|
لحظه
|
||
|
تراشیدم....پرستیدم....شکستم |
تا آخر هفته باید برای ماموریت اداری برم تهران و نمیتونم در فضای مجازی باشم اگر عمری باقی بود شنبه خدمت میرسم
--------------------------------------------------------------------------------------------------
همه دوستان می دانند که من در انتخابات ریاست جمهوری به آقای احمدی نژاد رای دادم خب دلیلش هم تاکید ایشان بر عدالت محوری(عنصر گمشده این مملکت) بود امیدوار بودم با آمدن ایشان دیگر شاهد ریاست متعهدان بی تخصص و متخصصان بی تعهد نباشم امیدوار بودم انرژی اصلی دولت در راه حل مشکلات مردم صرف شود امیدوار بودم بدور از بازیهای جناحی به خدمت خلق خدا بپردازند امیدوار بودم ...
خب به اتفاقات این دو ماهه نگاهی دیگر بیندازیم:
انتصاب برادرزاده آقای جوادی آملی به ریاست سازمان محیط زیست انتصاب برادر عضو شورای شهر به استانداری تهران انتصاب پسر دبیر شورای نگهبان به معاونت سیاسی وزارت کشور احیاء معاونت های فراموش شده ریاست جمهوری در جهت پاداش انتخاباتی به اعضاء ستاد انتخاباتی دو شغله شدن اعضای شورای شهر بدون اینکه بروی خودشان بیاورند و...
همه اینها همان داستان مکرر گذشته را بیاد من می آورد و حماقت من در رای دادن به ایشان . نمی دانم شاید حسین خداداد راست می گوید که دین از سیاست جدا شود اینجوری حداقل دین را لجن مال نمی کنیم خب وقتی نمی توانیم به چیزی درست عمل کنیم بهتر است خودمان را کنار بکشیم که حداقل بعضی اصول را خراب نکنیم . خدا راشکر این مملکت هم بدست کارگزاران افتاد هم اصلاح طلبان هم اصول گرایان . و بدبختانه هر سه گروه هم خراب کردند اصلا اگر هدف خدمت باشد خیلی از مشکلات خود به خود حل می شود اما وقتی هدف بخور بخور است ول کنیم ماجرا را بهتر است
به هرحال من یکی که دیگه رای نمی دهم اگر هم رای بدهم رای سفید می اندازم دیگر هم سعی می کنم راجع به سیاست چیزی نگویم و بجای آن سعی کنم به تقویت ایمان خود بپردازم که از حمایت این آقایان خیلی ارجح تر است
|
|