پیرمرد و سیگار
1- هنوز يكسال نشده كه پيرمرد دو تا از رگهاي قلبش را فنر گذاشته كه دوباره اين دو تا رگ گرفته و پريروز بردنش براي آنژيوگرافي
2- ديروز كه رفته بوديم ملاقاتش براي اولين بار بود كه پيرمرد را بدون سيگار ميديدم. به قول خودش روزي حداقل سه بسته ميكشه!
3- دكترش گفته كه اگه سيگار را ترك كني دوباره با يكذره تميزكاري و فنرگذاري كارت راه ميفته ولي اگه بخواي همچنان به دود كردن ادامه بدي به نفعته كه عمل قلب باز انجام بدي و دو تا رگ كمكي اضافه كني
4- كافيه سه ساعت تو يه اتاق بشينه بعدش ديگه از دود تو اتاق چشم چشمو نمبينه. همكاراي هم اتاقيش براي رفع اين مشكل اون را زير پنجره نشوندند تا دود تخليه بشه ولي اين هم نتوانست زياد از دود گرفتي اتاق بكاهد بنابراين دادن يه هواكش تو پنجره پشت سرش نصب كردند تا دود را از اتاق بيرون بكشه. روشن بودن تمام وقته اين هواكش بالاي سر ايشون كمي از غلظت آلودگي اتاق كاسته!
5- ديروز وقتي وارد اتاقش تو بيمارستان شديم اولين چيزي كه نظرم را جلب كرد بوي تند سيگار بود! كاشف شد كه آنقدر نق زده و التماس كرده كه پسراش تختش را بردن كنار پنجره و دو تا سيگار پشت سر هم كشيده! تنها شانسي كه آورده اين بوده كه هم اتاقيش كه اون هم بابت آنژيو بستريه، سيگاريه و از بوي سيگار ناراحت نميشده
6- ديروز هر كس بهش ميرسيد بابت سيگارش بهش غر ميزد و سرزنشش ميكرد. وقتي اين حرفها را ميشنيد يكنوع حالت عجز تو قيافش داد ميزد به نظرم ميخواست بزنه تو گوش همه اونهايي كه داشتند بهش حرف ميزدند و بگه كه اينهايي كه ميگيد من خودمم ميدونم ولي نميتونم ترك كنم اگه ميتونستم كه ديگه مرض نداشتم اين همه حرف از شما بخورم
7- به نظر من پيرمرد ديگه كارش از اين حرفها گذشته و مثل منصور كه فرياد اناالحق سر داده بود ايشون هم فرياد اناالسيگار سر داده و ديگه خودش و سيگار يكي شده اند...
8- پيرمرد همچين هم پير نيست، 58 سالشه ولي اگه ببينينش كمتر از 70 سال براش نميزنيد!