شروع دوباره

واقعا تصمیم گرفته بودم بیخیال بلاگفا بشم و برم یه جای دیگه یه وبلاگ باز کنم ولی دیدم من وبلاگ نویسی را با بلاگفا شروع کردم و دیگه به این جانور عادت کرده ام، راستش یکی دو جای دیگه هم وبلاگ باز کردم ولی به دلم نچسبید دیدم بیوفایی نکنم بهتره! بالاخره یا تو همین بلاگفا مینویسم یا اینکه عطای وبلاگ نویسی را هم می بخشم به لقایش!

ربنا

سوره بقره آیه 128

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير ، كه تو توبه‏پذير و مهربانى!

 

سوره بقره آیه 200

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

پروردگارا! به ما در دنيا نيكى عطا كن! و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار

 

سوره بقره آیه 250

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان!

 

سوره بقره آیه 286

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيت كافران، پيروز گردان!

 

سوره آل عمران آیه 8

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى!

 

سوره آل عمران آیه 16

رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

پروردگارا! ما ايمان آورده‏ايم; پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!

 

سوره آل عمران آیه 53

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

پروردگارا! به آنچه نازل كرده‏اى، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروى نموديم; ما را در زمره گواهان بنويس!

 

سوره آل عمران آیه 147

ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرويهاى ما در كارها، چشم‏پوشى كن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز گردان!

 

سوره آل عمران آیه 193

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ

پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران!

 

سوره آل عمران آیه 194

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ

پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچ‏گاه از وعده خود، تخلف نمى‏كنى.

 

سوره اعراف آیه 23

َبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ

پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود

 

سوره اعراف آیه 47

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!

 

سوره اعراف آیه 126

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ

بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بميران!

 

سوره یونس آیه 85

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده!

 

سوره ابراهیم آیه 40

رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء

پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير!

 

سوره ابراهیم آیه 41

رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز كه حساب برپا مى‏شود، بيامرز!

 

سوره کهف آیه 10

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا

پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!

 

سوره مومنون آیه 109

رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ

پروردگارا! ما ايمان آورديم; ما را ببخش و بر ما رحم كن; و تو بهترين رحم كنندگانى!

 

سوره فرقان آیه 65

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا

پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است!

 

سوره فرقان آیه 74

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!

 

سوره غافر آیه 7

رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ

پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است; پس كسانى راكه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!

 

سوره غافر آیه 8

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏اى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى!

 

سوره حشر آیه 10

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!

 

سوره ممتحنه آیه 5

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

پروردگارا! ما را مايه گمراهى كافران قرار مده، و ما را ببخش، اى پروردگار ما كه تو عزيز و حكيمى!

 

سوره تحریم آیه 8

رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانائى!

اندر احوالات قوانین تخماتیک این مملکت

-          سلام آقای بانک مسکن!

-          سلام آقای مراجعه کننده!

-          بفرمائید این مدارک وام من.

-          خواهش میکنم... اصل پایان کار ساختمان کو؟

-          اصل را ندارم ولی این کپی خدمت شما باشه.

-          باید اصل را بیارید تا با کپی مطابقت بدهیم.

-       متاسفانه اصل پروانه ساختمان الان در اختیار من و فروشنده نیست به نفر اول هم که ساختمان را ساخته دسترسی نداریم، یه راه حل جلوی ما بگذارید؟

-          این کپی را ببرید شهرداری، آنها اصل را در مدارکشان دارند بدهید مهر کپی برابر اصل برایتان بزنند تا کارتان راه بیفتد.

 

***

-          سلام آقای شهرداری!

-           سلام، بفرمائید.

-          لطفا این کپی پایان کار ساختمان را برای من برابر با اصل بکنید!

-          این کپی را برای کجا می خواهید؟

-          میخواهم از بانک مسکن وام بگیرم.

-          به بانک بگویید نامه رسمی به شهرداری بنویسد تا ما جوابشان را بدهیم.

-          حالا نمی شود من این همه راه را برنگردم و شما یه مهر برای من بزنید؟

-          نه آقا باید تقاضای رسمی بیارید تا جواب رسمی ببرید.

 

***

-          سلام آقای بانک مسکن!

-          سلام، برابر اصل کردید؟

-          نه متاسفانه! شهرداری گفت بانک باید نامه بدهد تا جواب بانک را بدهیم.

-          از دست این شهرداری! بفرمایید این هم یک نامه رسمی!

 

***

-          سلام آقای شهرداری!

-          سلام نامه را آوردید؟

-          بله  بفرمائید این هم نامه بانک!

-          چند لحظه صبر کنید... بفرمائید این هم جواب رسمی خدمت شما!

-          اما بانک گفت باید کپی را برابر اصل کنید؟

-           ما روی هیچ کپی ای مهر نمی زنیم بلکه جواب نامه را با یک نامه رسمی می دهیم.

-          خب اگر بانک قبول نکرد؟

-          آقا شما که اولین نفر نیستید

 

***

-          سلام آقای بانک مسکن!

-          سلام، آوردی؟

-          بفرمائید این هم جواب شهرداری!

-          کپی را برابر با اصل کرد؟

-          نه! اما نامه داد.

-          این نامه بدرد ما نمیخوره به اونها بگید که باید روی کپی مهر برابر با اصل بزنند!

-          یعنی هیچ راهی نداره

-          نه!

 

***

-          سلام آقای شهرداری!

-          سلام، دوباره که آمدی!

-          آقا نامه را قبول نکردند، گفتند باید کپی را مهر برابر اصل بزنید!

-          ما نمیتونیم این کار را بکنیم!

-          خب من چکار کنم؟

-          به ما ربطی نداره! مشکل تان را با بانک برید حل کنید!

 

 

پ.ن: هنوز که این مشکل حل نشده، ولی وجدانا مملکت اینقدر مسخره هم بخدا نوبره!

 

خدا بیامرزد مرحوم آقاسی را

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید، شاید

پرده از چهره گشاید، شاید

دست افشان پای کوبان میروم

بر در سلطان خوبان میروم

میروم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

میروم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمان خویش را

با همه لحن خوش آوایی ام

در به در گوشه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاشکی این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاشکی همسایه ما میشدی

مایه آسایه ی ما میشدی

هرکه به دیدار تو نائل شود

یکشبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است

نامه تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یکشب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار ومددکار ما

کی و کجا وعده دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

توئی که نقطه عطفی به اوج آئینم

کدام گوشه مشعر، کدام کنج منا

 به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید، شاید

پرده از چهره گشاید، شاید

و ان یکاد و چشم شور

 وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

نزديك است كه كافران هنگامي كه آيات قران را مي شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می گویند او دیوانه است در حالی که قران جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.

همه ما آیات پایانی سوره قلم را بارها شنیده ایم، خیلی از ما قاب عکسی از این آیات را بر در و دیوار خانه زده ایم و بعضی از ما این آیه را بر کاغذی نوشته و درون رقبه ای (کیسه چرمی حاوی دعا) بر گردن خود انداخته ایم تا از چشم زخم در امان باشیم. اما واقعا این آیه اشاره به چشم زخم یا به قولی چشم زدن دارد؟ مفسران سه تفسیر برای جمله" تورا با چشمان خود هلاک می کنند" آورده اند:

1- بعضی منظور از این جمله را نگاه غضب آلود مشرکان به پیامبر دانسته اند.

2- بعضی ها منظور از این جمله را این دانسته اند که دشمنان با استفاده از نیروی مرموزی که در بعضی چشمهاست سعی دارند تا به پیامبر آسیب بزنند. مثال این نیروی مرموز را حداقل در فیلمها زیاد دیده ایم که طرف مثلا با نگاهش قاشق خم می کند یا...

3- و عده ای دیگر منظور از این جمله را همان مفهوم عامه چشم زدن تعبیر کرده اند. این افراد بر این اعتقادند که این دو آیه اشاره به تضاد بین حرفهای کافران را نشان میدهد به طوری که از یکسو از شنیدن آیات قران چنان شگفت زده می شوند که از تعجب نزدیک است پیامبر را چشم بزنند اما از طرف دیگر حرفهایش را تکذیب کرده و او را دیوانه می نامند.

 

به هر حال هر برداشتی که از این آیه بکنیم باید بپذیریم که اکثر مردم برای در امان ماندن از چشم زخم دیگران اعتقاد زیادی به این آیه دارند و بدین منظور یا این آیه را قاب کرده و به در و دیوار خانه می زنند یا آنرا در رقبه گذاشته به گردن می اندازند. نمیدانم شما هم اعتقاد به چشم زدن یا چشم شور دارید یا نه؟ اما به نظر من به هر حال چشم شور هم از آن پدیده هایی است که شاید علم آدمی هیچوقت نتواند آنها را تایید یا حتی تکذیب کند اما همه خوب می دانیم که همچین پدیده هایی وجود دارند! شاید متهم به خراتی بودنم بکنید اما مثالها و نمونه های زیادی را از افرادی که چشم شور دارند در میان اطرافیان خود دیده ام و این مثالها و جریانها آنقدر واضح و روشن بودهاند که جای هیچگونه تکذیبی را برایم نگذاشته اند.

در میان روایات و احادیث هم اشاراتی به چشم زخم شده است:

در حدیث آمده که امیرالمونین علیه السلام فرموده اند که پیامبر برای امام حسن و امام حسین رقبه گذاشتند  و این دعا را خواندند: شما را به تمام کلمات و اسما حسنای خداوند می سپارم از شر مرگ و حیوانات موذی و هر چشم بد و خسود آنگاه که حسد میورزد. در جای دیگر هم از پیامبر نقل شده که : اگر چیزی می توانست بر قضا و قدر پیشی بگیرد چشم زدن بود.

و الله اعلم

 

ادامه جنگ آری یا نه؟

-          باز هم كه داره " روبان قرمز " را ميگذاره

-          اين صدا و سيما هم وقتي يه فيلم خوب پيدا ميكنه آنقدر ميگذارتش كه حال آدم از اون فيلم به هم ميخوره!

-          خوشم مياد پررو هم هستند

-          كيا؟

-          همين مسئولين مملكت

-          چرا؟

-          آخه يكي نيست بگه چند صد هزار جوون اين مملكت را كشتيد بس نيست حالا هم با پررويي تمام براشون بزرگداشت كه ميگيرند

-          ببخشيدها ولي به اونها چه مربوطه! وسط جنگ كه حلوا پخش نمي كنند

-          ولي مي تونستند بعد فتح خرمشهر جنگ را تمام كنند كه ديگه اين هم خسارت به مملكت نخوره

-          يه سوال: اگه دزد به خونه جنابعالي بزنه و شما از خواب بيدار شي و دزده شروع كنه به فرار، اونوقت تو تا دم در خونه ات دنبالش راه ميفتي يانه توكوچه هم دنبالش ميكني؟

-          اگه بدونم كه ممكنه خروج من از خونه باعث بشه تا آسيب بيشتري ببينم از دم در خونه ام اون ور تر نميرم

-          ولي اگر بدوني كه اگه دنبالش نكني تا زمين گيرش بكني اون وقت طرف ميره با كمك دوستانش خودش را بيشتر تجهيز ميكنه و دوباره برميگرده چي؟

-          از كجا مطمئني كه اگه جنگ همون موقع متوقف ميشد باز هم صدام به ايران حمله ميكرد؟

-          از اونجا كه دو سال بعد از پذيرفتن قطعنامه تا يه كم قوايش را جمع و جور كرد سريع سر خر را كج كرد و به كويت حمله كرد

-          كويت قضيه اش با ايران فرق داشت اونها يك كشور بدون ارتش بودند بعدش هم كلا يه ميليون جمعيت نداشت

-          مهم فرق كويت و ايران نبود، مهم كور كردن چشم طمع صدام بود. صدام تا كشور همسايه اش را در موضع ضعف ميديد سريع طمع ميكرد و حمله!

-          ولي بعد از فتح خرمشهر ايران توان نظامي اش را ثابت كرده بود و ديگه چشم صدام ترسيده بود

-          همون موقع هم هنوز بسياري از مناطق ايران تحت اشغال عراق بود معلوم نبود كه با پذيرفتن قطعنامه عراق اونها را پس بده اران بايد يا تمم خاك خود را آزاد ميكرد يا اينكه گرويي از عراق مي گرفت

-          آخر گرو به چه قيمتي؟

-          گفتم كه تو جنگ حلوا كه پخش نمي كنند

.........