سالی که گذشت

 سال 84 با همه خوبی ها و بدیها داره میره که تموم بشه میخوام یک مروری بکنم به این سال:

انتخابات:

 بين الملل:مهمترین انتخاباتهای سال حکم به برتری راست گرایان افراطی در ایران، حماس در فلسطین، چپ گرایان در بولیوی، دموکرات مسیحی ها در آلمان و ائتلاف ضد سوریه در لبنان دادند. انتخاباتهای عراق و افغانستان که به برکت شیطان بزرگ برگزار شدند هم فارغ از نتیجه حاصله خود به خود اتفاقات مهمی به شمار می رفتند. گرچه تاریخی ترین انتخابات سال 84 برای اولین بار در تاریخ قاره آفریقا حکم به ریاست جمهوری یک زن داده شد و لیبریایی ها پیشقدم راهی شدند که می تواند سرچشمه یک حرکت بزرگ در این قاره شود. راستی رای منفی فرانسوی ها به قانون اساسی اروپا را نباید از یاد برد، این رفراندوم و رای منفی از آن دهلهای است که صدایش بعدها در می آید و می تواند رویای شیرین اروپای متحد را به زباله دان تاریخ پرتاب کند.

ايران: انتخابات رياست جمهوري سال 84 را شايد تنها بتوان با دوم خرداد 76 مقايسه كرد در حالي كه تمام نظرسنجي هاي مربوط به دور اول حكايت از پيشتازي هاشمي و رقابت شديد معين و قاليباف بر سر مكان دومي بود ناگهان در آخرين ساعات راي گيري مشخص شد كه هم قاليباف و معين جاي خودشان را به كروبي و احمدي نژاد داده اند. علت راي بالاي كروبي را طرح 50هزارتوماني و كناره گيري محسن رضايي بايد جستجو كرد و معجزه احمدي نژاد هم جز به لطف مساجد، حوزه هاي علميه و پادگان ها بدست نيامد. در دور دوم هم كه تنفر مردم از هاشمي بر ترسشان از تحجر غلبه كرد تا احمدي نژاد در يكي از فشرده ترين انتخابات تاريخ رئيس جمهور شود. اما حوادث انتخابات همين جا به پايان نرسيد اعتراض كروبي كه به نامه معروفش به رهبري منجر شد و اعتراض هاشمي كه با تاييد رهبري همراه بود به بازداشت 24 ساعته برادر يكي از نامزدهاي انتخاباتي منجر شد مهمترين پس لرزه هاي انتخابات ايران بود.

 

مابقي اخبار دنياي سياست:

بين الملل: گل سرسبد تمام اتفاقات سال 84 پرونده هسته ای ایران بود که همه از ریز اتفاقات مطلع هستید فقط ایکاش آخرش ختم به خیر برای میهن و ملت شود.

كاريكاتورهايي كه در رونامه دانماركي منتشر شد آغازگر يك رويارويي بزرگ بين مسلمانان و غرب شد اين كاريكاتورها همچنين بحثهايي را در مورد حدود آزادي بيان بوجود آورد. در اين مورد بسيار نوشته اند فقط يك نكته: اكثر عكس العملهاي مسلمانان شباهت بسياري به اعتراضات مردم برره داشت.

 درخواست عبدالعزیز حکیم از ایران برای مذاکره با آمریکا در مورد مسائل عراق و پذیرفتن این درخواست از سوی ایران در واپسین روزهای سال 84 مرا عجیب یاد فصل آخر کتابی از جرج اورول انداخت!

سوريه هنوز از پس لرزه هاي ترور رفيق حريري در امان نيست: خروج نظاميان اين كشور از لبنان، خودكشي غازي كنعان وزير كشور سوريه ، فرار عبدالحليم خدام معاون رياست جمهوري اين كشور به فرانسه و افشاگري عليه بشار اسد و گزارش مهليس به شوراي امنيت مبني بر دست داشتن سوريه در قتل حريري همه و همه چنان فشاري به بشار اسد وارد كرده كه باعث شده نزديك به 8 كيلو در عرض يكماه وزن كم كند! شايد تنها خبر خوش براي او در اين سال اعتراف يكي از شاهدان مهليس به شهادت دروغ در اثر القائات اطرافيان سعد حريري بود كه باعث استعفاي مهليس از سمت بازرس ويژه سازمان ملل شد.

انقلاب مردم در قرقيزستان باعث فرار عسگرآقايف ديكتاتور حاكم بر اين كشور و تشكيل دولتي متمايل به غرب در اين كشور شد. با توجه به ماجراهاي اوكراين و گرجستان بايد منتظر انقلاب مردم بلاروس هم باشيم.راستي تا يادمان بوده انقلابها به ظهور ديكتاتورها يا حكومتهاي مخالف غرب منجر ميشد اما چند سالي است كه انقلابها دقيقا برعكس نتيجه مي دهند.

ايران:عليرغم اينكه پيش بيني ميشد دعواي اصلي بعد از رياست جمهوري احمدي نژاد بين اصلاح طلبان و آبادگران باشد اما در كامل تعجب خود ؟آبادگران به دو گروه تقسيم شدند چنان دعوايي بينشان شكل گرفته كه رد صلاحيت 6تا وزير پيشنهادي رئيس جهور توسط مجلس، قلع و قمع بودجه پيشنهادي دولت توسط مجلس رد لايحه صندوق مهررضا تنها گوشه اي از تلفات اين دعواست.

 اظهارات رئیس جمهور ایران درباره نابودی اسرائیل و همچنین تشکیک وی در هولوکاست که با هدف تغییر توجه جامعه جهانی از پرونده هسته ای ایران به مساله اسرائیل صورت گرفت.يكي از دوستام دندونش در مي كرد يكي ديگه از بچه ها نسخه براش پيچيد كه چاقو داغ كن بگذار روي دندونت خوب ميشه، بعد از انجام اين كار رفيق ما هم زبونش درد ميكرد هم دندونش!

سفر احمدي نژاد به نيويورك و بعد انتشار فيلم صحبتهايش در حضور آيت الله جوادي آملي درباره هاله نور و تكذيب اين فيلم توسط رئيس جمهور و اطرافيان، فقط باعث پايين آمدن شان رئيس جمهور در نزد مردم شد. ولي احمدي نژاد و اطرافيانش بدون درس گرفتن از اين جريانات در سفر به عربستان هم حماسه آفريني هايي كردند كه موجب يادداشت اعتراض آميز عربستاني ها شد. صحبتهاي وزير علوم درباره اين سفر شنيدني بود.

سفر حداد عادل به بلژيك هم حواشي شنديني اي داشت: اصرار ميزبان بر سرو مشروبات الكلي بر سر سفره شام كه باعث لغو اين ميهماني شام شد و دست ندادن حداد با خانمي كه رئيس مجلس بلژيك است، اعتراض بلژيكي ها را برانگيخت.

 

حوادث تروریستی:

بين الملل:شاید از نظر تعدد حوادث تروریستی سال 84 به نوعی رکورد دار تلقی شود:انفجارهای لندن با بیش از 50 کشته، انفجارهای جزیره بالی در اندونزی با بیش از 20 کشته،انفجارهای بندر شرم الشیخ مصر با نزدیک به 90کشته و انفجارهای اردن با نزدیک به 70 کشته جزو مهمترین حوادث تروریستی سال 84 به حساب می آیند اما بدون شک مهمترین حوادث تروریستی امسال را باید در عراق جستجو کرد در عراق معمولا روزي بدون بمب يا ترور سپري نمي شود اما دو حادثه را مي توان به عنوان گل سرسبد اين حوادث نام برد: انفجارهای حرمین امامین عسکرین در سامرا و حوادث تروریستی در جريان مراسم سوگواري امام موسي كاظم که بیش از هزار کشته برجای گذاشت.

ايران: ماجراهاي انفجار 14 بمب در استان خوزستان و كشته شدن 20 نفر و مجروح شدن 163 نفر را همه شنيده ايم و خوانده ايم. همه مي دانيم كه دو بمبگزار را هم اعدام كردند اما خودكشي مادر و خواهر يكي از اعداميان را فكر نكنم كسي شنيده باشد. نميدانم چرا از شنيدن اين خبر اصلا ناراحت نشدم...  

حمله اشرار مسلح به کاروانی از مسئولان استان سیستان و بلوچستان در روزهاي پاياني سال 84 که به کشته شدن 22 نفر انجامید مرا به این فکر انداخت که ایکاش با ماجرای گرونگانگیری مرزبانان ایرانی و کشته شدن محافظ رئیس جمهور برخورد قاطع تری صورت می گرفت.

ترور قاضي مقدس هم به علت حكمهاي صادره از سوي آن مرحوم در پرونده گنجي سر و صداي زيادي به پا كرد.

 

بلایای طبیعی:

بين الملل:توفان کاترینا با نزدیک به 1000 کشته و زلزله جنوب آسیا با بیش از 80000 کشته شيوع آنفولانزاي مرغي در قسمت وسعي از جهان، مهمترین حوادث طبیعی سال 84 بودند.

ايران: ميدانم كه آلودگي هواي تهران بلاي طبيعي نيست و در حقيقت بلايي است كه ما بر سر طبيعت آورده ايم اما اعلام دو روز تعطيلي در تهران و اجراي طرح زوج و فرد تردد اتوموبيل ها هم نتوانست تغيير زيادي در ميزان آلودگي ها بدهد.

 

مرگ ومیرها:

بين الملل:مرگ پاپ ژان پل دوم که نمادی از خیر مطلق به شمار می آید در ابتدای این سال و مرگ اسلوبودان میلوشویچ که نمادی از شر مطلق محسوب می شود در پایان سال 84 در عرصه جهانی مهمترین مرگها بودند. در اين سال سه تن از پادشاهان عرب: ملك فهد، امير كويت و امير شارجه درگذشتند. البته یادی هم باید کرد از مصطفی عقاد کارگردان شهیر که در حوادث تروریستی اردن کشته شد.

دو نفر ديگر هم ميشد كه ريق رحمت را سر بكشند كه متاسفانه نشد كه بشه! صدام و شارون را ميگم.

در ایران هم استاد علی تجویدی، محمد رضا آغاسی، پرویز یاحقی، نعمت الله آغاسی، منوچهر نوذری، مرتضي مميز، منوچهر آتشي، م آزاد و رحيم موذن زاده از هنرمنداني بود كه دارفاني را وداع گفتند. راستي چرا سياستمداران نمي ميرند؟

 

سوانح مربوط به حمل و نقل:

بين الملل:سقوط هواپيما در اندونزي با 130 كشته، تصادف 3 قطار در پاكستان با 120 كشته و سانحه قطار در ژاپن با 100 كشته را بايد در رديف سوانح غم انگيز امسال تلقي كرد.

ايران: سقوط دو هواپیما در فاصله یکماه در ایران که اولی حامل خبرنگاران و افسران ارتش و دومی نیز حامل فرماندهان ارشد نیروی زمینی سپاه بود کشور را به چنان شوک عظیمی برد که تا چند هفته تمام اتفاقات داخلی و خارجی را تحت الشعاع خود قرار داد. ولی افسوس که نه تنها مسئله تا رسیدن به یک جواب درست و حسابی در مورد علت حوادث پیگیری نشد بلکه حتی یک نفر هم از مردم و خانواده های داغدار عذرخواهی نکرد. انگار نه انگار که ..... ول کن!

اما اين تنها سوانح هوايي سال 84 نبود، 31 فروردين سال 84 هم يك هواپيماي مسافري در هنگام فرود با مشكل تركيدن لاستيك جلو مواجه شد و به كانال آب كنار فرودگاه سقوط كرد، سه نفر كشته شدند.

راستي ميدانيد كه در مرداد و شهريور سال 84 نزديك به 6000 نفر در جاده هاي ايران كشته شدند؟

 

حقوق بشر:

بين الملل: رسوائيهاي آمريكا در گوانتانامو و ابوغريب امسال هم ادامه داشت اما خبر زندانهاي مخفي آمريكا در برخي كشورهايي اروپايي باز هم مهر تاييدي بود بر ادعاهاي پوچ آمريكائيان در زمينه حقوق بشر.

ايران:اکبر گنجی و اعتصاب غذایش مدتها دلمشغولی اصلاح طلبان و فعالین حقوق بشر در ایران بود که ناگهان یکدفعه یک سکوت خبری مرگبار اکبر گنجی و هرچه مربوط به او بود را فرا گرفت تا یکماه گذشته که قرار بر آزادی اش در همین روزها بود. آخرین خبر آزادی اش در 10 فروردین است، البته من چشمم آب نمی خورد که آزاد شود یا حداقل مدت زیادی آزاد بماند.

ماجراي سنديكاي اتوبوس راني و اعتصاب و دستگيري اعتصاب كنندگان هم يكي از دلمشغوليهاي فعالان حقوق بشر در ايران بود.

آزادي عباس عبدي يكي از خبرهاي خوش اين بخش بود. 

مساله فرقه صوفیه که از یک دعوی ساده حقوقی شروع شد و تا یک مساله امنیت ملی پیش رفت هم از حوادث عجیب و غریب این سال بود ماجرا تا جایی پیش رفت که از نظر عامه مردم کشتن یک صوفی برای رفتن به بهشت کفایت می کرد! بعد از کلی دعوا و آشوب مساله با معذرت خواهی غیر رسمی دولت از صوفیان و پرداخت 800 میلیون تومان غرامت خاتمه یافت.

اقتصاد:

بين الملل: قيمت نفت همچنان سير صعودي دارد...

ايران:شايد پذيرفته شدن درخواست ايران براي ورود به سازمان تجارت جهاني مهمترين خبر اقتصادي امسال بود. اما شاخص بورس نيز بعد از دوسال با يك كاهش چشمگير 4 رقمي شد كه اثرات زيانباري بر اقتصاد ايران گذاشت، افزايش قيمت طلا و سكه و تورم چشمگير در بخش مسكن تنها گوشه اي از آثار زيانبار اين كاهش شاخص بورس است.

كشمكشهاي زيادي نيز بر سر اعلام اسامي مفسدان اقتصادي برپا شد كه هياهويي بود براي هيچ! هيچ اسمي اعلام نشد.

ماجراهاي تخلف اقتصادي كيش اورينتال كه حتي دامن سيروس ناصري را هم گرفت از اتفاقت مهم اقتصاد ايران بود. بر جاسبي نيز فشارهاي زيادي وارد شد تا دانشگاه آزاد را ترك كند اما...

 

فرهنگ:

بين الملل:كنسرت هاي خيريه live 8 كه همزمان در 8 كشور صنعتي براي جلب توجه جهانيان به سمت مساله فقر در قاره آفريقا برگزار شد را مي توان بزرگترين كنسرت تاريخ بشر دانست.

ايران: كنسرت محمدرضا شجريان در ايران مهمترين واقعه فرهنگي سال 84 بود. در ضمن سريال شبهاي برره نيز از اتفاقات فرهنگي مهم سال 84 بود كه بحثهايي جدي در جامعه برانگيخت. فيلم به نام پدر به كارگرداني حاتمي كيا و كتاب من قاتل پسرتان هستم نوشته احمددهقان نگاهي متفاوت به مسئله جنگ تحميلي داشتند كه سر و صداي زيادي را برانگيختند

 

وقايع دانشگاهها:

بين الملل: شورشهای خیابانی در فرانسه که در این روزهای اخیر با بهانه قانون کار جدید این کشور به جامعه دانشگاهی این کشور سرایت کرده مهمترین زلزله های سیاسی سال به شمار می آیند. این شورشهای فرانسه هم می تواند سرآغاز عصر جدیدی در نظریات سیاسی به شمار آید و جایگاه دموکراسی را به عنوان تنها روش مقبول کشورداری به شدت با خطر مواجه کند، باید منتظر ماند و دید.

 

ايران: امسال دانشجويان ايراني به دو حريم حفاظت شده تجاوز كردند:روحانيت و شهيدان.كتك خوردن آيت الله عميد زنجاني در مراسم معارفه توسط دانشجويان در پي انتخاب ايشان به رياست دانشگاه تهران و ماجراهاي دفن سه شهيد گمنام در مسجد دانشگاه شريف مي تواند عواقب سنگيني براي دانشجويان داشته باشد.

 

اتفاقات شخصی:

خب من در سال 84 عروسی کردم، اتفاق از این مهمتر؟

استاد علی تجویدی درگذشت

این همه آشفته حالی؛ این همه نازک خیالی

ای بدوش افکنده گیسو؛  از تو دارم از تو دارم

این غرور عشق و مستی؛ خنده بر غوغای هستی

ای سیه چشمِ سیه مو، از تو دارم از تو دارم

این تو بودی کز نظر خواندی به من درس وفا را

این تو بودی آشنا کردی به عشق این مبتلا را

من که این حاشا نکردم،از غمت پروا نکردم

دین من،دنیای من، از عشق جاویدان تو رونق گرفته

سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته

من خود آتشی که مرا داده رنگ فنا می شناسم

من خود شیوه نگه چشم مست تو را می شناسم

دیگر ای برگشته مژگان از نگاهم رو مگردان

دین من،دنیای من، از عشق جاویدان تو رونق گرفته

 سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته

 

استاد علی تجویدی هم رفت، آتشی بود ز کاروان به جا مانده، که رفت تا به کاروان استادان سفر کرده موسیقی این دیار برسد. خدایش بیامرزد.

از استاد آهنگهای بسیار زیبای با صدای خواننده های مختلف نظیر دلکش،حمیرا، هایده و استاد شجریان به جا مانده است که زیباترین هایشان با صدای مرحوم دلکش است و از همه زیباتر این آهنگ آشفته حالی که شعرش را بالا نوشتم. فاتحه ای نثار روحش کنیم تا شاید ادای دینی باشد بر لذتهایی که از آهنگهایش برده ایم و می بریم و خواهیم برد...

لینکهای مرتبط: وبلاگ کلک خیال انگیز

                        وبلاگ تنبور شمس

                         بی بی سی

                     

این قبری که سرش گریه می کنید مرده ای توش نخوابیده!

خبر سخنرانی علی افشاری و اکبر عطری دو تن از فعالان جنبش دانشجویی ایران در کنگره آمریکا سر و صدای زیادی برپا کرده است. اما سخنان آن دو در کنگره به نقل از سیبستان:

)جامعه بین المللی می تواند ازطریق شورای امنیت سازمان ملل متحد یاریگر مردم ایران در دستیابی به حکومتی دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد . در این صورت مردم صلح طلب وجهان دوست ایران می توانند خواست خود در "برگزاری یک انتخابات آزاد به منظور تدوین قانون اساسی جدید با نظارت نهادهای بین المللی و مشارکت تمامی گرایشات دموکراسی خواه و معتقد به تمامیت ارضی و منافع ملی ایران" را به حاکمیت اقتدارگرای جمهوری اسلامی تحمیل کند(

اما من دو انتقاد بزرگ را به این دو نفر وارد میدانم:

1-نفس سخنرانی در کنگره آمریکا و درخواست کمک از آنان برای تغییر رژیم در ایران: اصولا آمریکا و دموکراسی هیچ ارتباطی به هم دیگر ندارند. آمریکا یا هر ابرقدرت دیگر تا زمانی از دموکراسی حمایت می کند که دموکراسی در خدمت منافع خودش باشد و هرجا که دموکراسی در تضاد با منافع خودش قرار گرفته به سرعت کمک به تشکیل یک دیکتاتوری کرده اند . برای مثال نمی خواهد راه زیاد دوری برویم نگاهی به تاریخ معاصر خودمان و کودتای 28 مرداد بیندازید.حتی اگر بگویید در صحبتهایشان اثری از آمریکا نیست بلکه موضوع جامعه بین المللی است ، به شما می گویم که اولا محل سخنرانی کنگره آمریکا بوده و دوما جامعه بیم المللی نیز تا جایی که منافعش تامین شود به یاریگری مردم می پردازد تجربه تلخ رواندا و بوسنی لکه های ننگی هستند که همیشه بر پیشانی بشریت خواهند ماند.

نگذریم از این موضوع که معتقدم هرگونه کمک خارجی دولت کاملا دموکراتیک را وامدار خود خواهد کرد و اصل استقلال کشور را تهدید خواهد کرد.

2- انتقاد به متن صحبتهایشان:مگر نه این است که اصل اصیل دموکراسی چیزی جز احترام به رای اکثریت نیست؟ آیا واقعا خواست اکثریت مردم ایران "حکومتی کاملا دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر" است؟ به نظر شما اگر همه مردم ایران با این اعلامیه حقوق بشر آشنا شوند چند درصدشان موافق حکومتی بر این مبنا خواهند بود؟ به نظر شما چند درصد مردم ایران به جدایی دین از سیاست و یک حکومت لیبرال معتقدند؟ اصلا چند درصد با دموکراسی مورد نظر شما موافقند؟ چند درصدشان با تغییر قانون اساسی موافقند؟ به نظرم همین کوتاه بینی ها و گنده گویی ها در انتخابات ریاست جمهوری موجب شکست اصلاح طلبان شد و این طور که از ظواهر امر پیداست هنوز اصلاح طلبان از این موضوع درس نگرفته اند. آقایان مشکل مردم ایران تامین معیشت روزانه شان است نه حکومتی کاملا دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و یادمان نرود که منشا بسیاری از این مشکلات اقتصادی از تصمیمات همان کنگره ای است که شما از آن یاری طلبیده اید.

 

بی حرمتی

وجدانا هدف از این خاکسپاری چه بود؟ ترویج فرهنگ شهادت؟ گند زدید به این فرهنگ شهادت با این مسخره بازیهایتان! فرهنگ شهادت فرهنگ عشق بازی است، عاشقانه رفتن در راه دفاع از وطن و هموطن، فرهنگ شهادت یعنی مروت و جوانمردی و کتک کاری و وحشیگری،فرهنگ شهادت یعنی برتری معنویات بر مادیات! اگر قرار بود با این کارها همه مردم با فرهنگ شهادت آشنا شوند که هیچ خیابانی بدون نام شهید نیست پس چه شده که مادیات تمام زندگی ما را گرفته ؟ خانه از پای بست خراب است رفیق این اسم خیابونا و قبرستونهای تازه تاسیس و هزار کار دیگه ای که رنگ و لعاب تقدس بهش می پاشید فقط ظاهر سازیه، یه ذره به زیربنا توجه کنید چشمهایتان را بستید توو همین خوزستان که مهد شهید و شهادته روزی هزار گناه انجام میشه که تجاوز به محارم کوچیکشونه. بسه دیگه این همه ریاکاری یه ذره هم کار کنید لطفا!

 

هدف از آن کف و سوت ها چه بود؟ حفظ حرمت دانشگاه و دانشجو؟ ریده اید به دانشگاه با این مسخره بازیهایتان! حرمت دانشگاه و دانشجو فقط با خاکسپاری چند تا شهید که جونشون را بر سر دفاع از وطن و عقیده و ناموس خودشون و من و تو کردند و آخرش هم بی نام و نشون، بی غسل و کفن یه گوشه ای غریب و مظلوم زیر خاک رفتند، از بین میره و لکه دار میشه؟ آقایان و خانمهایی که یقه تون را برای دفاع از حرمت دانشگاه جر می دهید آیا آمار وحشتناک اعتیاد، بی بند و باری وحشتناک دانشگاهها و خودفروشی دختران دانشجو برای تامین هزینه های تحصیل حرمت دانشگاه را زیر سوال نمی برد؟ وجدانا برای کدامیکشان اعتراض و گردهمایی ترتیب داده اید که حالا حاضرید کتک بخورید و تو سر خودتون بزنید که استخونهای چند تا جوون که چند سال تو خاک غریب راحت زیر خاک بدند و به لرزه دربیارید.

 

حرمت شهید و دانشگاه را هر دوتایتان شکستید! چه تویی که ریش گذاشتی و به ریشه بی توجهی و چه تویی که ادای روشنفکرها را در میاری و سوت و کف میزنی و اظهار نظرهای سیاسی کشکی که یه قرون هم نمی ارزند میکنی!

پ.ن: این 4 تا لینک را هم ببینید:

گزارش شریف نیوز

گزارش ایسنا

گزارش دانشجویان

متن میترا از وبلاگ فردا

تشویش اذهان عمومی ممنوع!

گفتم:انرژي اتمي...

گفت: هيس! تشويش اذهان عمومي ممنوع

گفتم: آنفولانزاي مرغي...

گفت: هيس! تشويش اذهان عمومي ممنوع

گفتم: ولايت مطلق و يك انسان غير معصوم ...

گفت: هيس! تشويش اذهان عمومي ممنوع

گفتم: اعدامهاي سال 67...

گفت: هيس! تشويش اذهان عمومي ممنوع

گفتم: اكبر گنجي...

گفت: هيس! تشويش اذهان عمومي ممنوع

گفتم:دوش ديدم دختركي دلبركي راه رود چون گلكي. ديدن آن لعبت جانانه و آن هيبت فتانه مرا كرد چو ديوانه فلذا در پي اش رفتم و گفتم: صنما قبله نما دمي بر من رخ بنما! ناگهان مادرش آمد و گفت: بي شرف پست برو با ننه ات عشق كن!...

گفت: بقيه اش را بگو

گفتم: يادم نمياد!

تحمل نکردم و بالاخره برگشتم

ني ني كه از خواب پا ميشه جيش داره

زنبور كه رو گل ميشينه نيش داره

حاجي كه از مكه مياد ريش داره

شطرنج كه بازي ميكني كيش داره

اين ماهواره كه ميبيني رو پشت بوم ديش داره

چوپون كه تو بيابونه ميش داره

اين تلفن كه باهاش داري چت ميكني آخر ماه فيش داره

من گفتم و یارم گفت!

گفت:یک قاضی نباید با پیش فرض وارد دادگاه بشه و باید بر اساس مدارک و مستندات موجود قضاوت بکنه

گفتم: چرا به گدایی که چند دقیقه پیش از تو درخواست پول برای رفتن به شهرستان کرد، پول ندادی؟

گفت: مرتیکه دروغ می گفت، معتاد بود!

گفتم:بر اساس چه مدرکی این حرفو میزنی؟

گفت:همشون همین طورند به اسم رفتن به شهرستان و پول بیمارستان و خرج بچه یتیم از آدم پول می گیرند بعد خرج مواد و کوفت و زهرماریشون می کنند!

گفتم: مدرک و مستندات؟!

گفت : خب یه پولی بدیم به همین آدم،بعد بریم دنبالش ببینیم چکار میکنه

گفتم: تو قبل از اینکه بری دنبال طرف و یا اصلا بشناسیش درباره اون قضاوت کردی، نه تنها تو بلکه من هم همچین قضاوتی کردم و شاید تمام مردم ایران هم در این موقعیت این قضاوت را می کنند، خب قوای حاکم بر کشور هم آئینه تمام نمای جامعه ای هستند که بر اون حکومت می کنند تا وقتی که زود قضاوت کردن و بدون هیچ دلیلی رای بر گناهکار بودن افراد در جامعه رواج داشته باشد از قاضی و وزیر و وکیل که برآمده از متن همین جامعه هستند نیز نباید انتظاری جز این داشت! اگر قرار است فرهنگ یا قانونی در دولت یا قوای دیگر نهادینه شود باید ابتدا در جامعه فرهنگ سازی شود و برای این کار باید من و تو از خودمان شروع کنیم.

یاد ایام

پ.ن: عکسهای بیشتر را می توانید از در اینجا ببینید . این لینک را نرگس خانم برای من فرستاده است. و نکته جالب اینکه قلم هم امروز مطلبی در این مورد نوشته است.راستی کارتون مورد علاقه شما چی بود؟من گوریل انگوری را خیلی دوست داشتم!

تردیدهای من

میگفت: این همه آدم روزانه تو عراق کشته میشند اما هیچکی ککش نمیگزه، اما برای گنبد حرم یه هفته عزای عمومی اعلام میکنند

 گفتم: حرم مقدسه، تکه ای از بهشته که رو زمین پیشمون امانته !

گفت:آدمها هم مقدسند، یه تکه از روح خدایند که روی زمین به امانتند!

 گفتم: بعضی وقتها جون آدم از بعضی چیزها کمتر میارزه، یکی از اون چیزها هم اعتقادات آدمه. آدمی که اعتقاداتش را ازش بگیرند دیگه آدم نیست!

گفت اگه اون اعتقادات غلط باشه چی؟

گفتم از نظر تو غلطه، اما برای اون مقدسه.

گفت آخه کدوم منطق بکار بردن  ۵ کیلو طلا برای در حرم امام حسین را توجیه میکنه در حالی که هر گرمش میتونست گرسنه ای را سیر کنه؟

گفتم آدمی وقتی عاشق شد برای معشوقش هر کاری میکنه کارهایش هم دلیل ندارند مردم ما هم عاشق اهل بیتند و هر کاری برای جلب رضایتشون میکنند و بر کارهاشون هم حرجی نیست.

گفت خب اکثر کارهاشون غلطه

گفتم برای تو که از منظر عقل به قضیه نگاه میکنی آره اما برای اونی که عاشقه غلط و درست معنایی نداره ، مهم معشوقه همین و بس.

گفت خب برای همینه که تو تمام تاریخ شیعه شیادها برای کلاه گذاشتن سر مردم حاضر و آماده بدوند!

گفتم مگه نشنیدی که میگن توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست خب این هم همونه دیگه عزیزم اگه تو بخواهی تردید کنی که چی درسته و چی غلط ، عقب میمونی رفیق!

گفت: آهسته و پیوسته!

گفتم: دیوانه و عاشق!

ایران بی خطر یا ایران سرسپرده؟ مسئله این است!

همان زمان حمله آمریکا به عراق باید می فهمیدیم که حمله بعدی نوبت ایران است و به جای اینکه در خواب شیرین رهایی از صدام می خوابیدیم کمی واکنش نشان می دادیم امروز فریادمان به آسمان بلند نبود که برنامه هسته ای را متوقف کنید تا یک وقت لولو ما را نخورد! مطمئن باشید اگر هم برنامه هسته ای متوقف شود آمریکائیها یک بهانه دیگر برای تحریم یا حمله پیدا می کنند، مگر زمان تحریمهای کلینتون علیه ایران اصلا بحثی از برنامه هسته ای بود؟ آنها ایران بی خطر نمی خواهند بلکه ایران سرسپرده می خواهند!

خالد حردانی اعدام شد!

ديروز در روز آنلاين به نقل از خبرگزاري مهر خبر اعدام خالد حرداني را خواندم اما خالد حرداني كيست؟

خالد حرداني يکي از متهمان ربايش هواپيما در مسير اهواز به بندر عباس بود.اين هواپيما ربايي که خالد حرداني و اعضاي ديگر خانواده او در آن شرکت داشتند در نهايت به مجروح شدن دو تن از اعضاي تيم مراقبت پرواز اين هواپيما منجر شد. خالد حرداني و اعضاي خانواده اش در بازجويي ها اعلام کردند به خاطر شرايط سخت مالي دست به اين کار زده اند. دادگاه، خالد حرداني و برادر همسرش، شهرام پورمنصوري را به اعدام محکوم کرد. يک سال پيش و با انتشار خبر اعدام اين دو، عمادالدين باقي،رييس انجمن حمايت از حقوق زندانيان در نامه اي خطاب به رييس قوه قضاييه خواستار لغو اعدام و عفو اين دو شده بود. اندکي بعد هم اعلام شد که به دستور رييس قوه قضاييه، اعدام اين دو تن لغو و پرونده آنان براي تجديد دادرسي به دادگاه ارجاع شده است.اما آنجه باعث شد تا خالد حرداني بيشتر مورد توجه افكار عمومي قرار بگيرد، ساخت فيلم ارتفاع پست توسط ابراهيم حاتمي كيا بر اساس ماجراي زندگي او بود.

خالد حرداني قرباني شريط و مناسبات غلط حاكم بر اجتماع خويش بودمشكلات شديد اقتصادي وي را مجبور كرد كه راهي براي فرار از اين شرايط بينديشد، و از سر نا آگاهي يا بدشانسي يا حماقت بدترين راه را انتخاب كرد:هواپيماربايي! اماسوال مهم اينجاست: آيا وي بايد مجازات مي گرديد؟ آيا همه گناه انجام اين عمل متوجه وي است؟ آيا هيچ تقصيري متوجه مسئولين اقتصادي اين جامعه نيست؟ آيا اگر سياستهاي غلط خود اين مسئولين اينگونه به وي فشار وارد نمي كرد، مرتكب اين عمل مي گرديد؟ و آيا سيستم جزايي ما دارد درست عمل مي كند؟

اكثر دوستانفيلم شيكاگو را به ياد دارند، وقتي راكسي توانست با كمك وكيل خود از مجازات قتل دوست پسرش فرار كند، زن ديگري در خيابان با شنيدن اين خبر و اطمينان از وجود راه فرار، در جا مرد همراهش را كشت! حالا در صورت مجازات نشدن خالد حرداني، چه كسي مي تواند تضمين دهد كه هواپيماربايي در اين مملكت رواج نيابد و امنيت پروازها(گرچه هواپيماهاي موجود از هر هواپيماربايي خطرناك ترند!) به خطر نيفتد؟

يك نكته مهم ديگر ، نقش هنر ورسانه در تعويق مجازات خلد حرداني بود: شايد اگر حاتمي كيا فيلم ارتفاع پست را نمي ساخت و ماجرا را در افكار عمومي مطرح نمي كرد، خالد حرداني خيلي پيش از اين اعدام ميشد، و اين فيلم حداقل يكي دو سال مرگ وي را به تاخير انداخت. نقشي كه در سه پرونده:افسانه نوروزي، كبري رحمانپور و شهلا جاهد نيز به چشم آمد.

اما در پايان اشاره اي هم به آن هواپيماي نفرين شده بكنم كه چند ماه پس از تلاش ناموفق خالد حرداني، در جنگلهاي گلستان سقوط كرد و وزير راه و ترابري و چند تن از نمايندگان گلستان را به كام مرگ فرستاد.

 

وقت تمام!

فرض کن همین الان که داری این مطلب را میخوانی یک زلزله ۷ ریشتری بعد هم خراب شدن ساختمان و مرگ.چندان هم دور از ذهن نیست!

 با عرض خسته نباشید خدمت شما  وقت تمام شد.راستی اگر همین الان بمیریم آیا از زندگی خود راضی بوده ایم؟ خود من که راضی نیستم چون هنوز خیلی کارهای نکرده و خیلی گناهان توبه نکرده دارم.یادمان نرود که مرگ یک احتمال دائمی نیست بلکه یک واقعیت دم دست است که شاید در طول روز چندین بار از کنارش بدون توجه رد می شویم.