام بشم. مدارك را چند هفته قبل تحويل داده بودم و منتظر جواب استعلام بانك بوديم كه ديروز اومده بود.حتما ميدونيد ديگه كه اگه كسي بخواد وام بگيره بانك در مورد خود وام گيرنده و ضامن هاش از بقيه بانكها در مورد وامهايي كه قبلا از سيستم بانكي گرفتند و خوش حسابيشون استعلام ميكنه. القصه رفتيم بانك و رئيس بانك يه نگاه به جواب استعلام من كرد و بعد يه نگاه به من كرد و گفت شما نميتوني ضامن بشي شما ١٢٩ميليارد بدهي داري. گفتم چند ميليون؟ گفت آقا ١٢٩ ميليارد!!! بعد پيگيري مشخص شد كه اين بدهي شركته و رئيس بانكي كه شركت توش حساب داره براي اينكه منو اذيت كنه بدهي را به نيابت از طرف شركت به اسم من زده. البته در حقم ناخواسته لطف كرده چون اينجوري ديگه ضامن هيشكي نميتونم بشم و براش بهانه موجه هم دارم. حالاديشب داشتم به اين فكر ميكردم كه الان يكي از صاحب منصبان كشور مياد سخنراني بكنه ميگه اسامي غارتگران بيت المال و بدهكاران بزرگ بانكي تو جيب منه و به موقع افشاشون ميكنم براي مثال در اهواز يك كارمند ساده هست كه ١٢٩ ميليارد به بانك بدهكاره و نمياد بدهيشو پس بده....