سال 89 با مسافرت آغاز شد و امام رضا قربونش برم براي دومين بار طي سه ماه طلبيد؛ كه هر دو بارش با وجود اينكه از سرما يخ كرديم، ولي جاتون خالي خيلي خوش گذشت.

سال 89 عليرغم شروع عالي اش تقريبا تا الان يكي از بدترين سال هاي عمرم بوده. فقط اينكه شما بدونيد تو اين سال دهه سوم عمرتون به پايان ميرسه و دهه چهارمش شروع ميشه خود به خود نسبت به اين سال احساس بدي پيدا مي كنيد. اگر نظرات پست قبل را بخونيد متوجه ميشيد كه من الان 30 سال و 4 روز سن دارم. ولي خب از اونجا كه نظرات پست قبل براي هيچ كس مهم نيست؛ من همين جا اعلام مي كنم كه الان 30 سال و 4 روز سن دارم.

سال 89 مثل سال قبلش با دندان درد شروع شد.فكر كنم اگر بخوان تو كتاب فارسي دوم دبستان داستاني را جايگزين تصميم كبري بكنند به راحتي بتونند از ماجراي مسواك نزدن من – دندان دردهاي من – عصب كشي هاي پي در پي و در نهايت تصميم من براي مسواك زدن يك داستان آموزنده خوشگل در بيارن.

سال 89، سال باز شدن پاي من به انجمن ديابت شد كه اين رفت و امد احتمالا تا آخر عمر ادامه داره. درسته كه از نظر ارثي من قاعدتا يك قندون كامل به حساب ميام، ولي خب به نظرتون زود نيست كه آدم تو تولد 30 سالگي اش يه دستگاه تست قند خون هديه بگيره؟

سال 89 سال لاغر شدن من هم هست اين ماجراي قند خون باعث شده كه تو 3 ماهه اخير نزديك به 15 كيلو كم كنم و با توجه به اين روند خانم جان به فكر تهيه درپوش مناسب براي راه آب هاي درون خونه است كه چند وقت ديگه من از شدت لاغري در اونها فرو نرم. اصلا شما با خواندن اين مطالب خودتون نمي فهميد كه داريد با يه ادم 95 كيلويي صحبت مي كنيد؟

سال 89، سال همت مضاعف هم هست و از اونجا كه اينجانب به شدت جون دوست هستم، هفته پيش 70 تومن دادم تردميل خريدم و جاتون خالي الان چند روزه در حال دويدنم. از شدت جوگرفتگي فقط همين را بگم كه علاوه بر گرفتگي ماهيچه هاي پا، كف پاهام نيز تاول زده!

سال 89، سال كار مضاعف هم است و با راه افتادن پروژه اي كه اواسط سال قبل به اون منتقل شدم الان چند وقته كه تو خواب هم، خواب LC و صورتحساب و كوفت و زهرمار مي بينم. فقط تصور اينكه من روزي 4 تا 5 ساعت تلفني با فروشنده ها و صاحبكارهام مجبورم فك بزنم باعث سردرد ميشه چه برسه به...