نمیدانم زندگی سخت تر شده یا انسان زیادی به خودش سخت می گیرد. زمانی پدر بزرگهای ما به راحتی ده تا ده تا بچه بزرگ می کردند اما حالا ما برای بزرگ کردن یک بچه هم احساس عجز می کنیم. من به نوبه خودم فکر می کنم حداقل 4 شرط عمده برای بچه دار شدن یک خانواده لازم است:
1- تمکن مالی: به هیچ عنوان تا قبل از اینکه وضعیت مالی تثبیت شده ای نداشته باشم حاضر نیستم بچه دار شوم. اصلا حاضر نیستم در مقابل خواسته های به حق بچه ام سر خجالت پایین بیندازم و جواب نداری به او بدهم، که بچه ها را ظریفتر از آن میدانم که با غول نداری روبرویشان کنم.
2- تفاهم كامل بين زن و شوهر: به نظر من تا زماني كه يك زن و شوهر كاملا به خصوصيات اخلاقي يكديگر آشنا نشده اند و به تفاهم كامل نرسيده اند، حق بچه دار شدن را ندارند! يكي از بدترين صحنه هايي كه يك بچه مي تواند مشاهده كند ، صحنه دعواي پدر و مادر است و از اون بدتر طلاق پدر و مادر است چرا كه به نظر من طلاق والدين تا قبل از اينكه بچه ها سر و ساماني بگيرند، بدترين خيانتي است كه يك انسان در حق انسان ديگر مي تواند بكند.
3- وقت كافي: به نظر من مادر حداقل تا دو سالگي بچه بايد مدام در كنارش باشد. به مهدكودك سپردن بچه ها قبل از دوسالگي به بهانه كار كردن مادر يا اجتماعي شدن بچه، چيزي جز ضربه هاي عاطفي براي بچه به ارمغان نمي آورد. من خودم اصلا حاضر نيستم تا زماني كه خودم يا خانمم درس مي خوانيم بچه دار بشيم. موقعي بچه دار ميشيم كه وقت كافي براي رسيدن به بچه را داشته باشيم.
4- حس مسئوليت: كم نيستند مادراني كه قرص خواب تو شيشه شير بچه حل مي كنند تا بچه بخوابد و خودشان به كارهاي ديگرشان برسند. اگر آدم به اين مرحله از عقل و شعور نرسيده كه بتواند از زندگي خود براي بچه هايش مايه بگذارد همان بهتر كه اصلا بچه دار نشود.