تراشیدم....پرستیدم....شکستم

1- 29 سال پيش در چنين روزي مهندس بازرگان " قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران" را اعلام كرد:

 «... اينك نجات صنعت و اقتصاد كشور ايجاب مي کرده است كه اقدامي قاطع در جهت احياء، اداره صحيح و توسعه آنها (صنايع) به منظور رعايت نظام اسلامي در مورد حقوق كار و خروج ايران از وابستگي به نفت و احراز استقلال از طريق توليد نيازهاي داخلي تا سرحد خود كفايي و توسعه صادرات و ... بعمل آيد و قانون حفاظت و توسعه ايران ( ملي شدن ) به تصويب برسد و ....».

اگر كه هنوز متوجه نشده ايد بگم كه اين قانون همان قانون ملي شدن صنايع كشور بود كه خيلي از كارخانجات كشور بر اساس آن مصادره و مالكيتشان به دولت واگذار شد. يكي از 52 سرمايه گذاري كه طبق اين قانون اموالشان توقيف شد، محمد رحيم متقي ايرواني بود.

 

2- محمد رحيم متقي ايرواني از پيشتازان و بنيانگذاران صنعت مدرن کفش در ایران مي باشد. او از سال 1336 تا 1357 بيش از 52 شرکت در صنعت کفش و چرم ، و بيش از 300 فروشگاه زنجيره اي کفش ملی در سطح ايران تاسيس کرد. رحيم ايرواني در خانواده ای تاجر پیشه در شیراز به دنیا آمد. وي در سال 1321 در رشته حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شد.. او در دانشگاه اقدام به انتشار اولين نشریه دانشجويي دانشگاه تهران به نام "آئين دانشجويان" با کمک دوستش عباس اردوبادي کرد. پس از پايان تحصيل در سال 1324 به آبادان رفت و شش ماه ، به استخدام دادگستري در آمد. پس از آن پروانه وکالت گرفت و پنج ماه به کار وکالت پرداخت. در همين زمان چند ماه در بانک شاهي ايران کار کرد. او بعد از تحصیل و چندین کار مختلف از جمله تاسیس کارخانه برق فسا، ساخت پاساژ استاندارد در شیراز و تجارت کفش و کالاهای دیگر، سرانجام واردات کفش را با صنعت کفش جایگزین کرد و بزرگترین صنعت کفش و چرم در ایران و خاورمیانه را در مدت دو دهه شکل داد. او که نماينده فروش شرکت معروف کفش سازی باتا در ایران بود و کفش هاي لاستيکي از اروپاي شرقي وارد مي کرد، نخست پاساژی در خيابان خيام ساخت و پس از چند سال واردات کفش هاي گالش از چک اسلواکي با خريد دو دستگاه ماشين تزريق مواد لاستيکي، نخستین تولید کفش را آغاز کرد. در سالهاي 1334- 1333 زميني در اطراف مهرآباد خريد و فعاليتش را در آغاز به آنجا و سپس به پارک صنعتي اسماعيل آباد کيلو متر 15 جاده کرج منتقل نمود. ايرواني علاوه بر تاسيس فروشگاه کفش ملي در سطح ايران و يکسان سازي قيمت در کل فروشگاهها توانسته بود به شوروي و اروپاي شرقي کفش پوتين صادر نمايد. مشهور است كه ارتش سرخ اتحاد جماهير سوسياليستي و مردان و زنان مجاري، لهستاني و رومانيايي علاقه خود را به كفش ملي نشان داده و به آن وفادار شده بودند. ايرواني در طي بيش از 30 سال فعاليت، توانسته بود در سال 1356 قريب به 10 هزار نفر را در شرکتهايش مشغول نمايد.

 

3- وي علاوه بر فعاليت اقتصادي در همين زمان به يک کار بزرگ اجتماعي دست زد که تا آن زمان در تاريخ ايران سابقه نداشت و نمونه انجام مسئولیت اجتماعی کارآفرین در جامعه محسوب می شد. شرکت کانون مشاوره اقتصادي در تيرماه 1343 به منظور بزرگ نمودن 22 کودک از دو ماهه تا دو ساله تاسيس کردشد تا در آينده اين کودکان از مديران بنگاه صنعتي او بشوند. دبيران آنها از بين افراد توانا و با تقوي انتخاب مي شدند. تصميم گرفته شده بود که هزينه تحصيلي آنها ، مقدم بر ساير هزينه ها باشد. دو برادر از جمع همين 22 نفر كودكاني بودند كه خانواده خود را به طور كامل زلزله بوئين زهرا از دست داده بودند و ايرواني آنها را به فرزندخواندگي پذيرفت و بعدها براي تحصيل به اروپا فرستاد. همين دو برادر در روزهاي انقلاب درب كارخانه را به روي ايرواني بستند و او را از ملك خودش بيرون كردند و مقدمات مصادره كارخانجات ملي را فراهم كردند.

 

4- مديران و كارگراني كه با رحيم ايراوني كار مي كردند حداقل در دو ويژگي وي متفق القول هستند: «او مديري با هوش بود كه هم به توليد مي پرداخت و هم نگران چگونگي توزيع ثمره آن بين تمامي عوامل توليد به ويژه كارگران بود يعني هم در توليد سخت گير بود و نتيجه را براي همه مي خواست يعني عدالت اجتماعي. رحيم اين دو ويژگي متضاد را به خوبي به هم پيوند داده بود و در آرزوي روز بازنشستگي اش بود كه در زميني كه آن را در جنوب شهر انتخاب كرده بود بيمارستاني بسازد و باز بر آن مديريت كند اما اين بار مديريت بر توليد كالايي عمومي نه خصوصي. از اغلب كساني كه با او در اين گروه كار كرده اند مي توان داستاني شنيد كه تمايل شديد او را به عدالت توزيعي گواهي مي دهد.

كارگراني كه هر روز صبح از نقاط مختلف تهران با سرويس به كفش ملي مي آمدند مي ديدند كه ايرواني قبل از همه آنها به كارخانه آمده، دم در ورودي كفش ملي ايستاده و براي همه 10 هزار كارگر و كارمند خود دست تكان مي داد و سلام مي كرد.

يكي از مرداني كه با او همكار بود تعريف مي كند او روزي به كناره هاي رود اترك رفت و سرزمين وسيعي كه كنار آن بود را ديد و اراده كرد آن را زير كشت ببرد تا علوفه توليد شود. دامپروري رونق بگيرد تا چرم خام كارخانه هاي هفتگانه چرمي كه به تازگي وارد كرده بود را از آنجا تامين كند.

 

5- رحيم ايرواني حتي بعد از مصادره اموال سعی می کرد تا خانواده کفش ملی را مراقبت کند. با آمدن هر مدير جديدي به او تلفن مي زد و تبريک مي گفت و او را تشويق به حفظ گروه می کرد، زيرا معتقد بود که چند هزار نفر از طريق آن زندگي مي کنند. او کار،رینی بود که در سالهای پایانی نیز دست از ارائه طرح های کارآفرینی بر نداشت. او در مصر کارخانه کفش سازی استاندارد را تاسیس کرد و نیز در سال 1371 به ایران برگشت و تقاضای تاسیس کارخانه کفش سازی کرد.

 

6- با روی کارآمدن دولت آقاي احمدي نژاد  باز  تقاضای تاسیس کارخانه کفش سازی  را تجدید کرد :

سرور بزرگوارم جناب آقای علی سعيدلو – تهران

با تقديم مراتب ارادت و اخلاص بنده رحيم ايروانی موسس گروه صنعتی کفش ملی در اسماعيل آباد جاده قديم کرج که در آن جا بيش از ۳۴ کارخانه و در ايران ۴۳۰ فروشگاه کفش ملی تاسيس کردم که حتما جنابعالی مسبوق هستيد و اينک آواره در انگليس می باشم . روزی که بنده به خواسته بازاريان تهران به حضور حضرت آيت‌الله العظمی آقای خمينی در حومه پاريس در تاريخ دهم دی سال ۵۷ شرفياب شدم، وقتی معظم له به ايران بازگشتند از روی بنده پروری احوال پرسيدند که به عرض مقدس رساندم که تمام کارخانجات و دارائی بنده را گرفته‌اند که بدون اطلاع بنده با نهايت مرحمت به دادستان دادگاه حجت‌الاسلام قدوسی و جناب آقای مهدی هادوی مقرر فرمودند که کليه کارخانجات و سردخانه‌های بنده را مرجوع دارند که تائيديه مکتوب بعدا به دست بنده رسيد و متاسفانه کارخانجات را مرجوع نکردند و حتما به عرضتان رسيده که تمام کارخانجات را بستند و بيش از دوازده هزار کارگر را اخراج نمودند . اينک که برنامه مهم جناب آقای رييس جمهور ايجاد کار است، بنده پيشنهاد می‌کنم که طی تصويب‌نامه‌ای کارخانجات بنده را مرجوع دارند و حداقل ظرف سه سال ده هزار کارگر و کارمند استخدام خواهم کرد. از حضور جنابعالی که هميشه اهل حساب و کتاب بوده و هستيد استدعا دارم در اين مورد با جناب آقای وزير صنايع مذاکره فرمايید و اطلاع دهيد که فورا برای ادای توضيحات بيش تر به حضورتان شرفياب شوم . بنده فعلا در لندن انگليس هستم و چنانچه اوامری باشد با کمال افتخار در اختيار جنابعالی خواهم بود.

بنده به حضور مبارک پيشنهاد می‌کنم که اگر شغل دولتی ميل نداريد، رياست گروه صنعتی ملی را قبول بفرمائید، خود بنده معاون سرکار خواهم شد.

فدوی، رحيم ايروانی

........اما جوابی دریافت نکرد.

 

7- مردان ميانسال ايراني هنوز به كفش ملي اطمينان دارند كه فرزندان خود را به اين فروشگاه ها مي برند تا كفش ارزان بادوام و زيبا خريداري كنند. آنها شايد نمي دانند كارخانه عظيم و بزرگ كفش ملي در اسماعيل آباد جاده مخصوص كرج به نعش تبديل شده و بخش هايي از آن به انبار سايپا تبديل شده است. كارخانه هاي كفش ملي در اسماعيل آباد يك شهر بود و ۱۷ كارخانه كه هزاران كارگر، مهندس، تكنسين، مدير مالي و... در آن فعاليت مي كردند.وي بعد از ترك ايران در آمريكا و مصر نيز اقدام به تاسيس كارخانه كرد. رحيم ايرواني در 12 اسفند ماه 1384 بعد از طي يك روز كامل كاري از اتاق كارش در ضلع غربي ساختمان محل سكونتش در يكي از خيابان هاي شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:51  توسط صادق  |