چرت و پرت
حالم خرابه خيلي هم خرابه بدبختي ماجرا اينه كه خودمم نميدونم چمه حوصله ندارم ميخوام برم اعصابم خرابه بدون هيچ دليلي همه افسوس زندگي منو ميخورن اما خودم نميدونم چه مرگمه يادته اخرين بار كه اينجوري شدم چي شد؟ دوست دارم برم كنده شم برم يه جاي ديگه خسته شدم از همه چي خسته شدم بيشتر از همه از خود عوضي ام اصلا حال و حوصله خودمو ندارم گمشو برو ديگه چيه چسبيدي به من ول كن برو ديگه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۴ ساعت 11:35 توسط صادق
|