1- دومين سال هم تمام شد! الان دو سال از روزي كه من و خانم جان به هم محرم شديم مي گذرد. دو سالي كه به خوبي و بدي، به قهر و آشتي، به سلامتي و بيماري، به شادي و غم گذشت. اما نكته مهم اين است كه هنوز هم بعد از دوسال با هم هستيم اميد كه تا آخر عمر با هم باشيم.

2- اين 4 روز تعطيلي عجب حالي داد! با اينكه تمام كارهاي اداري ام را براي روز چهارشنبه و پنج شنبه گذاشته و بودم و اين تعطيلي تمام كاسه و كوزه ام را به هم ريخت و حداقل يك هفته كارهايم را به عقب انداخت. اما با همه اينها خدا جور كرد اين 4 روزه تعطيلي يك سفر  به كرمانشاه كردم. اولين بار بود كه به اين شهر ميرفتم اما دو چيز خيلي تو ذوق ميزد: اول محروميت مردم شهر و دوم آب و هواي عالي. راستي كسي نميداند چرا اين همه سگ توي كرمانشاه هست؟

3- صحبت تعطيلي شد اين را هم يادم نره بگم: خيلي ها از اين 4 روز تعطيلي غيرمنتظره انتقاد كرده اند و دولت را متهم به مانور تبليغاتي براي انتخابات شوراها بدون توجه بخ تبعات اين تعطيلي غيرمنتظره براي مردم كرده اند. حرفشان تا حدودي است اما به نظرم اين افراد منتقد اگر اعتراضي به اين وضعيت داشته اند بايد حداقل خودشان در محل كارشان حاضر ميشدند تا بدينوسيله اعتراض خودشان را بيان كنند نه اينكه اين چهار روز را در خانه كاملا استراحت كرده اند و حالش را برده اند تازه بعد از تعطيلات يادشان آمده باشد كه تعطيلات زياد به اقتصاد كشور صدمه ميزنند. اصولا ما ايرانيها عادت داريم كه منتقدان خوبي باشيم اما در عمل مرد معركه نباشيم.

4- در حاشيه سفر به كرمانشاه سفري دو ساعته به جوانرود و بازارچه مرزي اش داشتيم. وقت تلف كرديم! تنها چيزي كه اگر اهلش بودي آنجا فراوان و ارزان بود انواع و اقسام مشروبات الكلي بود وگرنه بقيه چيزهايش زياد با اهواز تفاوت قيمتي نداشت.

5- تلفن خانه چند روزي است كه قطعه و هنوز نتونستم مشكلش را رفع كنم و به همين دليل زياد نميتونم به اينترنت وصل باشم اگر كه سري به دوستان نميزنم علتش مشغله زياد و قطعي تلفنه كه دوستان به بزرگي خودشان مي بخشند.