نامزدنگ
شد 4 سال، به همين راحتي! به من اونقدر خوش گذشت كه نفهميدم چطور گذشت اميدوارم بقيه اش هم همينطور خوب و خوش و به سلامتي بگذره، مدتش زياد مهم نيست ها اون خوبي و خوشي و سلامتيش بيشتر برام مهمه. نميدونم خوبه يا بد اما انقدر به تو وابسته شدم كه يادم نيست اون موقع كه عشق تو در دلم نبود ، چگونه و براي چي زنده بودم؟ خيلي خوبه كه آدم بهانه اي براي زنده موندن داشته باشه حالا بهاش هرچي هم باشه مهم نيست! ممنونم از تو براي تك تك لحظات اين 4 سال
پ ن: 4 سال پيش يه همچين روزي تو يكي از شبهاي ماه رمضون يه صيغه محرميت خونده شد تا ما دو تا نامزد بشيم ...
پ ن: 4 سال پيش يه همچين روزي تو يكي از شبهاي ماه رمضون يه صيغه محرميت خونده شد تا ما دو تا نامزد بشيم ...
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 14:43 توسط صادق
|