کفشهایم را از همین بیخ گوشمان دزدیدند! از در آپارتمانمون اون هم در حالی که ما تو هال نشسته بودیم یعنی با فاصله ای کمتر از 3 متر و در حالی که فقط یک در حایل ما و دزد نامحترم بود. نامرد رفدار حقوق زنان هم بوده: کفش و صندل مرا که حدودا 5 ماه کار کرده بودند برده، اونوقت به کفش خانم جان که یک هفته هم نیست خریده، دست نزده! البته اطرافیان می گویند بحث حقوق زنان نبوده بلکه کفشهای دست دوم مردانه را بهتر می توان فروخت، اما من می گویم ببین چه زمانه ای شده که حتی یک دزد معتاد هم میداند که حقوق زنان را باید رعایت کند اما خیلی از درس خوانده های ما که ادعای مملکت داری شان می شود هنوز این را نفهمیده اند!

کفش و صندل دزدیده شده ارزش چندانی نداشتند که بخواهم برایشان زانوی غم بغل کنم اما چیزی که مرا بیشتر آزار می دهد  ورود یک غریبه به حریم خصوصی ام است. اگر روزی گیرش بیارم مطمئنا تحویل پلیس اش نمی دهم بلکه تا میخورد میزنمش اون هم فقط بخاطر اینکه جرات کرده و به حریم من بدون اجازه وارد شده.

اصلا همه اش تقصیر این همسایه مان است. این همسایه از اون ادمهایی است که به اصطلاح "دستش به شرتش نمیرسه" یعنی عادت نداره پشت سرش در را ببنده چندین بار هم بهش گفتم اما این همسایه ما جزو عربهایی است که عادت ندارند در خانه شان به روی کسی بسته باشد و تقریبا هر شب مهمان دارند. آدمهای بسیار خوب و نازنینی هستند ولی همین عادت بدشان مرا که نه بلکه کفشهایم را کشته!