سوغاتی
اين سه هفته اي كه مرخصي بودم، دو هفته اش در مسافرتي به مشهد گذشت. تو مشهد هرچي به دنبال يك سوغاتي با كلاس و ارزون قيمت براي همكاران گشتم چيز خاصي پيدا نكردم و آخرش هم به پيشنهاد خانم جان قرار شد براي هركدام از همكاران يك جانماز كيفي (از اين گلدوزي شده ها) به اضافه يك مهر و تسبيح و يك بسته جيلي بيلي بگيريم. جمعه شب خانم جان زحمت بسته بندي و كادو گرفتن سوغاتي ها را كشيد و شنبه صبح موقعي كه خواستم بيام سركار ديدم يكي از مهر و تسبيح ها روي ميز وسط هال جا مونده! شستم (شصتم؟) خبردار شد كه يكي از بسته هاي سوغاتي بدون مهر و تسبيح مونده. فكر كن جانماز سوغاتي بدون مهر و تسبيح! خاصه موندم كه چه كنم از يك طرف نه حال و حوصله و نه وقت و نه حتي كاغذ كادو داشتم كه همه سوغاتي ها را باز كنم و ببينم كدومشون بدون مهر و تسبيحه و از اون طرف هم خيلي زشت بود كه يكي از سوغاتيها جانماز بدون مهر و تسبيح باشه. آخر سر هم بي خيال شدم و همينجوري سوغاتيها را بين همكاران تقسيم كردم.
ظهر تا رسيدم خونه سريع به خانم جان ماجرا را گفتم. برگشت با يك نگاه عاقل اندر سفيهي گفت: مگه نه اينكه از اول يه مهر و تسبيح اضافه داشتيم؟ تازه يادم اومد....