چند سال پیش با شورلت نوا یکی از دوستان داشتیم جایی می رفتیم که یک دفعه وانتی از سمت راست ما سبقت گرفت و بلافاصله پیچید جلوی ما طوری که کنترل ماشین از دست دوستم خارج شد و نزدیک بود که راهی جدول وسط خیابان بشویم. خب دوست من هم نامردی نکرد و سرعت را زیاد کرد و وقتی به اونها رسیدیم دقیقا همین کار اونها را تکرار کرد با این تفاوت که اون ماشین از عقب به ماشین ما زد و خلاصه ما با توپ پر از ماشین پیاده شدیم که ناگهان متوجه شدیم توی وانت یه مریض اورژانسی وجود دارد و باید هرچه سریعتر به بیمارستان برسه...

خدا میدونه که اونروز چقدر خجالت کشیدم.