تهران زده
طرف يكسال نيست كه از اهواز منتقل شده تهران، حالا كه ماموريت اومده اهواز از راننده ميپرسه كه جاهاي ديدني اهواز كجاست؟ فكر كن!
طرف يكسال نيست كه از اهواز منتقل شده تهران، حالا كه ماموريت اومده اهواز از راننده ميپرسه كه جاهاي ديدني اهواز كجاست؟ فكر كن!
فکر کن یکروز قبل از امتحان پایان ترم برنامه امتحانات را عقب انداختند و موکولش کردند به پنج شنبه! تمام برنامه ریزی های درسی و کاری ام خراب شد
گندش بزنند واقعا این هم شد دانشگاه: اون از وضع صدور کارت دانشجویی شون این هم از وضع امتحان گرفتنشون. وجدانا دانشگاه علامه که بودیم از روز انتخاب واحد تاریخ دقیق امتحان مشخص بود و امکان نداشت چیزی عقب جلو بشه اما اینجا یکی از درپیت ترین دانشگاههای کشوره

احکام دین در سال ۱۳۸۸:اگر كسي با لباسي نماز بخواند كه به اندازه يك هزار ريالي(يك بند انگشت) در آن قطره خون باشد مي تواند با آن نماز بخواند اگر چه بهتر است آن را هم پاك كند .

۱- ۱۰ ساعت خوابیدن در ایام امتحانات: واقعا خوابی ملذذ تر خواب ایام امتحان هست.
۲- اینترنت بازی در ایام امتحانات: دقت کردین این چند روزه من به اندازه چند ماه گذشته مطلب نوشتم و نظر تو بقیه وبلاگها گذاشتم.
۳- فیلم دیدن در شبهای امتحان: همین دیشب "ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی" را دیدم. جذاب بود ولی خب کارتونهای دوران ما کجا و اینها کجا
۴- کتاب خواندن به جای درس خواندن:داستان های شهرجنگی حبیب احمدزاده را گرفتم و دارم کم کم میخوانم.
۵- تلوزیون در ایام امتحانات: فعلا تی وی برای من در حد فارسی وان و شب به شب و خواهر دوست داشتنی من خلاصه شده.
دعا کنید که بتوانم از این امتحانات لذت کامل را ببرم...
تو جامعه ای مثل ما که دموکراسی تو کوچکترین واحد اجتماعش یعنی خانواده رعایت نمیشه تو جامعه ای که هنوز پدر حق کشتن فرزندش را داره بدون اینکه عقوبتی متحمل بشه تو جامعه ای که هنوز قهرمان مردم عامی اون رضا خانه و بالاخره تو جامعه ای که اکثریت افراد اون هنوز اعتقاد قلبی به دموکراسی ندارند و اگر خدای ناکرده به جایی و مقامی برسند خودشان چنان دیکتاتوری میشوند که دست رضاخان را از پشت ببندند صحبت از دموکراسی بی فایده است و به زور قالب کردن یک حکومت دموکراسی به این مردم نتیجه اش همان می شود که در عراق و افغانستان شد. معمولا حکومت ها آیینه تمام نمای مردمشون هستند و حکومت فعلی ما هم به نظر من از این امر مستثنی نیست. به نظر من اگر قرار باشه که تو ایران ما به یک دموکراسی برسیم باید خیلی چیزها و در راس اون طرز تفکر سنتی مردم عوض بشه. این یکی از عقاید منه که اگر امریکایی ها در عراق و افغانسان به جای این همه بودجه نظامی یک بودجه درست و حسابی به تحصیل جوانان افغان و عراقی در دانشگاهها اختصاص می دادند یا به بالا بردن سطح فرهنگ مردم از طریق تلوزیون هاشون الان خیلی موفق تر بودند. گرچه شک دارم امریکایی ها هم دلشون به حال کسی سوخته باشه و به نظر بیشتر این هرج و مرج ها را دوست دارند تا از این فرصت استفاده کنند و منافع مادی خودشون را تامین کنند...
دیشب برنامه نود برای خودش اغتشاشی شد ولی خب جدا از همه بحث های سیاسی مطرح شده توسط حاضران و استنباط شده توسط بینندگان وجدانا ما تو این مملکت چه چیزمون سر حساب و کتابه که این عادل خان گیر داده که فوتبالمون باید حتما سیستماتیک باشه و ما در حد کره و ژاپن باشیم و ... آخه ما چیمون مثل کره و ژاپنه که فوتبالمون مثل اونها باشه؟ سیستم اموزشیمون؟ اقتصادمون؟ صنعتمون؟ نگید اینها بیربطه که اتفاقا کاملا هم مربوطه مگر میشه در کشور توسعه ورزشی داشته باشیم بدون توسعه فرهنگی یا بدون توسعه اقتصادی یا بدون توسعه سیاسی؟ وقتی هیچ مسئولی در این مملکت پاسخگوی عملکرد خودش نیست و هر افتضاحی به بار بیاره کسی بهش نمیگه بالای چشمت گیلاسه یا ابرو و طرف هم کوچکترین انتقاد از خودش را در حکم تضعیف نظام و محاربه با امام زمان میدونه خب چطور انتظار داریم که ما توسعه یافته بشویم. اگر قرار چیزی تو این مملکت درست بشه باید پایه ای شروع بشه و از همه جهات هم شروع بشه که به نظر من گامهای اول هم باید یکی وجود یک برنامه مدون باشه که هرکسی که رئیس جمهور شد نتونه اونو کاغذپاره بدونه و دومیش هم این هست که مدیران در مقابل عملکردشون پاسخگو باشند و نتوانند حکم منتقد برابر با محارب را بدهند.
نمیدونم چرا تو تمام ساختمان های اداری میرداماد میز منشی شرکت را کنار دستشویی گذاشته اند؟ میدونی ادم باید چند بار سیفون را بکشه تا منشی از سروصداهای داخل دستشویی چیزی متوجه نشه!