عشق است و آتش و خون، داغ است و درد دوری

کی میتوان نگفتن، کی میتوان صبوری

کی میتوان نرفتن، گیرم پری نمانده

گیرم که سوختیم و خاکستری نمانده

با دوست عشق زیباست، با یار بیقراری

از دوست درد ماند و از یار یادگاری