شهادت امام موسی کاظم را تسلیت میگم

در ضمن دوست دارم مطلب ایرانیها بهترین مردم دنیا را بخوانید و مورد هفتم را برایم بنویسید

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع: مجله خواندنيها22/10/49

وقتيكه مامون خليفه عباسي در بغداد بود به او گزارش دادند كه در خراسان ، فلان شخصي كه قبلاً مسيحي بوده و بعداً مسلمان شده ، دوباره از اسلام برگشته و مرتد شده است ، كه بايد او را كشت.

وقتي اين خبر به مامون رسيد دستور كشتن او را نداد و گفت : او را به بغداد بفرستند تا خود رسيدگي كند همين دستور موجب شد تا آن مرد را نكشتند و نزد مامون فرستادند.

وقتي مامون او را ديد گفت: من ترجيح مي دهم بتوانم از طريق قانون حق و حقوق تو را حفظ كنم ، تا از راه قانوني تو را بكشم و دوست تر دارم كه تو تبرئه شوي و من بتوانم تو را نزد خودم نگه دارم ، از اينكه متهم باشي و ناچار باشم تو را از خود برانم.

بنابراين مي خواهم حقيقت را بگوئي ، تو اول مسيحي بودي و از دين پدر و مادر خود برگشتي و مسلمان شدي ، چه شد كه اسلام را بر دين خود ترجيح دادي و چرا دوباره رميده شدي و برميگردي؟و با اين رد و قبول كردن براي خودت ايجاد زحمت نموده و در ميان مسلمانان نگراني و اضطراب بوجود آورده اي، بگو شايد دردت درمان پذير باشد و اگر قابل مداوا نبود و مجبور به مجازات شديم ، هم تو و هم ما معذور باشيم.

 حالا ادامه ماجرا

آن مرد تحت تاثير حسن نيتي كه در مامون نسبت به خود ديد، گفت: حقيقت اين است كه اختلاف فراوان و فاحشي در ميان شما مسلمانان ديدم و در نتيجه دوري جستم ، در آغاز اصول عقايد وآداب اسلامي مرا جلب و جذب كرد.وقتي وارد شدم و ديدم مسلمين اين همه با هم اختلاف دارند به شك و ترديد افتادم .

مامون به او گفت:ما مسلمانها دو جور اختلاف داريم، يكي اختلاف در اذان گفتن و تكبيراتي كه در نماز ميت بايد باشد و گفته شود و بعضي اختلافات فتوائي كه هركس با مدركي كه در دست دارد ، بر حسب ذوق و ادراك ، يك نوع استنباط مي كند و نظاير آنها كه هيچكدام در حقيقت اختلاف در دين نيست بلكه خود يك نوع وسعت ميداني است كه مسلمانان هركدام هر طور بفهمند عمل مي كنند و عملشان مقبول است و مضيغه و محدوديت ندارد.مثلاً يكي سبحان الله را سه بار مي گويد و ديگري يكبار و هيچكدام بر ديگري عيب نمي گيرند

 نوع ديگري اختلافاتي است كه در تأويل فلان آيه و يا فلان حديث دارند ، بعد از آنكه در تنزيل آن معتقد هستند و همه ايمان دارند كه فلان آيه در فلان مورد از جانب پروردگار نازل شده است و اين اختلافات در همه اديان و مذاهب، بلكه در همه عبارات يافت مي شود كما اينكه در آيات تورات و انجيل و گفته عرفا و ادبا مشهود است ، و اختلاف استنباط بسته به درجات فهم و سطح سليقه و نوع ذوق افراد است

آن مرد وقتي سخنان مامون را شنيد دو مرتبه به راه آمد شهادتين را گفت و اظهار ندامت كرد و توبه نمود. خطاب به مامون گفت: حقيقتا به يگانگي خداوند متعال اقرار مي كنم. اگر تو عجله كرده بودي و اگر مردي سبك سر و كم ظرفيت بودي هماندم كه اين گزارش به تو مي رسيد دستور كشتن مرا ميدادي.

ولي با اين تأمل و تعقلي كه كردي و مدارائي كه به كار بردي مرا از دو جهت زنده نگه داشتي هم جسم مرا و هم به حقيقت دل و ايمان مرا از نو زنده كردي.