<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>لحظه</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com</link>
<description>تراشیدم....پرستیدم....شکستم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Sep 2016 08:00:44 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>زندگی پر از مبادلات است</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/426</link>
<description>در زندگی چیزهای خوب یا همان لذت ها بسیارند. ارزش هر لذتی در نظر هر آدمی نسبت به انسان های دیگر متفاوت است. بعضی ها بزرگترین لذتشان خوردن است و بعضی دیگر مسافرت رفتن و عده ای دیگر کار کردن. از طرف دیگر هر آدمی در زندگی منابع محدودی در اختیار دارد. اصلی ترین منبع، زمان است که قابلیت تبدیل شدن به منابع دگر مثل پول را دارد. موفقیت در زندگی یعنی مصرف بهینه منابع در راه رسیدن به بهترین ترکیب لذت از نظر خود آدمها.</description>
<pubDate>Fri, 23 Sep 2016 08:00:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/426</guid>
</item>
<item>
<title>Zetsuen no Tempest: The Civilization Blaster</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/425</link>
<description>خروش طوفانها (Zetsuen no Tempest: The Civilization Blaster) یا (blast of tempest) انیمه ای ژاپنی درباره دو پسر دبیرستانی به نام ماهیرو فووا (که خواهرش یک سال پیش به قتل رسیده) و یوشینو تاکیگاوا است. ماهیرو با ساحره ای به نام هاکازه کوساریبه آشنا میشه که این دختر رهبر خاندان کوساریبه است اما توسط اعضای خاندان به نوعی تبعید و زندانی شده است. ماهیرو در ازای کمک هاکازه به یافتن قاتل خواهرش با استفاده از جادو، حاضر میشه که به اون در جنگ با خاندان کوساریبه کمک</description>
<pubDate>Tue, 30 Jul 2013 10:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/425</guid>
</item>
<item>
<title>The Intouchables</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/424</link>
<description>فیلمی کمدی فرانسوی درباره دوستی عجیب یک میلیونر فلج و پرستار سنگالی‌اش در پاریس است که در ابتدا برای اینکه به مأموران دولتی نشان دهد که جویای کار است ولی شغلی پیدا نکرده (تا از خدمات بیمه بیکاری استفاده کند) درخواست کار داده است ولی با اعتماد فیلیپ و مراقبت و به اشتراک گذاشتن تجربیات، دوستی پایداری می‌سازد که 2 زندگی افسرده را برای همیشه عوض می‌کند. این فیلم &quot;بر اساس یک ماجرای واقعی&quot; ساخته شده است.</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2013 14:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/424</guid>
</item>
<item>
<title>يك چلمنگ واقعي</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/423</link>
<description>پریشب اومدم ساک پر از لباس را بگذارم بالای کمد دیواری،حوصله پله اوردن نداشتم برای همین پرتش کردم بالا. خیلی خوشگل زد زیر در بالایی کمد و در هم از جاش در اومد از دو متری صاف اومد روی انگشتای پام. حالا با این پا درد امروز رفتم سرکار، اون هم روزی که اهواز تعطیل شده و من بدبخت چون یه کار فوری داشتم مجبوری رفتم سرکار.</description>
<pubDate>Sat, 08 Dec 2012 13:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/423</guid>
</item>
<item>
<title>عدم ثبات اقتصادی</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/422</link>
<description>یه استادی داشتیم میگفت تو سیستم دولتی هر اتفاق غیرمنتظره و عجیب غریب باید حساسیت واحدهای نظارتی را در پی داشته باشه. حالا شده ماجرای این اولویت های ارزی که ماشین های لوکس را با ارز مرجع وارد می کنند و دارو را بردند تو اولویت هشتم، این اتفاق میتونه نشانگر این باشه واردات خودرو دست کسانیه که در تعیین اولویت ها تاثیرگذاری دارند و واردات دارو دست دوستانیه که تاثیرگذاری بر تعیین اولویت ها ندارند. یا اینکه واردات موبایل و لبتاب ممنوع شده که نشون میده برخی افراد</description>
<pubDate>Mon, 19 Nov 2012 04:59:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/422</guid>
</item>
<item>
<title>خود واقعی</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/421</link>
<description>نوشته بود : &quot; انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند&quot; از وقتی این را خواندم ترس برم داشته چون اغلب افکار پلیدی دارم. خیلی پلیدتر از اونی که فکرش را بکنید. مثلا من تا توی رختخواب نقشه یه قتل تر و تمیز را نکشم عمرا خوابم نمیبره... حالا فکر کن جمله بالا درست باشه....</description>
<pubDate>Tue, 23 Oct 2012 16:00:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/421</guid>
</item>
<item>
<title>دوران طلايي</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/420</link>
<description>يادش بخير دوران طلايي وبلاگ نويسي رو نميدونم چي شد يكدفعه همه چي خراب شد تقصير ماجراهاي سال ٨٨ بود يا ما بزرگ شديم و غرق زندگي يا اين تويتر و فيسىبوك زدن كار وبلاگ نويسي را كساد كردن يا اينكه همه مون با همديگه كاليبرمون رفت بالا يا شايد هم فهميديم زندگي تو دنياي واقعي بهتر از زندگي تو دنياي مجازيه و شايدم هركدوم گوشي پيدا كرديم براي حرفهايي كه نميشد به هيچكس گفت و جاش فقط تو وبلاگ بود....</description>
<pubDate>Thu, 11 Oct 2012 14:57:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/420</guid>
</item>
<item>
<title>امنيت اجتماعي</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/419</link>
<description>سر كوچه ما يك مجتمع آپارتماني است كه بساز و بفروشي كه اونو ساخته، خودش هم توش زندگي ميكنه. نكته جالب در مورد اين مجتمع اينه كه پاركينگ نداره و ساكنين مجبورن ماشين هاشون را تو خيابون پارك كنند. اينكه چطور براي ساختمون بدون پاركينگ پايان كار گرفته موضوع بحث ما نيست و علاقه اي به شستن گناهان سازنده و شهرداري چي ها ندارم. نكته اونجاست كه اين سازنده ساختمان يك ٢٠٦ داشت كه شبها ميگذاشت بيرون تو كوچه تا اينكه يك شب اومدن يك قطعه كامپيوتريش را بردن كه نزديك يك</description>
<pubDate>Sun, 07 Oct 2012 03:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/419</guid>
</item>
<item>
<title>غارتگر بيت المال</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/418</link>
<description>ديروز رفتم بانك ضامن يكي از دوستام بشم. مدارك را چند هفته قبل تحويل داده بودم و منتظر جواب استعلام بانك بوديم كه ديروز اومده بود.حتما ميدونيد ديگه كه اگه كسي بخواد وام بگيره بانك در مورد خود وام گيرنده و ضامن هاش از بقيه بانكها در مورد وامهايي كه قبلا از سيستم بانكي گرفتند و خوش حسابيشون استعلام ميكنه. القصه رفتيم بانك و رئيس بانك يه نگاه به جواب استعلام من كرد و بعد يه نگاه به من كرد و گفت شما نميتوني ضامن بشي شما ١٢٩ميليارد بدهي داري.</description>
<pubDate>Fri, 05 Oct 2012 03:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/418</guid>
</item>
<item>
<title>مرغ عشق</title>
<link>https://sadegh56.blogfa.com/post/417</link>
<description>پسرخاله من دوتا مرغ عشق داشت الان بدون اين كه مرغ عشق جديدي بخره و با زاد و ولد همون دو تا و بچه هاشون ١٦ تا مرغ عشق و ٧ تا تخم داره و همه اينها فقط تو نه ماه اتفاق افتاد. تصحيح مي كنم پسرخاله من دو تا مرغ عشق ح ش ر ي داشت...</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2012 15:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sadegh56</dc:creator>
<guid>sadegh56.blogfa.com/post/417</guid>
</item>
</channel>
</rss>
