|
لحظه
|
||
|
تراشیدم....پرستیدم....شکستم |
واقعا هم آخر هفته مزخرفی بود اول که سینک ظرفشویی خراب شد تا درست شد (گلاب به رویتان) چاه توالت گرفت اون هم باز شد تازه وقتی اون کار تمام شد متوجه چکه کردن سقف دستشویی شدم که مربوط به آپارتمان طبقه بالایی است.
تازه درراستای دفاع از حقوق زنان هنگام شستن ظرفها زدم یه فلاسک را شکستم و با توجه به اینکه این سومین تلفات ظرف شستن من در این چند ماهه بعد از شکستن یه بشقاب و یک تنگ شیشه ای بود خانم همسر اکیدا نزدیک شدن من به ظرفشویی را قدغن کرد.(البته خودمانیم همچین هم بد نشد حالا برای تنبلی بهانه دارم)
خب به همه اینها اضافه کنید ناراحتی معده من از بابت خوردن مقادیر متنابهی لوبیا(این علاقه من به خوراک لوبیا ریشه در زندگی مجردی من دارد) که از دیشب تا به حال امانم را بریده است.
حالا باخت مفتضحانه استقلال و برد زورکی پرسپولیس به کنار که سیل پیامهای تسلیت اعم از اس ام اس و تلفن و موبایل را به سمت من روانه ساخته است یکی هم نیست بگه خب بی جنبه این چند هفته که پرسپولیسی ها را مسخره میکردی باید منتظر واکنش شدید اللحن آنها هم میبودی به عبارتی اون موقع که جیک جیک مستونت بود باید فکر زمستونت هم میبود.
تازه به همه اینها اضافه کنید ویروسی شدن کامپیوترم که با نورتون هم پاک نشد . نمیدونم چرا هیچ Username و password در كامپيوتر save نميشود فكر كنم يه fdisk افتادم
اما مهمترین و بدترین اتفاق این هفته هم چیزی نبود غیر از افتادن نشانه مردانگی ام(خودکاری که وصفش قبلا رفته) به درون چاه دستشویی در جلو دیدگان خشمگین همسر گرامی بود. خودکار خوبی بود ولی عاقبت بخیر نشد!
|
|