سلام

این پست را برای این دوست عزیز نوشتم چون دیدم وقت گذاشته و چقدر مطلب برای من نوشته. اما نظر اول ایشان راجع به عروسی آن دختر روستایی:

تا حالا چوب خردی !
تو می دانی مفهوم عروسی و ازدواج و چوب بازی که با وقاحت و بدون شرم واژه متاسفانه را اول آن می آوری و حیف آن آدم های محترمی که ترا دعوت کردند.چیست؟
آنجا اثبات مردی نیست چون ترک قشقایی و یا هر ایل و تبار دیگر مردی مردانشان را از قبل اثبات نموده اند.
در ضمن چوب بازی اصول خاصی دارد و چون آدم های تیتیشی مثل شما! بلد نیستند چوب بگیرند آن را با واژه متاسفانه یکی می کنند تا در کنار انام آن مردان برای خود ابهتی کسب کنند.
اما دختر 16 ساله و داماد 25 ساله ؟ که چی؟ رسم اشتباهیه ؟ می خوای بگی که برای دختر زوده ... باید هوس بازی کنه و چند تا دوس پسر داشته باشه و بعد که خوب .............. بره ازدواج کنه؟ تو هم مثل تمام آدم های هم فکر خودت به مقدس بودن پیمان ازدواج و عشق و زمان آن پی نبرده ای .......... ما را بگو که وقتمان را هدر نوشتن کامنت برای شما می گذاریم.
در ضمن از این به بعد بیشتر به وبلاگت سر می زنم و امیدوارم که نسبت به فرار از اصل خویش تجدید نظر کنی ؟ !حرف ها بسیارند و فرصت کم
ببخشید اگر جسارتی شد و خدای ناکرده بی ادبی
بدرود

 

 

خداوکیلی چوب نخوردم اما اثبات مردانگی را در جلوگیری از تضییع حقوق مردم می دانم اگر به مردانگی آنها تاختم بخاطر این بود که انسانی را مجبور به ازدواج با دیگری کردند به جرم دختر بودن.منظور من از آوردن سن و سال بیشتر اشاره به اختلاف سنی زن و شوهر بود گرچه برای ازدواج انسان باید به پختگی برسد که به نظر من ۱۶ سالگی سن مناسبی برای ازدواج نیست.

 

اما نظر دوم ایشان در مورد افتخار کردن:

چته آقا صادق ؟ حالت خوبه؟
تو به چی افتخار می کنی؟ به چی؟
توی وبلاگت هر چی گشتم اثری از احساس ایرانی بودن در جودت ندیدم . دلیلش هم اینه که باید مثل بعضی آدم ها جو گیر شده باشی؟
برات متاسفم .
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش .............. و شک دارم تو ان اصل را داشته باشی ! ببخشید ها . ولی خدا را شکر که آدم هایی مثل تو احساس ایرانی بودن ندارند. به درد همان خارجی ها می خوری تا آن به روزت بیارن که نباید بیارند.
آدم با اصالت اصلتشو زیر پا نمی زاره! مشکل ما با خیلی ها همینه .... در ضمن شک دارم که توی تموم عمرت یکی از کتاب های اصیل تاریخی این مملکت را خوانده باشی ترسو...
با ادبیات خودت باهات صحبت می کنم. چون بدتریت توهین ها را به اصالت ایرانی کردی ....
بگو ببینم تو چه به دست آوردی که بهش افتخار کنی؟ نفی اعتبار خانواده و هزت و بزرگی ایرانی ها را ؟ ابوریحان هم اگر ابوریحان شد . یه خاطر همین مردم بود. هی تو بیا و اثبات کن که پسر خیلی چیز فهمی هستی ! بابا ای ول ما بچه دهاتی ها از آدم هایی که اصلتشون رو زود زیر پا می زارن هراسانیم می دانی چرا ؟ چون آدم های قابل اعتماد و مطمئنی نیستند. کسی که اصلات ایرانی را به هیچ می فروشد خودش را هم به هیچی گنده تر خواهدفروخت....
در ضمن من به لر بودنم افتخار می کنم. و بهت پیشنهاد می دم توهم به بی اصالتی خود افتخار کنی !!!!!!!!!!!!!!!!
اگر سر عقل آمدی و فهمیدی چه پستی فرستادی همینجا جوابش را بنویس ..........
در ضمن برادر عزیز و محترم من : جو گرفتگی اصلا خوب نیست !!!!
زنده باد روح ایرانی
زنده باد تفکر ایرانی
زنده باد ایرانی های ایرانی
بدرود

 

خب اشکالی که این دوست عزیز به من گرفتند را اکثر دوستان به من گوشزد کردند خب من نظرم را در مورد ایرانیها در مطلب ایرانیها بهترین مردم دنیا در وبلاگ چای بخور غصه نخور قبلا نوشتم که قبل از فحش دادن به من انرا بخوانید به هر حال به نظرم در شرایط کنونی ایرانی بودن زیاد افتخار محسوب نمی شود.

 

پ.ن۱: این هفته در وبلاگستان وبلاگ یادداشتهای امپراتور معرفی شده است