کارگران روزمزد
این فلکه چهارشیر اهواز( که الان شده میدان شهید بندر اما همه همون چهارشیر می نامندش)یکی از معروف ترین و پر ترددترین میدانهای کشور است. از اونجایی که تمام کامیونها و تریلی های مسیر ترانزیت جنوب به شمال و بالعکس باید از این فلکه عبور کنند، دور تا دور فلکه پر از کارگران روزمزدی است که به امید بکار گرفته شدن برای تخلیه بار یکی از این تریلی ها از طلوع آفتاب تا غروب در سرما و گرما منتظر می مانند.نه بیمه ای و نه آینده ای با روزی ۵ هزار تومان دستمزد .باید باشید و ببینید وقتی یه تریلی که داره از وسط خیابان حرکت میکنه اشاره ای به این جماعت میکنه که کارگر می خواهد همینطور کارگر است که از ۴ طرف میدان وسط خیابان بدون توجه به ماشینهای عبوری شروع به دویدن می کنند تا یکیشان زودتر دستش به کامیون در حال حرکت برسد و در ضمن حرکت کامیون بتواند سوار قسمت عقب ماشین شود و همه این تلاش برای ۵ هزار تومان است . خدا میداند که چند نفر از اینها تا به حال زیر ماشین جان داده اند و خدا هم شاید نعوذ بالله نداند که چرا یکی تو این مملکت به فکر سر و سامان دادن اینها و بیمه کردنشان نیست. اگرچه فکر کنم اگر مسئولان ما بیخیال این قشر بشوند بهتر است چون بقیه اقشاری که قرار بوده دولت فکری به حالشان بکند هنوز آرزوی برگشت به زمان قبل از رسیدگی را دارند.
از طرف دیگر این فلکه یکی از میدانهای اصلی شهر اهواز و یک مسیر پرتردد برای سفرهای درون شهری هم به شمار میرود و بعضی مواقع تقابل این کارگران و افراد عادی صحنه های جالب یا شاید هم تاثرانگیزی را خلق می کند.امروز صبح هم یکی از آن صحنه های جالب را من دیدم . دو پسر ۱۸ تا ۱۹ ساله را فرض کنید یکی به عنوان کارگر با یک شلوار کردی و کاپشن رنگ و رو رفته و دیگری به عنوان رهگذر با کاپشنی که حداقل ۳۰۰۰۰تومان قیمت و شلوار لی و کلاه و دستکش و از همه مهمتر یه کوله پشتی که یه کول خود انداخته بود. خب به نظرتون اون کارگره چی بیاد به این پسره بگه:
کوله پشتی منو کشتی
جان خودم با یه لحن قشنگی گفت من تا ۵ دقیقه می خندیدم.
پ.ن۱:مطلب قبلي را نمي خواستم پيشداوري در اختيار خوانندگان بگذارم دوست داشتم هركس خودش تصميم بگيرد اما فكر مي كردم موضوع اين قدر واضح باشدكه نيازي به اعلام موضع من نباشد. اينگوه تحليلها اينقدر احمقانه هست كه نتيجه اي جز خشونت طلب جلوه دادن اسلام و تاييد كشته شدن بيگناهان بوسيله قران را نداشته باشد.
پ.ن۲:برای دومین بار امروز مجبور به حذف یک نظر شدم بار قبلی که حذف کردم یک بنده خدایی به خودم فحش ناموسی داده بود این بار هم یک نفر توهین زشتی به قران کرده بود خیلی سعی میکنم احترام به نظرات دیگران بگذارم تا جایی که نظر کسی که خود را حقیقت تلخ نامیده هست را هم حذف نکردم اما آن بنده خدا چیزی گفته بود که از ظرفیت من خارج بود