|
لحظه
|
||
|
تراشیدم....پرستیدم....شکستم |
اب گرون و نون گرون و برق گرون
خميرگرون و ماست گرون و کشک گرون
سنگ نمک و پنير گرون
مثل گمشده ها گم وگيج و مستيم
داريم به ساز اين دنيا مي رقصيم
اوضاع قاراشميشه، رقاصه درويشه
بزن وبکوب حالا تو خود جزيره کيشه
اره اوضاع شلم شورباست، عجب ولوله اي برپاست
دنبال يک لقمه نون تا بوق سگ دعواست،دعوا سر لحاف ملاست
يه دونه نون لواش صد تومن، يه چاي قند پهلو صد تومن
تو خوابم نبيني باقلوا، چارتا برگ هلو صدتومن
اش شله قلمکاره، وزيرکاره بيکاره
سرپست وزيرفرهنگ، شخص نونوا و نجاره
کار نونوا ،کار نجار، خودش يه عالمه کاره
بازم حرف توپ وتانکه ،حرف ژنرال بي باکه
اونوقت ما استراتژيمون پاي منقل ترياکه
اش شله قلمکاره، صاحب تاکسيه تيمساره
اين اقا دکه بنزينيه ،وزير نفت درباره
هرکي ميرزابنويس و ديماج بود، حالاسفيروکارداره
ميگن کار کاره اين روسهاست، گمونم کار انگليسهاست
زير استينشون دست ناپلئون بناپارت پيداست
اوضاع هشلهفته، دعوا سر نفته
سرنخ اين اوضاع ازدست ما دررفته
اره مزد يک ماه سگدو، تموم ته هفته
فقط ميمونه چک وسفته
سناريو چه غمناکه، همه بحثها پيش دلاکه
والله شاخ در مياره ادم ،معمم سلطان راکه
اوضاع قمر در عقربه ،جون کندن تا نصف شبه
اش شله قلمکاره، وزيربهداري بيماره
مثل شاهکار اين اوضاع ،زندونها پر شهرداره
وزير دارايي سابق به کل شهر بدهکاره
يه چاي تو نعلبکي صد تومن، يه دوغ الکي صد تومن
توخوابم نبيني باقلوا ،يه نصف سنگکي صدتومن
اش کشک خالته ،بخوري پاته نخوري پاته
سرهرکار که بري اقازاده اي خود رئيسه
ردپاشوکه بگيري هرچي پوله توبانک سوئيسه
|
|