تبليغاتX
لحظه
تراشیدم....پرستیدم....شکستم

1- تقلب شد؟ اختلاف 11 ميليوني بسيار شك برانگيز است اما یادمان نرود که اختلاف ۹ میلیونی خاتمی و ناطق یا ۷ میلیونی احمدی نژاد و رفسنجانی هم تعجب برانگیز بود. پيش بيني خود من با توجه به مشاهداتم برتري دو سه ميليوني احمدي نژاد نسبت به موسوي و رفتن به مرحله دوم بود. به اين شايعات جديد كه ميگن احمدي نژاد فقط 5 ميليون راي داشت يا موسوي 21 ميلون راي اورده بود را فراموش كنيد. در شهرهاي بزرگ ممكن است كه موسوي برتري اندكي داشته باشد ولي در شهرهاي كوچك برتري كامل با احمدي نژاد بود. بدون توجه به همه اينها به مقاله ديروز گاردين توجه كنيد كه نوشته بود طبق نظرسنجي هاي اونها هم برتري مطلق با احمدي نژاد بوده. درسته كه خلاف قانون هاي زيادي در اين انتخابات انجام شد كه مهمترينش پشتيباني آشكار شوراي نگهبان از احمدي نژاد بود ولي خب به هرحال ميرحسين هم سر هر صندوق ناظري داشت و اين ناظرها هم بر سر شمارش حاضر بودند، آيا اينها آرا اعلام شده توسط ناظرين خودشان را با هم جمع زده اند؟ اگر اين طور است چرا تا الان اعلام نكرده اند؟ 

2- اين همه شورش و اعتصاب براي رئيس جمهور شدن ميرحسين؟ من هنوز تو تقلب شدنش شك دارم ولي توي اين موضوع شك ندارم كه ميرحسين ارزش اين همه جار و جنجال را ندارد. همانطور كه قبلا گفتم ما همچنان ميدانيم كه چي نمي خوايم ولي نميدونيم چي ميخوايم. ببخشيد اما من با احمدي نژاد موافقم كه رفسنجاني شاه دزد اين مملكته و دور و بري هاش هم همه دزدند. كاري با سابقه غيرشفاف ميرحسين ندارم ولي شما به اطرافيانش نگاه بكنيد، من دقيقا از وقتي زنگنه را دور و بر ميرحسين ديدم از راي خودم به او منصرف شدم چرا كه حداقل با توجه به جاهايي كه كار مي كردم دزدي گنده اي از اين ادم و اطرافيانش ديدم. مطمئن باشد هر چقدر به خاطر ندانم كاري و خودبزرگ بيني احمدي نژاد در اين كشور "حيف" مي شود، در صورت روي كار امدن ميرحسين توسط دار و دسته رفسنجاني "ميل" مي شود. پس زياد به ميرحسين دلخوش نكنيم و فكر نكنيم كه او اين خرابه را گلستان خواهد كرد.

3- چگونه بايد اعتراض كرد؟ اگر شما به واقع معتقد به تقلب هستيد، خب مي توانيد اعتراض كنيد ولي بايد بدانيد كارهايي مثل اتوبوس و ماشين و مغازه آتش زدن يا شيشه هاي اماكن و منازل را شكاندن مال سي سال پيشه و اين روش ها ديگه قديمي شده و فقط باعث توجيه رفتار خشونت آميز با شما ميشه. گرچه اين عكس جمهوريت هم خيلي جالبه: چه كساني این شیشه ها را به نام مردم شکست؟

4- واكنش دولت طبيعيه؟ همه 3 مورد بالا را گفتم كه اين مورد آخر را بگم: اين كاري كه عناصر حكومتي با معترضان مي كنند وحشتناكه، غير قابل باوره و ديوانه كننده است. اسامي 5 دانشجوي كشته شده دانشگاه تهران را ديده ايد؟ تصوير مردي كه ديروز با شليك گلوله در تظاهرات كشته شد را ديده ايد؟ آن مردك چاقو به دست را چي؟ اسرائيلي ها اين كار را با فلسطيني ها نمي كنند كه اينها دارند با مردم مي كنند. حتي رذل ترين ها هم تير را به پاي تظاهر كننده بي دفاع مي زنند و نه به مغزش. با ديدن اين عكسها ادم از مسلمان بودن و ايراني بودن خودم پشيمان میشه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:13  توسط صادق  | 

1- اينجا در مورد انتخاباته و اين پست تا شب هي به روز ميشه

2- پدرم ناظر صندوقي تو يكي از مناطق فقيرنشين اهواز بود و نتايجش اينطوري بود: احمدي نژاد 1200 و موسوي 400

3- همكارم رئيس يك صندوق تو مناطق متوسط رو به بالاي شهر بود : ميرحسين 900 و احمدي نژاد 400

4- يا ما درست لايه هاي زيرين اجتماع مون را نشناختيم و يا اينكه از قابليت هاي دوستان در وزارت كشور بي اطلاعيم.

5- قران بخوره تو كمر كسي كه تقلب بكنه

6- كسي نميدونه امتحان هاي دانشگاه چمران فردا برگزار ميشه يا نه؟

۷- یکی از دوستان که به احمدی نژاد رای داده میگه که خدا را شکر این دفعه هر گندی که زد دیگه نمیتونی به من پیله کنی.. آخه این دفعه دیگه رای من باعث برنده شدنش نشد خودشون زحمت کشیدن...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:49  توسط صادق  | 

تا پريشب راي من موسوي بود، اما اين دو تا مناظره آخري راي مرا عوض كرد: محسن رضايي

پ ن۱: اصلا یکی از دلایل رای من به موسوی همین بود که من هم تا چند روز پیش فکر می کردم که رای به رضایی یعنی سوزاندن رای. ولی خب حداقل تو دور اول من سعی می کنم کار خودم را بکنم و اگر کشید به دور دوم اون وقت مجبور به انتخاب بین بد و بدتر بشم.

پ ن۲: اتفاقا سابقه محسن رضایی کاملا روشنه و مثل موسوی و کروبی نیست که از گذشته خود فراری هستند. دیدید دیشب چقدر صریح گفت که من اول انقلاب چه می کردم و هرچی هم احمدی نژاد میخواست بگه که این کار شما بد بوده ولی محکم سر حرفش ایستاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:59  توسط صادق  | 

استاد فرموده بودند كه يك مقاله ترجمه كنيد در حد 30 صفحه ..... يك مقاله پيدا كردم و بردم نشونش دادم..... نگاهش كرد و گفت خوبه.... دو هفته وقت گذاشتم براي ترجمه اش... حالا كه بردم پيشش ميگه اين كه هم قديميه و هم علمي پژوهشي نيست، برو يكي ديگه ترجمه كن بيا! .... وقتي بهش گفتم كه استاد خودتون اين را دو هفته پيش تاييد كرديد چنان نگاه عاقل اندر سفيهي بهم كرد كه تا حالا اين قدر احساس حماقت نكرده بودم.... به شدت در حال ترجمه مقاله دومم.

 

پ ن: از اونجايي كه هركي درباره انتخابات حرف نزنه، خره، بايد بگم كه مردم ميدونند كه احمدي نژاد را نميخوان ولي مثل هميشه دقيقا نميدوند چي مي خوان! به احتمال زياد موسوي مياد بالا و رئيس جمهور ميشه ولي بعدش دوباره همه سرخورده ميشن كه اين چي بود و قرار نبود اينطوري بشه و از اين خزعبلات. تقريبا اكثر دوستان ميدونند كه من معمولا به كانديداي اصول گرا راي ميدم و طبق روال اين دفعه هم به موسوي راي ميدم...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:24  توسط صادق  | 

1- سلام

2- اگر مدتي در اين خزعبلات تاخير شد، نه به علت شلوغ بودن سرم و نه به علت نداشتن موضوع بود، كه تقريبا هر روز همه وبلاگ هاي بروز شده را مي خوندم و براي نوشتن هم موضوع زياد دم دست بود. اما حسش نبود! نميدونم چرا نوشتن اون كشش قبلي را برام نداره: چه وبلاگ خودم و چه نظر گذاشتن براي بقيه وبلاگ ها.

3- اول از خودم بگم: 4 تا از مقاله هاي اين ترمم را نوشتم و ارائه دادم ( يكيش مشترك بود) و اين هفته دارم روي آخريش كار مي كنم. محل كارم هم عوض شده و به پروژه اي اومدم كه احتمالا سال ديگه اين موقع وقت دستشويي رفتن هم نداشته باشم، چه برسه به وبلاگ خوني و وبلاگ نويسي. ولي خب فعلا هنوز تو مقدمات پروژه ايم و به قولي آرامش قبل از طوفانه.

4- مي بينيد ما بچه هاي وبلاگستان چقدر زود بزرگ شديم، يادتون كه نرفته: ما همون هايي هستيم كه 4 سال پيش اصلا بهونه آشنايي مون با هم ديگه انتخابات رياست جمهوري بود، الان غير از يكي دو نفر پيله مثل مهدي محسني، ديگه كسي تو اون وادي ها نيست و به قولي اينقدر سرمون گرم زندگي شده كه اصلا تو فكر انتخابات و مافيهايش نيستيم. ميگيد نه: سردسته اون موقع ما براحتي تو اين ايام تازه از حج برگشته و چنان هاله نوراني اي دور و برش را گرفته كه فكر كنم فقط به هاله دارها راي بده.

5- رستوران ريورسايد را هم خراب كردند، به همين راحتي! دوشنبه از كنارش رد شدم، سرجاش بود. سهشنبه از كنارش رد شدم، با خاك يكسان شده بود. شنبه هم از روش رد شدم: جاي قبلي اون يك جاده كشيده بودند. گرچه نگذريم كه تو اين ماجراي ريورسايد بحث پارتي خودش را خوب نشون داد: ريورسايد به همراه چند تا خونه نزديك اون تو طرح جاده ساحلي قرار گرفته بودند: اهالي خونه ها را شب عيدي و تو هفته اخر اسفند به زور مامور از خونه هاشون بيرون كردند و به ريورسايد بيشتر از يكماه بعد از عيد هم فرصت دادند. اگه ميشد به ريورسايد فرصت داد، حتما ميشد به اون بنده خداها هم فرصت داد كه شب عيدي را حداقل آواره نشند.

6- گفتم ريورسايد، ياد يكي از دوستان مجازي افتادم كه هميشه دوست داشت دوباره بياد اهواز و بره ريورسايد. دوستي كه اين روزها، روزهاي خوبي را سپري نميكنه و من هم گرچه تا وبلاگش بروز ميشه، ميخونمش ولي نميتونم نظري براش بگذارم: شما براي ادمي كه داره از همسرش جدا ميشه و اين جدايي احتمالا به جدا شدن از پسرش (كه اميداورم هيچوقت اينطور نشه) مي انجامه چي ميگيد؟ دلداري اش ميديد؟ نصيحتش مي كنيد؟ نميشه! شما حتي نميدونيد ماجرا چيه و دلايل طرف مقابل را هم نشنيديد و اصلا شناختي از اين ماجراها نداريد... من اينطور مواقع خفه ميشم!

7- يوزارسيف هم كه تموم شد. گر چه به قول يكي از دوستان اگر اين ميزان آبي كه كارگردان به اين سريال بست را به مصر مي بستند كه اصلا اين قحطي به وجود نمي آمد، ولي خب احسن القصص را هرجور هم كه تعريف كني زيباست. كاش به جاي اينكه اين همه انتقاد، مدعيان خودشون دست به كار مي بردند و نمونه بهتري مي ساختند. تو اين مملكت كه يكروز قيف نيست و يك روز مامور... همين كه آقاي سلحشور همت كرد و دست به كار شد خودش يه خسته نباشيو يك آفرين بزرگ مي طلبه.

8- اين خواهرزاده من باعث شده تا من خيلي چيزها را كشف كنم: مثلا اينكه با پاي بچه ها ميتونيم دماغشون را بخارونيم، من امتحان كردم حتي شست پاشون تو سوراخ دماغشون هم ميره، فقط بعدش نامردها جيغ و دادشون ميره آسمون!

9- سعي مي كنم بيشتر بنويسم: نوشتن تو وبلاگ هيچ حسني كه نداشته باشه نميگذاره ادم به يكنواختي بيفته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 7:46  توسط صادق  | 

روایت رسمی آغاز فاجعه غزه این است که با پایان یافتن دوران آتش بس شش ماهه بین اسرائیل و سازمان حماس در روز ١٩ دسامبر، حماس حاضر به تمدید آتش بس نشد و بناگاه و بلافاصله پس از پایان دوران آتش بس صدها راکت از داخل نوارغزه شهرهای اسرائیلی مجاور را مورد حمله قرار داد ( که البته تلفاتی به همراه نداشت). و باز روایت رسمی وقایع اخیر این است که اسرائیل برای دفاع از خود حملات هوائی و متعاقب آن زمینی را به نوار غزه در حجم فوق العاده بالائی که تا کنون منجر به کشته شدن صدها نفر غیرنظامی که تعداد بسیاری کودک در میان آنان دیده می شوند سامان داده است.
شاید بسیاری از خاطرشان رفته باشد اما همه اینگونه نیستند. روز ۴ نوامبر ٢٠٠٨ در حالی که هنوز بیش از ۴ ماه از برقراری آتش بس نمی گذشت مطبوعات معتبر جهان از حمله شبانه اسرائیل و کشتن شش تن از اعضاء سازمان حماس خبر دادند، خبری که در میان هیاهوی اخبار انتخابات آنروز آمریکا دفن شد.
در روز ١۴ دسامبر اسماعیل هانیه نخست وزیر مستقر در غزه در حالیکه در برابر ٢۵٠ هزار تن در میدان کتیبه در مرکز شهر غزه سخنرانی می کرد اعلام کرد که با فرا رسیدن روز پایان آتش بس تنها در صورتی خود را ملزم به ادامه آتش بس می داند که وضعیت رقت بار محاصره مردم غزه از سوی اسرائیل و مصر پایان پذیرد. اسرائیل با علم و اطلاع کامل از آنچه که پیش خواهد آمد پیشنهاد وی را رد کرد.
پرتاب راکت و خمپاره بر روی مردم غیرنظامی را هیچکس نمی تواند تائید کند اما غزه درمانده و خسته از دو سال تحقیر و تحمیل زندگی غیرانسانی در یک اردوگاه بزرگ اسرا، راهی دیگر نمی یابد و به شهرهای اسرائیلی حمله می کند. واکنش های زنجیره ای پس از آن هم قابل پیش بینی بود که اکثر شما نیز کم و بیش از آن مطلعید. اما آنچه که ممکن است بسیاری از آن بی خبر باشند این است که به گزارش روزنامه اسرائیلی هاآرتص عملیات "ریختن سرب" (Cast Lead) که از هفته پیش توسط ارتش اسرائیل آغاز شد از شش ماه پیش با جمع آوری اطلاعات لازم بطور دقیق برنامه ریزی شده بود. شش ماه پیش یعنی درست زمانی که آتش بس تازه آغاز گردیده بود!
اسرائیل از سال 1967 که بیت المقدس را گرفت، تا کنون در هیچ جنگ شهری پیروز نشده است و از جنگ سال تا کنون نیز هیچ جنگی را با پيروزي به پايان نرسانده است.حمله سال 1978 اسراييل به لبنان شكست خورد ، حمله 1982 آنها نیز يك اشتباه استراتژيك بود و در هیچ یک از بمباران های سال 1993 و نه حتی بمباران های سال 1996 لبنان نيز دستاورد نظامي قابل اعتنايي نداشته است اما سوال اين است كه با اين اوصاف چرا اسراييل به دنبال شعله ور كردن جنگي ديگر است؟
دو حزب کادیما و کارگر که در نظر سنجی ها از موقعیتی ضعیف نسبت به حزب افراطی لیکود و رهبر آن بنیامین نتانیاهو در انتخاباتی که پیش روست برخوردارند، درصددند با نشان دادن میزان بالائی از خشونت و سبعیت رای دهنده اسرائیلی را قانع کنند که در این زمینه چیزی از رقیب خود کم ندارند. از سوی دیگر با توجه به اینکه مدت خدمات درخشان آقای محمود عباس در ٩ ژانویه ٢٠٠٩ به پایان می آید اسرائیل مصمم است که جلوی سازماندهی نیروهای هوادار حماس را برای پائین کشاندن محمود عباس تا آینده نامعلومی بگیرد.
اما دليل اصلي تمام اين ماجراها (به نظر من) خبري است خبری که یکسال و نیم پیش از زیر چشمان همه ما در رفت ، سفره گاز در غزه!
طبق این خبر اورشلیم پست، شرکت British Gas و اسرائیل توافق کرده اند که بی توجه به حماس کار حفاری را در بخشی از غزه آغار کرده و پولی را که فکر می کنند باید به فلسطینی ها تعلق گیرد در یک حساب بانکی( طبیعی است تحت کنترل دو طرف) در خارج نگاهداری کنند. این پول تا سرنگونی حماس در آن حساب باقی خواهد ماند. به عبارت دیگر مردم غزه بیجا کرده اند که به جریانی رای داده اند که مورد توافق غرب و اسرائیل نیست. این گاز انحصارا مورد استفاده اسرائیل قرار می گیرد. زمین های مزبور که گاز در آن قرار دارد طبق گزارش اورشلیم پست در سال 2000 (سالی که انتفاضه آغاز گردید)توسط BG خریداری شده و امروز حماس نسبت به آن ادعا دارد و مورد دعوای طرفین است. طبق قرار داد اسلو زمین های مزبور به فلسطینی ها تعلق گرفته بود.

منابع:
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?p=9204#post9204
http://nonoghalam.blogfa.com/post-217.aspx
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=2799
http://bamdadi.com/2009/01/04/the-five-big-lies-of-israel/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 9:18  توسط صادق  | 

سرهنگ«جيكاك» مأمور اطلاعاتي بريتانيا، در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در ايران نقش زيادي را در جهت منافع كشورش ايفا نمود. جيكاك با خاتمه جنگ جهاني دوم به استخدام شركت نفت ايران و انگليس درآمد. مي گويند كه حكومت واقعي مناطق نفت خيز در دست او بود.جيكاك اغلب اوقات خود را در ميان عشاير بختياري مي گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در يادگيري زبان در مدت بسيار كوتاهي توانست زبان فارسي و از آن مهم تر گويش بختياري را همچون زبان مادري خود يادبگيرد . به حدي كه تشخيص او از غير بختياري ها بسيار مشكل بود . خصوصاً اينكه با شگرد هاي خاص تفاوت ظاهري خود را نيز بوسيله گريم هاي مداوم با چهره بختياري ها به حداقل مي رساند و البته چنانچه حكايت مي كنند آنقدر بر زبان و گويش و تاريخ و فرهنگ بختياري مسلط بود كه چنانچه كسي نيز مي خواست از ظاهر او به خارجي بودنش مشكوك شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او يقين پيدا مي كردند كه وي بختياري است ! جيكاك علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمينه يادگيري و تطبيق با محيط برگ برنده ديگري نيز داشت و آن شوخ طبعي ذاتي وي بود !

 نام جيكاك براي مردم مناطق نفت خيز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسليماني ها و عشاير بختياري نامي آشناست . نامي كه به نمادي در نيرنگ و حيله گري آنهم از نوع انگليسي تبديل شده و حتي امروز نيز معمولاً به كساني كه به نيرنگ و مكر و حيله و البته سياستمداري از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جيكاك مي دهند !

جيكاك در راه جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بكار برد. او علاوه بر تشويق بختياري ها به بي توجهي به ملي شدن صنعت نفت، كوشش نمود تا در كار هيئت خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس خلل ايجاد نمايد. به گفته ي حسين مكي به هنگام عزيمت هيئت خلع يد به آبادان، جيكاك تصميم گرفت عده اي را تحريك كند تا اتومبيل اعضاي هيئت را از روي پل بهمن شير به داخل رودخانه بيندازد اما اين توطئه ناكام ماند. سرانجام دولت ايران كه به كارشكني و اخلال جيكاك در امر ملي شدن صنعت نفت پي برده بود وي را از ايران اخراج نمود.

حكايتهاي زيادي از حضور سرهنگ جيكاك كه بعدها به "مستر جيكاك"  و در اواخر حضورش در ايران به "سيدجيكاك" معروف شد نقل مي شود  كه در زير چندتاشون را ميارم:

1- جيكاك در اوايل حضورش در شركت نفت ايران و انگليس به عنوان سرپرست يك دكل حفاري مشغول به كار شد. يكروز يكي از كارگران محلي از بالاي دكل به زمين افتاد و درجا مرد. افراد محلي كه از فوت فاميلشان به شدت عصباني بودند و جيكاك را مسئول اين واقعه مي دانستند بسوي او حمله كردند. جيكاك كه مرگ را در يك قدمي خود ميديد ناگهان به سمت دكل حفاري حمله ور شد و شروع كردن به زدن دكل با مشت و لگد. مردم محلي كه شگفت زده بودند ناگهان ايستادند جيكاك كه مردد شدن مردم را ديد و فهميد انگار نقشه اش گرفته شروع كردن با سر كوبيدن به دكل و فحش دادن كه " نامرد تو برادرم را از گرفتي" و از اين گونه صحبتها... نقل مي كنند كه چند دقيقه بعد مردم دوباره به سمت جيكاك دويدند ولي اينبار نه براي زدن و انتقام گرفتن بلكه براي دلداري دادن به او و جلوگيري كردن از كوبيدن سرش به دكل!

2- از ديگر حكايات جيكاك عصاي معروف است كه با آن معجزه مي كرد و وقتي آنرا به بدن كسي مي زد به آن شوك عجيبي منتقل مي شد! جيكاك مدعي بود عصاي او بهترين وسيله براي تشخيص حلال زاده بودن افراد است و با همين شگرد بسياري از كساني را كه به دليل مختلف مي خواست از وجهه اجتماعي و قدرت بيندازد ، تخريب مي كرد ! بعد ها فاش شد كه در عصاي معجزه آساي مستر جيكاك جز يك پيل خشك الكتريكي و يك مدار ضعيف انتقال برق هيچ چيز وجود نداشته و جريان ضعيف برق باعث انتقال شوك الكتريكي به افراد نگون بختي مي شده كه مستر جيكاك هنگام تماس عصا با آنها ، دكمه وصل جريان را فشار مي داده !!

3- در مجلسي او حاضران را دروغگو معرفي مي كرد و هنگامي كه قرار بر اثبات شد، كبريتي روشن كرد و گفت: هر كس راست بگويد اين كبريت ريشش را نمي سوزاند. اول كبريت را به ريش خود گرفت كه نسوخت سپس ريش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند كه دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد كه ريش او مصنوعي و نسوز بود .

4- اقدام بعدي جيكاك پوشيدن لباس روحانيت و عمامه گزاري وي بود! جيكاك مجلس وعظ و منبر برپا ميكرد و آخرش هم روضه امام حسين ميخواند و وسط روضه موقعي كه همه داغ مي شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشي كه وسط مجلس بود پرتاب ميكرد! از بند قبل علاقه جيكاك به پارچه نسوز را بياد داريد . عمامه نميسوخت و جيكاك آنرا به عنوان معجزه خود بيان ميكرد و ادعاي سيد بودن ميكرد! در ضمن او هيچكس را هم به سيدي قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش ميسوخت! از اينجا بود كه او به "سيد جيكاك" معروف شد..

5- به هنگام ملي شدن صنعت نفت، جيكاك يا به قولي سيد جيكاك با گشت و گذار ميان عشاير بختياري اين شعار را به گويش بختياري براي آنها طرح نمود : "تو كه مهر علي من دلته                نفت ملي سي چنته"   

"يعني تو كه مهر علي را در دل داري براي چه به دنبال ملي شدن نفت هستي"                 

بعضي از عشاير بختياري زندگي خود را رها كرده و با تشكيل دسته جات متعدد و درست كردن پرچم و علم هاي گوناگون علي علي گويان به امامزاده ها رفته و طلب عفو مي كردند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:43  توسط صادق  | 

امروز سالگرد اعدام شیخ فضل اله نوری توسط انقلابیون مشروطه خواه است.در اینکه چرا اعدام شد و انگیزه واقعی اعدام کنندگان وی چه بود روایتها متفاوت است و من گیج که واقعا کدامیک را قبول و کدام را رد کنم، ولی نکته جالب این است که بعد از انقلاب بزرگراهی در تهران بنام وی نامگذاری شد درحالیکه در روزهای ابتدایی انقلاب نوه شیخ فضل اله (منوچهر آزمون) بجرم عضویت در دو کابینه هویدا و شریف امامی و... اعدام شد!

 

پ.ن : زوربا برایم نوشته:صادق جان به منوچهر آزمون نوه دیگه شیخ یعنی نورالدین کیانوری رو هم اضافه کن که در زندان مرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 0:47  توسط صادق  | 

شيخ هشام صيمري شامگاه سوم تيرماه امسال در خانه اش واقع در يكي از فقيرنشين ترين مناطق اهواز بنام كوي رزمندگان بدست دو مرد مسلح ترور شد. هشام صيمري در سال 1340 در كويت متولد شد ( در خانواده اي ايراني) و دوران دبيرستان و دانشگاه را نيز در همين كشور طي كرد. وي ليسانس علوم سياسي را از دانشگاه كويت گرفت و بعد از آن فعاليتهاي سياسي خود را بر ضد دولت كويت شروع كرد تا آنكه در سال 1369 شمسي توسط اطلاعات كويت دستگير و در دادگاه بدوي به اعدام محكوم شد كه در دادگاه تجديدنظر حكم به 15 سال زندان تقليل يافت.

همزمان با حمله عراق به كويت وي موفق به فرار از زندان شد و بلافاصله به ايران مهاجرت كرد و در قم ساكن شد و به تحصيل در حوزه علميه قم پرداخت. وي بعد از مدتي به اهواز آمد و در محله شلنگ آباد اهواز (كوي علوي) ساكن و تبليغ و نشر شعائر ديني مشغول شد. از جمله فعاليتهاي شيخ شهيد ميتوان به احداث 3 مسجد، راه اندازي دو مركز فرهنگي و احداث 3 كتابخانه در محله هاي فقيرنشين اهواز بخصوص كوي علوي اشاره كرد. نقل است كه در هنگام راه اندازي يكي از مراكز فرهنگي براي تامين هزينه هاي مربوطه مجبور شد كه كليه لوازم زندگي خود را بفروشد.

نقل است كه گاهي جلساتي در مورد مناطق محروم در استانداري برگزار ميشد كه ايشان عليرغم دعوتهاي بسيار هيچوقت در اين جلسات شركت نكردند و درباره عدم پذيرش خود اشاره به اين روایت می کردند: هرگاه دیدید علما بر در خانه ملوک میروند بگویند بد علمایی هستند و بد ملوکی و اگر دیدید ملوکان بر در خانه علما می روند بگویند خوب علمایی هستند و خوب ملوکی.

اصلی ترین دلیل شهادت ایشان، مقاومت شدید ایشان در مقابل سرمایه گذاری وسیع وهابیون در شهر اهواز و بخصوص مناطق فقیرنشین از جمله شلنگ آباد می باشد. ایشان از حدود دو سال پیش و پس از نقش فعالش در مهار ناآرامی های شهر اهواز (که وهابیون نقش فعالی در تحریک مردم ایفا کردند) همواره در معرض خطر قرار داشت و بارها تهدید به مرگ شده بود و وهابیون با شایعه سازی های بسیار زیاد سعی داشتند که ایشان را " مخبر" و "جاسوس" جلوه دهند در صورتی که بهتر است بدانید شيخ هشام تا پارسال خانه اي از خود نداشت و همين سال قبل موفق شد از اجاره نشيني خلاص شود و خانه اي در کوی رزمندگان (یکی از فقیرنشین ترین نقاط اهواز) براي خود دست و پا كند. و آیا کسی که "مخبر" و "جاسوس" است نباید وضع مالی اش آنقدر خوب باشد که حداقل بتواند خانه ای از خود داشته باشد؟

به هرحال این عالم و سخنور شیعه که تلاش زیادی در بیان حقیقت و روشنگری ذهن جوانان منطقه نسبت به فرقه ضاله وهابیت داشت براحتی آب خوردن ترور شد تا آفرین دیگری بگویم به مسئولان امنیتی کشور....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:50  توسط صادق  | 

روزنامه اطلاعات شماره 15848 مورخ 18 اردیبهشت 1359:

    دادستان انقلاب اسلامي متن كيفرخواست اعدام براي غلامرضا كيانپور را جهت اطلاع عمومي منتشر ساخت:

طبق اين كيفرخواست، كيانپور متولد شهر ساري متهم بود كه در طول تصدي وزارت اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) با استفاده از وجوه دولتي به برخي از جرايد كمك مالي مي كرد (كه هرگونه كمك مالي به جرايد عمومي جز مجلات تخصصي و نشريات رسمي احزاب، عملي بر خلاف اصول ژورناليسم حرفه اي است و عرفا ممنوع است)، اطلاعات و اخبار مميزي شده (تنظيم مطابق سياست دولت) در اختيار آنها جهت انتشار مي گذاشت، و اين اخبار سانسوري پس از تنظيم دولتي و تكثير آنها در خبرگزاري پارس و يا دفتر ويژه اطلاع رساني در وزارت ارشاد در اختيار جرايد قرار مي گرفت و يا اين كه تلفني به ميز سردبيري در تحريريه آنها (و به فردي مورد اعتماد دولت در آن ميز) ديكته مي شد و به اين ترتيب به ملت گزارش خلاف واقع مي داد.
    در اين كيفر افزوده شده بود که كيانپور در طول تصدي وزارت دادگستري، هركس را كه صداي اعتراضش بلند مي شد توسط بازپرسان و دادستانهاي مطبع و دست نشانده اش بازداشت مي كرد و تحت تعقيب قرار مي داد و با اين كار، ايران را به صورت يك زندان بزرگ درآورده بود كه در آن ابتدايي ترين حقوق طبيعي و شناخته شده در اعلاميه حقوق بشر و قانون اساسي همان نظام ناديده گرفته مي شد و ....

    دادستان سپس تقاضاي اعدام كيانپور و مصادره اموال او را كرده بود.

 

کیانپور در 19 اردیبهشت تیرباران شد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:13  توسط صادق  | 

1- سلام عید شما مبارک

2- هرچه سال 85 بد و مزخرف بر من گذشت، جاتون خالی این تعطیلات عید خوش گذشت! جاتون خالی یه سفر دو روزه به یاسوج و دیدن طبیعت زیبای یاسوج و سی سخت، کلا روح و روان مرا تازه کرد و خستگی یک سال مزخرف را از بین برد. بعد همکه سر خر را به طرف اصفهان کج کردیم تا خانم جان هم کمی خستگی در کند! ( بهروز سر و صدا نکن چند تا اس ام اس دادم جواب ندادی) گرچه تو راه برگشت یه تصادف کردیم که میتونست همممون را به کشتن بده که خدا را شکر با کمترین خسارت ممکنه (حدود 200 تومن) به خیر گذشت اما حتی این تصادف هم نتوانست از لذتی که از طبیعت یاسوج و تاریخ اصفهان بردیم چیزی کم کند.

3- گل سرسبد اتفاقات مهم این 7 روز ابتدای سال 86 همین بحث ملوانان انگلیسی بود که به نظرم دولت بسیار با تدبیر جلو رفت و عمل کرد ولی ایکاش که آزادی اونها در مهلت 48 ساعته بلرصورت نمی گرفت!

4- اخراجیها هم از دیگر اتفاقات عجیب و غریب امسال بود: اول اینکه مشخص شد روحیه مردم اینقدر خسته است که حیلیهاشان فقط برای دو ساعت خندیدن حاضرند 1200 تومان پول بلیط سینما بدهند چون فیلم آنقدر هم فیلم شاخصی نبود البته به آن بدی هم که بهروز گفته نیست. دوم هم اینکه ده نمکی یا کلا راهش را عوض کرده یا خودش هم نفهمیده چی گفته! این آدم در انتخابات سال 76 همه کاری کرد تا ناطق رای بیاره وخاتمی نتونه رئیس جمهور بشه. او در این راه حتی چرت وپرتهای نظیر اینکه فروغ فرخزاد از خاتمی حمایت کرده هم تو مجله اش چاپ کرد و حالا قطب منفی فیلمش را میده به یه بازاری مقدس مآب و خشکه مقدس و قطب مثبت فیلمش را میده به یه آخوند اهل تسامح و تساهل! به هر حال اخراجیها ارزش یکبار دیدن را داره نه برای اینکه ده نمکی آن را ساخته بلکه بخاطر بازیهای جذاب اکبر عبدی و ارژنگ امیرفضلی و امین حیایی، بخاطر فیلمنامه ای که درست است سوراخهای گنده ای دارد اما توسط آدمی ساخته شده که دقیقا خودش وسط معرکه بوده و خیلی از واقعیتهایی را منعکس کرده که ممکنه برای خیلیها عجیب به نظر برسه ولی آدمهای جنگ اونها را هزارن بار دیده اند.

به هر حال اخراجیها مشق اول ده نمکی در سینمای داستانی است که اگر اون را با مشق اول خیلی از کارگردانهای دیگه مثل حاتمی کیا( هویت) مقایسه کنید اون وقت به ارزش کار این آدم پی خواهید برد.

5- آقا صبح ساعت شش خواب آلود اومدم برم دستشویی تا لامپ را روشن کردم یکدفعه با صدای مهیبی ترکید، اصلا کلا خواب از سرم پرید و نتیجه این بی خوابی همین مطلب درازیه که الان شما دارید میخونید!

6- یه وبلاگ راه انداختم که هر روز اسم آدمهای مشهوری که تو اون روز را متولد شده اند را اونجا می نویسم، شما هم اگر آدم مشهوری را میشناسید که من از قلم انداخته باشم لطفاراهنمایی کنید! در ضمن اگر خواستید تاریخ تولد خودتان را بگویید تا آنجا بنویسم.

7- آقا من یه ماهی قرمز شب عید خریدم، غلط کردم! این بشر از گربه بیشتر جون داره، 5 روز ولش کردیم به امان خدا و رفتیم مسافرت بعد که اومدیم سر و مر و گنده داشت نگاهمون میکرد. غذا هم که غیر از روزی سه حبه قند چیز دیگه ای بهش نمیدم ولی نمیدونم چرا این هنوز زنده اس؟

8- 5000 تومانی ها را دیده اید؟ هرچقدر تو طراحی 2000 تومانی بدسلیقگی کردند این یکی را زیبا طراحی کرده اند به نظرم خوشگل ترین اسکناس ایرانی است.

9- آیدا خانوم این ساعته درست شده ولی نه اونجوری که شما فکر می کنید! الان سر 55 دقیقه زنگ میزنه و دوباره هرچقدر که دلش میخواد میزنه. اون شب ساعت 5 دقیقه به 5 صبح شماردم 10 تا زنگ زد، بخدا!

10- آقا این اهواز ما تنها در اواخر اسفند و اوایل فروردین آب و هوای درست و حسابی داره و بخاطر همین همیشه تو ایام نوروز پره از مسافرهای نوروزی، ولی دریغ از چهارتا تابلوی راهنمایی که این مسافرها را از سرگردانی نجات بده. هط آقای شهردار، خاک بر سرت!

11- تو این ایام فقط دو تا از فیلمها را دیدم : الماس خونین و مجردها.  تو این دو تا فیلم دو تا بازی استثنایی را دیدم اول دی کاپریو که حیف شد که اسکار نگرفت و دومی الناز شاکردوست که نشون داد اگر از راه اصلی منحرف نشه و بتونه خودش را از دام حاجی فرحبخش و فیلمهاش نجات بده میتونه که در حد یکی از بازیگران ماندنی تاریخ سینمایایران مطرح بشه.

12- به نظرمیرسه که طرح نظام هماهنگ پرداخت حداقل برای امسال بایگانی شد اما از اون طرف هم انگار دولت قصد کرده که تمام امکانات رفاهی را از کارمندان بگیرد و بجای آنها یارانه نقدی پرداخت کند. نمیدانم چرا هر وقت صحبت ازصرفه جویی در هزینه ها میشود دولت به فکر گرفتن امکانات از کارمندان میافتد. آقایانی که در راس دولتید به نظرم شما سوراخ دعا را گم کرده اید! دزدیهای در روز روشن در این مملکت صورت می گیرد که به نظرم جلوی یکیشان را بگیرید به اندازه هزینه یکسال خدمات رفاهی کارکنان دولت در هزینه ها صرفه جویی کرده اید.

۱۳- راستی امسال دو تا هدف دارم که باید ببینم آخر سال به اونها میرسم یا نه: اولی قبول شدن فوق لیسانس و دومی کم کردن وزنم تا مرز ۹۰ کیلو

۱۴- خسته نباشید! خداحافظ تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:6  توسط صادق  | 

پیش نوشت: درنظرات پست قبلی دوستی از ماجرای کربلای چهار سخن گفته بود ودوست دیگری از این ماجرا کلا اظهار بی اطلاعی کرده بود و این خود انگیزه ای شد برای نوشتن مطلب پیشرو:

 

درجنگ تحمیلی عملیاتهای زیادی انجام شد که اکثر قریب به اتفاق آنها به قسمت اعظم نتایج پیش بینی شده خود دست یافتند، اما در این میان کربلای چهار یک استثناست. این عملیات که با هدف تصرف بصره در ساعت 22:30 سوم دی ماه 1365 شروع شده بود به فاصله 24 ساعت بعد شکست خورد و در ساعت 23:45  دقیقه روز چهارم دی ماه دستور توقفش صادر شد.

علت اصلی شکست این عملیات، آگاهی دقیق ارتش عراق از جزئیات مکانی و زمانی عملیات بود که به لطف همکاری سازمان سیا در اختیار آنها قرار داده شده بود. آمریکائیها که از ماجرای مک فارلین به شدت عصبانی و سرخورده بودند با نفوذ در میان مرکز فرماندهی سپاه ایران و بدست آوردن اطلاعات کامل درباره این عملیات، تمامی اطلاعات را در اختیار عراقیها قرار دادند به نحوی که وزیر دفاع عراق در اینباره گفته است:

در این باره وزیر دفاع عراق گفت:«هدف ایران شهر بصره بوده و هست … ایرانی‌ها اگر موفق می‌شدند هدف‌های خود را تحقق بخشند، ارتباط میان سپاه سوم و هفتم را قطع می‌کردند و تمام فاو و خورعبدالله و شمال بصره را به اشغال خود درمی‌آوردند. علت شکست کنونی این است که ما آماده بودیم و نقشه‌های لازم را طرح کردیم … و از درس‌های فاو استفاده کردیم.وزیر دفاع عراق ضمن تشکر از امریکا اظهار داشت:«ما به خاطر این اطلاعات از آنان تشکر می‌کنیم، اما به آنان خاطر نشان می‌کنیم که در مقایسه با برخوردشان با ایران، در این مورد تعادل برقرار نبوده است.»

البته هیچکس تاکنون نتوانسته راجع به اینکه آمریکائیها چگونه این اطلاعات دقیق را بدست آورده اند توضیح دقیقی بدهد. البته چندی قبل و درهنگامه دعوای رفسنجانی و محسن رضائی، سوداگر نامی که از رده بالاهای سپاه معرفی شد ادعا کرده بود که اطلاعات مربوط به عملیات کربلای 4 توسط " سرتیپ فضلی " به آمریکائیها داده شده است، که این ادعا با توجه به اعدام سرتیپ فضلی در سال 62 به جرم جاسوسی برای شوروی به نظر حرف مفت میرسد.

به هرحال طی آن 24 ساعت نحس، طبق آمارهای رسمی از مجموع 203811 نفر نیروی ایرانی شرکت کننده در این عملیات 985 تن شهید و 8071 نفر دیگرمجروح شدند و تنها جزیره ام الرصاص (جزیره ای بسیار باریک در دهانه جایی که کارون به اروند کنار میریزد) در اختیار ایران قرار گرفت، اما این عملیات یک نتیجه بزرگ نظامی در پی داشت و آن اینکه راه نفوذ به مواضع مستحکم شرق بصره را نشان داد و به واسطه همین تجربیات بود که در کمتر از دو هفته پس از توقف عملیات کربلای 4 سپاه پاسداران عملیات کربلای 5 را با موفقیت به انجام رساند.

 

پ.ن: اکثر خوزستانی ها مثل خود من در این عملیات عزیزی ازدست داده اند و این شاید دلیل ماندگاری این عملیات به صورت فاجعه درمیان اذهان خوزستانیها باشد. راستی برای اطلاعات خیلی دقیق درباره وقایع این عملیات می تواند این مطلب وبلاگ مجادله رابخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 4:18  توسط صادق  | 

فضا آنقدرها هم كه فكر ميكردم امنيتي نشده البته بچه هايي كه براي حفاظت مسير داوطلب بودند ازديشب براي هماهنگيها رفته اند اما ايستهاي بازرسي حداقل به تعدادي كه انتظار داشتم نيستند. خدا كند كه هيچ اتفاقي نيفته و اين چند روز به خير و خوشي تمام بشه و بره كه هر اتفاقي هم بيفته دوباره بايد مردم خوزستان هزينه اش را بدهند مردمي كه براي اين انقلاب بيشترين هزينه ها را متحمل شده اند اما كمترين منافع كسب كرده اند.
راستي آقاي احمدي نژاد اگر واقعا مي خواهيد كاري اساسي براي خوزستان بكنيد، مشكل آب آشاميدني را حل كنيد! زشت است كه در پر آب ترين استان كشور چندين ميليون نفر از آب آشاميدني سالم بي بهره باشند بطوري كه هركس توانايي مالي اش را دارد يك دستگاه تصفيه آب خانگي خريده و در منزل نصب كرده و هركس هم كه توانايي مالي اش را ندارد بايد آبي با مزه فاضلاب نوش جان كند.
حتما يادتان هست كه زمان آقاي خاتمي وضعيت آب آنقدر وحشتناك شد كه مردم آبادان شورش كردند و چندين نفر هم كشته شدند. اون زمان مسئولين با وعده انتقال آب از سرچشمه كارون توسط تونل به شهرهاي استان خوزستان سروصدا را خواباندند و كار اجرايي تونل هم كه آغاز شد مردم اميدوار شدند اما همين كه چند ماهي گذشت و مردم كم كم سرد شدند ناگهان خبر رسيد كه تونل مذكور براي صادرات آب به كويت اختصاص يافت و سر مردم خوزستان بي كلاه ماند!
ديدني بود قيافه مردمي كه در كنار كارون زندگي ميكردند و يكي از بزرگترين لوله هاي انتقال آب از كنار شهر يا روستايشان رد ميشد اما خودشان حق استفاده از آب آشاميدني سالم ندارند! خيلي از روستاها اين لوله انتقال آب را سوراخ كردند و براي خودشان از اين نمد كلاهي ساختند اما نيروي انتظامي بزور مجبورشان كرد كه سوراخ مزبور را ببندند كه خداي ناكرده خللي به آسايش هموطنان كويتي وارد نشود...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 7:42  توسط صادق  | 

صدام اعدام شد
خبر كوتاه است و بظاهر خبري است شاد و اميدوار كننده، اما نميدونم چرا يكدفعه دلم گرفت! مردي كه خودخواهي و غرور مسخره اش زندگي يك نسل را نابود كرد مردي كه به هيچكس رحم نكرد مردي كه مرد نبو حقش اعدام نبود بايد زنده ميماند و زجر ميكشيد بايد تكه تكه ميشد بايد هر ساعت ميسپردنش دست يكي از قربانيانش تا شكنجه اش كند! يك طناب دار و خلاص همين؟ فقط همين؟ بخدا كم است حقش خيلي بيشتر از اينها بود...
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 9:42  توسط صادق  | 

اگر اصلاح طلبان را انفعالشان بیچاره کرد ، اصول گرایان را هم قدرت طلبی شان به زمین گرم خواهد زد. انتخابات میاندوره ای مجلس در شهر اهواز در حالی برگزار شد که برای انتخاب یک نماینده 19 نفر کاندید شده بودند که از این تعداد 3 نفرشان را کاندیداهای اصول گرا تشکیل میداند: فلسفی، سعدی و حسینی. خب نتیجه چه شد: شکسته شدن آرا و انتخاب شدن یک کاندیدای قومی ( اعراب تندرو) و قرار گرفتن دو تن از کاندیداهای اصولگرا در رتبه های دوم و سوم! حال اگر این سه کاندیدا با هم به توافق میرسیدند این کرسی مجلس براحتی متعلق به اصول گرایان میشد. همین وضعیت را هم احتمالا در انتخابات شوراها شاهد هستیم اگر اصول گرایان لیست مشترک میدادند اصلاح طلبان باید خواب حتی یک کرسی شوراها را میدند ولی حالا...

یه ضرب المثلی ما داریم که میگه: خر فقط یکبار طلا میرینه! آقایان وضعیت انتخابات ریاست جمهوری با الان به طور کلی تفاوت دارد آنجا اصلاح طلبان هم دو دسته شده بودند و شانس هم برای یکبار در خانه اصول گرایان را زد و خر طلا رید ولی دیگه اون استراتژی را نمیتوان برای هر انتخاباتی بکار برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:1  توسط صادق  | 

ق.ن: انگیزه اصلی نوشتن این مطلب ( بخصوص مورد شماره دو) را وحید  با این مطلب به من داد.

یک سرشماری عمومی هزینه های بسیار زیادی برای دولت دارد اما اگر آمار دقیق و صحیحی از آن استخراج شود می تواند کمک بزرگی برای پیشبرد اهداف یک دولت کارآمد باشد. اما اگر که جوابها دروغ یا آمارها دقیق نباشد یا اینکه دولت با طراحی سوالات به نحوی کوشش کند آمار را به گونه ای جلوه دهد که ضعفهایش را بپوشاند آن وقت است که دولت صدها میلیون و شاید میلیاردها پول خود را دور ریخته است!

دیروز سر ما را هم شماردند! مامور سرشماری آمد و سوالاتش را کرد و رفت اما دو سوال در ذهن من باقی ماند:

1- مامور سرشماری اصلا درخواست شناسنامه از من نکرد و به هرچه من گفتم اعتماد کرد و آن را نوشت. به نظرم با توجه به علاقه ما ایرانیها به دروغگویی و سرکار گذاشتن دیگران خدا می داند ته این سرشماری چه جمعیتی برای ایران دربیاد! راستی گفتم شناسنامه یاد یه ماجرایی از سرشماری قبلی افتادم، یکی از دوستان تعریف میکرد که تو یکی از روستاهای حاشیه شهر اهواز فقط به دلیل اینکه به نظرشان آمده بود که مامور سرشماری چند ثانیه ای بیشتر به شناسنامه دختر خانواده نگاه کرده، تمام روستا با سنگ و چوب دنبال ماشین افتاده بودند!

2- برای یافتن آمار شاغلان و بیکاران یک جامعه معمولا این دو سوال در سرشماری گنجانده می شود:" آیا شاغلید یا بیکار؟" " چنانچه شاغلید شغل شما چیست؟" دلیل سوال دوم هم این است که بعضی از مشاغل کاذب محسوب شده و جزو آمار بیکاران محسوب می شوند. اما در سرشماری فعلی تنها یک سوال میشود: " آیا شما در هفته گذشته شغلی داشته اید؟" یعنی اگر شما هفته گذشته با ماشین پدرتان دو ساعت مسافر کشی کرده باشید یا اینکه دو روز پیش شما را از محل کارتان اخراج کرده باشند، شما جزو شاغلین محسوب میشوید!مسلما این سوال برای کاهش جمعیت بیکاران جامعه اینگونه طراحی شده آمار حاصل از آن یک آمار دروغین و تبلیغاتی است. خوب اگر قرار است که واقعا نتیجه این سرشماری یک آمار تبلیغاتی و الکی باشد خب چرا این همه هزینه می کنیم، مثل دولتهای کمونیستی یه چیزی الکی اعلام کنیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید!

پ.ن: نماینده خرمشهر در اظهار نظری مشعشعانه فرمودند: خسارت تعطیلات اخیر در مقابل لبخند طفل معصوم دبستانی رنگ می بازد! اینجانب به ایشان قول می دهم در صورت تعطیل نمودن کل 9 ماه تحصیلی، آن طفل معصوم علاوه بر لبخند برایش پشتک وارو هم میزند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 11:31  توسط صادق  | 

-          باز هم كه داره " روبان قرمز " را ميگذاره

-          اين صدا و سيما هم وقتي يه فيلم خوب پيدا ميكنه آنقدر ميگذارتش كه حال آدم از اون فيلم به هم ميخوره!

-          خوشم مياد پررو هم هستند

-          كيا؟

-          همين مسئولين مملكت

-          چرا؟

-          آخه يكي نيست بگه چند صد هزار جوون اين مملكت را كشتيد بس نيست حالا هم با پررويي تمام براشون بزرگداشت كه ميگيرند

-          ببخشيدها ولي به اونها چه مربوطه! وسط جنگ كه حلوا پخش نمي كنند

-          ولي مي تونستند بعد فتح خرمشهر جنگ را تمام كنند كه ديگه اين هم خسارت به مملكت نخوره

-          يه سوال: اگه دزد به خونه جنابعالي بزنه و شما از خواب بيدار شي و دزده شروع كنه به فرار، اونوقت تو تا دم در خونه ات دنبالش راه ميفتي يانه توكوچه هم دنبالش ميكني؟

-          اگه بدونم كه ممكنه خروج من از خونه باعث بشه تا آسيب بيشتري ببينم از دم در خونه ام اون ور تر نميرم

-          ولي اگر بدوني كه اگه دنبالش نكني تا زمين گيرش بكني اون وقت طرف ميره با كمك دوستانش خودش را بيشتر تجهيز ميكنه و دوباره برميگرده چي؟

-          از كجا مطمئني كه اگه جنگ همون موقع متوقف ميشد باز هم صدام به ايران حمله ميكرد؟

-          از اونجا كه دو سال بعد از پذيرفتن قطعنامه تا يه كم قوايش را جمع و جور كرد سريع سر خر را كج كرد و به كويت حمله كرد

-          كويت قضيه اش با ايران فرق داشت اونها يك كشور بدون ارتش بودند بعدش هم كلا يه ميليون جمعيت نداشت

-          مهم فرق كويت و ايران نبود، مهم كور كردن چشم طمع صدام بود. صدام تا كشور همسايه اش را در موضع ضعف ميديد سريع طمع ميكرد و حمله!

-          ولي بعد از فتح خرمشهر ايران توان نظامي اش را ثابت كرده بود و ديگه چشم صدام ترسيده بود

-          همون موقع هم هنوز بسياري از مناطق ايران تحت اشغال عراق بود معلوم نبود كه با پذيرفتن قطعنامه عراق اونها را پس بده اران بايد يا تمم خاك خود را آزاد ميكرد يا اينكه گرويي از عراق مي گرفت

-          آخر گرو به چه قيمتي؟

-          گفتم كه تو جنگ حلوا كه پخش نمي كنند

.........

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 12:2  توسط صادق  | 

مطلبی در وبلاگ چای بخور غصه نخور راجع به تعطیلی روزنامه شرق نوشته ام که دوست دارم شما هم آنرا بخوانید. اما در آن مطلب نوشتم که به نظر من شرقی ها می دانستند که به هرحال تعطیل شان می کنند پس با چاپ کاریکاتوری( که هرطور که نگاهش کنی کاری بسیار زشت بود) به نوعی دست به خودکشی زدند تا حداقل به خیال خودشان باعزت بمیرند. اما همه ما می دانیم که آن کاریکاتور یا تعویض مدیرمسئول تنها بهانه بودند و علت اصلی تعطیلی شرق عدم تحمل شنیدن صدای مخالف (بخصوص مخالف تاثیرگذاری مثل شرق) بود.

اما در آن مطلب چند نکته را ناگفته گذاشتم:

1- همه یادمان هست که قبلا تعطیلی روزنامه ها در کشور چه سر و صدایی میکرد که معروفترینش جریانات کوی دانشگاه بعد از تعطیلی روزنامه سلام بود. اما این بار بعد از تعطیلی شرق که به نوبه خود مهمترین روزنامه کشور محسوب میشد، تقریبا هیچ کس اعتراض چندان جدی ای نکرد. نمیدانم تعطیلی روزنامه ها برای مردم عادی شده یا اینکه مردم آنقدر از دست اصلاح طلبان نامید شده اند که دیگر حاضر نیستند نه بخاطر آنها که حتی بخاطر شعارهای آنها حرکتی هرچند ناچیز انجام دهند.

2- عجیب رفتارهای مسئولین کنونی این مملکت به رفتارهای مسئولین رژیم گذشته شباهت دارد، یکیش همین تعطیلی روزنامه ها! آنقدر این رفتارها در تاریخ ما ایرانی ها تکرار شده که به نظرم میرسد فرقی ندارد چه کسی بر این مملکت حکم براند، هرکس که بر مسند حکومت بنشیند بعد از مدتی تحمل مخالف و انتقادپذیری برایش غیرممکن می نماید.

3- کاریکاتور شرق موهن بود اما یادمان باشد که رفتار پیامبر و ائمه معصومین با کسانی که به آنها توهین می کردند چگونه بود. هرگز نشنیده ام که پیامبر و ائمه با این افراد به خشونت رفتار بکنند چه برسد به اینکه یک نفر به آنها نعوذبالله فحشی بدهد و آنها هم کاری بکنند که نزدیک به 1000 نفر از نان خوردن بیفتند.

4- شرق محیطی فراهم میکرد برای تفکر، ایکاش روزنامه ای دیگر راه شرق را ادامه دهد. این روزها روزنامه های مختلفی خوانده ام اما تقریبا همه در حد یک خبرگزاری دیدم و نه بیشتر.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 17:15  توسط صادق  | 

آدم بعضي وقتها يه چيزهايي مي شنود كه سرش سوت ميكشه:

وي گفت :اگر هر مسلمان دو دلار به مردم لبنان كمك كنند همه لبنان بهتر از قبل ساخته مي‌شود. براي يك مسلمان دادن دو دلار كار دشواري نيست ، البته اگر كمك هم نكنند ملت لبنان كشور را خود را خواهد ساخت.

اين حرفهاي ديروز آقاي هاشمي است در نماز جمعه تهران!

خب فلان فلان شده زنهاي ايراني از بي پولي در خيابانهاي اين مملكت جندگي  مي كند آن وقت تو به فكر لبناني!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 10:10  توسط صادق  | 

دوست عزیزی به نام س.پ(از روزگار رفته، حکایت)  نظراتی راجع به نوشته های من درباره جنگ فعلی داشتند که جالب است: 

خیلی بی سوادی، حوصله جواب دادن به این اراجیف رو ندارم، ولی می خوام برات یه تصویر بسازم
یه دختر 17 ساله فلسطینی، کمربند انفجاری می بنده می ره تو سلف سرویس دانشگاه تل آویو و چند لحظه بعد ... 12 کشته. به این تو هر زبونی میگن تروریست.

17 تا سیاه پوش( شما بهش می گین حزب الله)، میاد داخل خاک اسراییل 3 نفر رو می کشه دو نفر رو گروگان می گیره و فرار ... به این به هر زبونی می گن تروریسم

اسراییل هیچ کار نکنه، اول اعلامیه پخش می کنه که محل رو ترک کنن و بعد تو روز روشن به ارتش کلاسیک حمله می کنه ...
مطمئن باش ریسه تروریسم در لبنان برای همیشه خشکید ... باید باشی تا ببینی
دیدم تو
IRINN چی نشونتون میدن .

نظرت در مورد حمایت القاعده از حزب الله چیه ... تروریست ها خوب به داد هم می رسن

 

جواب من را هم بخوانید:

سلام

ممنون از توجه ات به وبلاگ من اما چند نکته:

1-کشتن مردم بیگناه به هر دلیلی محکوم نیست! به نظرم اگر دشمن تو آتش بر سر غیرنظامیان ریخت تو هم این اجازه را داری که مقابله به مثل بکنی

2-منم بهت دو تصویر پیشنهاد می کنم:

یکی از سایت نقطه دید و دیگری از وبلاگ چای بخور غصه نخور

3-هیچ وقت خشونت نمی تواند خشونت را نابود کند این حملات اسرائیل هیچ نتیجه ای جز افزایش فعالیتهای افراطی بین مسلمانان ندارد

4-لبنان چند زندانی در زندانهای اسرائیل دارد؟ اگر قرار باشد برای دو زندانی اینقدر آتش بر سر بی گناهان بریزند آن وقت تا به حال نباید اسرائیل را از صفحه روزگار محو کرده باشند؟

5- این تصویری که از گروگانگیری اسرائیلی ها بدست فلسطینی ها نشان دادی چند بار توسط فلسطینی ها انجام شده است؟ همین تصویر را بگذار جلوی رویت و صادقانه بگو چند بار توسط اسرائیلی ها انجام شده است؟

6-خاک اسرائیل؟ اسرائیل چه حقی بر خاک فلسطینیان دارد؟

7-القاعده تمام اعمالش به نفع اسرائیل و جمهوریخواهان آمریکا است تو یک مثال بیاور که القاعده کاری کرده باشد که به نفع مسلمانان باشد شک نداشته باش که القاعده را کسانی دیگر غیر از مسلمانان هدایت می کنند.

8-دوست عزیز جنگ زشت ترین کارهاست و خونریزی محکوم ولی بعضی وقتها اگر مجبورت کردند اون وقت جهاد زیباترین واژه روی زمین است

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 13:4  توسط صادق  | 

شاید مسخره به نظر برسد اما بیشترین نفع را از جنگ اسرائیل و لبنان نصیب ایران می شود:

 اول بخاطر اینکه افکار عمومی و توجه جهانی از پرونده هسته ای ایران منحرف می شود آن هم در شرایطی که هر 5 عضو دائم شورای امنیت به نوعی بر سر پرونده ایران به توافق نظر رسیده بودند

 دوم اینکه جنایات اسرائیلی ها به شدت از محبوبیت آمریکا و اسرائیل و دولتهای اروپایی و حتی کشورهای عربی در بین افکار عمومی می کاهد چرا که این دولتها نه تنها موضع بشردوستانه اتخاذ نکردند بلکه آشکار و پنهان از جنایات اسرائیلی ها حمایت هم می کنند.

سوم هم اینکه این نوع درگیری ها ارج و قرب شیعیان در بین عامه سنی مذهب بالاتر می برد چرا که گروههای مسلح شیعه مذهب مانند مقتدی صدر و حزب الله بیشتر با نظامیان آمریکا و اسرائیل طرف حساب می شوند اما گروههای مسلح سنی مذهب معمولا نوک پیکان حملات خود را به سمت مردم بیگناه مسلمان نشانه می روند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 11:32  توسط صادق  | 

بعد از جنگ سیاست خارجی ایران در مقابل کشورهای عربی بر مینای انعطاف و نرمش بیش از حد برای نیل به هدف ایجاد یک اتحاد اسلامی در منطقه در مقابل آمریکا و اسرائیل بوده است اما این جنگ اخیر بین لبنان و اسرائیل ثابت کرد که دولتهای عربی به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند گرچه قبلا و در خلال جنگ با عراق این موضوع کاملا آشکار شده بود. بعضی وقتها فکر می کنم که اگر ایران این همه انعطافی که در مقابل کشورهای عربی نشان داده در مقابل اسرائیل نشان داده بود شاید خیلی جلوتر از حالایمان بودیم.درباره رابطه ایران با آمریکا هم همین را می گویم: این همه هزینه هایی که برای ایجاد یک رابطه حسنه با چین و روسیه و هند و امثالهم متحمل می شویم را اگر برای رابطه با آمریکا خرج می کردیم شاید الان خیلی از مشکلات ما حل بود. مثل ما مانند کسی است که برای درمان بیماری اش به دامپزشک مراجعه می کند در نتیجه بیماری اش درمان نمی شود و آخر سر هم مجبور می شود سراغ پزشک برود، در حالی که اگر مستقیم پیش پزشک رفته بود...

از بحث جنگ اخیر دور نشوم: صهیونیست ها با استفاده از تمام ظرفیت تبلیغاتی خود سعی کردند که جنگ با حزب الله را جنگ بین یهود و شیعه جلوه دهند و نه جنگ بین صهیونیست و اسلام ، متاسفانه به نظر میرسد در این امر موفق جلوه کرده اند واکنش احمقانه دولتهای عربی که آشکار و نهان طرف اسرائیل را در جنگ گرفته اند تنها و تنها ریشه در کوته بینی این دولتهاست که برای حفظ تاج و تخت خود حاضرند حتی در دراز مدت کل کشور و ملت خود را به مسلخ ببرند. بیشتر از این سکوت محافل روشنفکری سوال برانگیز است که خدا نکند خونی از دماغ سگی اروپایی بریزد که آنها تمام دنیا را روی سرشان بگذارند اما همین محافل به اصطلاح روشنفکری در مقابل فجایع عراق و لبنان و فلسطین چنان راحت از کنار مساله می گذرند که

 انگار نه انگار...

پ.ن: خدا قسمت کرد چند روزی مهمان امام رضا علیه السلام بودم خدا نصیب همه بکند خیلی کیف کردم!

پ.ن۲:جوابیه را هم حتما بخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 1:49  توسط صادق  | 

این روزها اتفاقات مهمی در کشور می افتد که همه در هیاهوی جام جهانی و شکست تیم ملی گم می شوند. یکی از این اتفاقات جالب شرکت آقای مرتضوی(دادستان کل کشور) در نخستین نشست شورای تازه تاسیس حقوق بشر سازمان ملل متحداست. اعتراضات داخلی و خارجی بسیاری نسبت به شرکت ایشان در این نشست به عمل آمد و خیلی ها شرکت متهم ردیف اول پرونده نقض حقوق بشر در ایران را در مجمع حقوق بشر طنزی دلگیر می دانند. اما من اعتقاد دارم که فعالان حقوق بشر اتفاقا باید از شرکت ایشان در این مجمع و مجامعی از این دست استقبال بکنند. بسیار افراد تندرو تر از ایشان بوده اند که با شرکت در این گونه مجامع دچار استحاله فکری شده اند و خود به عنوان فعال جدی حقوق بشر در آمده اند. مطمئن باشید شرکت هرچه بیشتر ایشان و افرادی با طرز تفکر شبیه ایشان در اینگونه مجامع و آشنایی با تفکرات دیگر در زمینه حقوق بشر ، بزرگترین کمک به پیشرفت حقوق بشر در ایران است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 13:56  توسط صادق  | 

استفاده از روزنامه به جای سفره محاسن بسیاری دارد که مهمترین آنها این است که آدم هم غذا میخوره و هم مطالعه میکنه. از آنجا که آدم در این حالت حق انتخاب زیادی ندارد و فقط دو صفحه از روزنامه جلویش باز است نوع مطالعه روزنامه در این حالت محدودتر و دقیق تر از مطالعه عادی تفاوت است.

 امشب داشتم شام میخوردم زیر دستم روزنامه جهان صنعت مورخ 14 اردیبهشت 85 پهن بود، در صفحه هفت این روزنامه گزارشی از نشست جبهه مشارکت به مناسبت بزرگداشت روز جهانی کارگر با حضور دو وزیر کار و امور اجتماعی دولت خاتمی درج شده است که خواندن سخنان صفدر حسینی در این نشست خالی از لطف نیست. این فرد که متاسفانه در دولت قبلی مدتی هم وزیر امور اقتصاد و دارائی بوده است حرفهایی زده است که خواندنشان نتیجه ای جز افسوس خوردن به حال نظام و مملکت نیست. جای تعجبی ندارد با وجود چنین فرد کوته بین و یکسویه نگر بر مصدر دو وزارتخانه مهم و افرادی از نظیر ایشان مملکت ما به جایی نرسد. دو فراز از صحبتهای ایشان که سعی دارد به هر نحوی حتی احمقانه ترین شکل موجود از دولت جدید انتقاد کند را بخوانید:

وی از واگذاری اموال مردم در قالب سهام عدالت به شدت انتقاد کرد و گفت: واگذاری سهام کارخانجات در کشورهای دیگر سابقه فساد را به دنبال داشته است، اکنون به بهانه عدالت واحدها و بیت المال را به بحران می کشیم و عرصه را برای فعالان کارگری تنگ تر می کنیم، اقتصاد دولتی را که نمی توانیم از شر آن خلاص شویم در قالب سهام عدالت تعریف می کنیم و به باد می دهیم.

کسی نیست به آقای وزیر سابق روند واگذاری بیت المال به دوستان و نزدیکان و رشوه دهندگان آن هم در ازای یک دهم قیمت واقعی در زمان دولتی که ایشان وزیر کابینه بودند را یاداوری کند؟ باز خدا را شکر سهام عدالت حداقل برای عامه مردم است و نه خواص، اصلا شاید چون به این ترتیب خواص از بخور بخورشان کم می شود ایشان این چنین آشفته و نگران شده اند؟ 

وی از اینکه اختیار یک واحد را در قالب سهام عدالت به ده ها نفر واگذار کنند انتقاد کرد و گفت: اکنون که یک نفر در مورد یک واحد تولیدی یا صنعتی تصمیم می گیرد با این همه مشکل روبرو هستیم وای به زمانی که تصمیم گیرندگان افزایش یابند.

یک حرف کاملا مفت! مردک تو وزیر دولت اصلاح طلب بوده ای و چنین از دیکتاتوری حمایت می کنی؟ آخر تو دوران وزارت اقتصاد حداقل به خودت زحمت ندادی ببینی موفقترین شرکتهای جهان کدامند؟ آقای سابقا وزیر جهت اطلاع عرض می کنم موفق ترین شرکتهای دنیا شرکتهایی هستند که از طریق بورس و به شیوه سهامی عام اداره می شوند!

به هر حال امروز یکسال و یک روز از شکست سخت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و این گونه سخنان نشان می دهد اصلاح طلبان نه تنها از آن شکست درس نگرفته اند بلکه به سرعت دارند فاصله خود را از مردم بیشتر می کنند و با این وضعیت امیدی به انتخابات های بعدی نباید داشته باشند.

 

پ.ن: دو سوال

۱- این صفحه ای که این روزها با بلاگفا باز می شود و نامNet offer را بر خود دارد را شما هم مشاهده می کنید یا نه؟ و اینکه آیا کسی راه خلاص شدن از دست آن را میداند؟

۲- کسی میداند که آیا میتوان یک کامپیوتر را همزمان به دو شبکه مختلف به هم وصل کرد؟ یا اینکه حداقل دو شبکه رو کامپیوتر تعریف کرد که وقت احتیاج به هر کدام سیم یکی از شبکه را تعریف کرد و سیم شبکه دیگر را وصل کرد؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 22:35  توسط صادق  | 

حركتهاي آزاديخواهانه در اين مملكت همه از سر نارضايتي بوده اند. گروههاي مختلفي با اهداف گوناگون كه تنها اشتراكشان نارضايتي از وضع موجود است، با هم متحد مي شوند و بعد از اينكه به موفقيت مي رسند به جاي تكيه بر اشتراكاتشان بر طبل جدايي و اختلاف مي كوبند و اوضاع كشور چنان متشنج مي شود كه مردم از هر حركت جديدي كه به بهبود وضع اقتصدي منجر شود حمايت مي كنند حتي اگر اين حركت نتيجه اي جز ديكتاتوري نداشته باشد..از انقلاب مشروطه تا جريان اصلاح طلبي اين سرنوشت محتوم تمام حركتهاي آزاديخواهانه ايراني ها بوده است.

اتفاق ميموني كه در دوم خرداد 76 افتاد اتفاق نظر عامه و روشنفكران بود. عامه به تنگ آمده از شرايط اقتصادي و روشنفكران اسير در تنگناهاي سياسي كشور، دست به دست هم دادند تا به شرايط موجود نه بگويند بدون اينكه دقيقا به خواسته هاي واقعي خود توجه كنند. حيف كه اين شور اوليه و هماهنگي در هياهوي سهم خواهي جريانهاي سياسي كه شايد كمترين نقش را در بوجود آمدن اين حركت داشتند گم شد و بعد از 8 سال مردم سرخورده از وضع موجود به حركتي راي دادند كه اگر چه راهي نو در مسير اقتصادي را نويد ميداد اما چشم اندازي نوميدانه در زمينه آزاديهاي سياسي ارائه ميداد.

جرياني كه در دوم خرداد شروع شايد شايد به ظاهر در تيرماه 84 خاتمه يافت، اما تحولي شگرف در مسير انقلاب اسلامي ايجاد كرد كه مسلما به نفع نظام جمهوري اسلامي بود. كاهش تقدس نمايي و افزايش پاسخگويي دولتمردان مهمترين اثرش بود، تا آنجا كه به عينه مي بينيم هر چه احمدي نژاد سعي مي كند به مناسبتهاي گوناگون از قبيل هاله و نامه، به دولت تقدس بدهد، بيشتر با تمسخر عام و خاص مواجه مي شود.

من خودم در سال 76 و نه در سال 80 به خاتمي راي ندادم و از اين كارم هم پشيمان نيستم ، چرا كه نه دموكراسي صرف را مي پسندم و نه اعتقادي به آزادي خواهاني دارن كه جز در پي منافع شخصي خود يا حزبشان ندارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 14:12  توسط صادق  | 

كورش علياني تو وبلاگش يك سوال مطرح كرده و هشت گزينه براي جواب:

بر فرض  آمريكايی‌ها روی جاهايی در ايران بمب بريزند، تو چه خواهی كرد؟
1. من چه كار دارم؟ نان و ماستم را می‌خورم.
2. آن وقت يك پتيشن جدی امضا می‌كنيم، با كمك دوستان خارج از ايران در كشورهای مختلف لابی می‌كنيم و از كوفی عنان و سران كشورها می‌خواهيم جلوی اين كارهای ديوانه‌وار را بگيرند.
3. می‌روم در بسيج محله‌مان اسم می‌نويسم تا از وطنم دفاع كنم.
4. يك
nasty shit bomb می‌سازم و برمی‌دارم و می‌روم سراغ اولين موسسه يا تاسيسات آمريكايی.
5. هم‌آن
nasty shit bomb را برمی‌دارم و می‌روم سراغ بی‌عقل‌هايی كه باعث اين حمله شدند.
6. كاری می‌كنم كه آمريكايی‌ها اسم بن‌لادن و زرقاوی را فراموش كنند و با اسم‌های ايرانی آشناتر شوند.
7. چه كار می‌توانم كنم؟ آمريكا است. شوخی كه نيست.
8. فكر می‌كنم. فكر می‌كنم تا راه حل عاقلانه‌ای پيدا كنم. پيدا كردن يك راه حل عاقلانه گاه خيلی مشكل است اما هيچ گاه ناشدنی نيست.

 

پاسخ من:

كورش سوالش را مبهم بيان كرده و ميزان حمله احتمالي را مشخص نكرده است. واكنش خود من نسبت به حمله احتمالي با توجه به ميزان حمله مشخص مي شود :

1-اگر حمله فقط به مراكز هسته اي ايران باشد من خودم ترجيح ميدهم روشهايي مانند امضا كردن پتيشن(گزينه دو) يا راه حل عاقلانه ديگري(گزينه هشت) مثل تظاهرات و تجمع را پيش بگيرم . در اين موارد به نظر من چون حمله محدود بوده مشاركت عامه مردم در هرگونه پاسخ نظامي بي فايده است و حمايت از دولت بيشترين كاري است كه عامه مي توانند انجام دهند.

2- اما اگر حمله به صورت موشك باران گسترده به قسمتهاي مختلف نظامي و غيرنظامي كشور باشد آنگاه تنها گزينه هاي پيش روي من، گزينه هاي 3 و 4 و6 هستند.

اولين اقدام من مسلما نام نويسي است براي دفاع از وطن، اما اگر كار به جاهاي باريك كشيد( مانند آنچه در عراق اتفاق مي افتد) آن موقع گزينه هاي 4 و 6  هم را ممكن است انتخاب كنم. مطمئنا اگر آمريكاييها بخواهند به غيرنظاميان ايراني حمله كنند ، هر آمريكايي(چه نظامي و چه غيرنظامي) براي من يك هدف به شمار مي آيد.

3-گزينه هاي يك و هفت نشانه انفعال هستند و غيرقابل قبول. در شرايط جنگي نميتوان از زير بار مسئوليت شانه خالي كرد و دفاع از كشور را تنها وظيفه نيروهاي نظامي دانست. اگر قرار بود هركس نان و ماستش را بخورد يا اينكه بترسد، الان بر استان خوزستان صدام حكومت مي كرد و نه جمهوري اسلامي.

4- گزينه 5 غيرقابل قبول است. حمله آمريكا اگر به بهانه مسئله هسته اي باشد، اشتباهي است نابخشودني! اينكه ايرا تا به حال هيچ يك از پيمانهاي بين المللي را نقض نكرده و تنها بر حق خود پافشاري مي كند، موضوعي است كه همه بر آن اتفاق نظر دارند. پس "بي عقل هايي كه كه باعث اين حمله شدند" جز آمريكاييها و اسرائيلي ها كس ديگري نيست. ضمن اينكه جنگ جاي خوبي براي تسويه حسابهاي جناحي نيست.

 

همه اين نوشته تنها بر اساس يك فرض بود، فرضي كه متاسفانه روز بروز رنگ بيشتري از واقعيت به خود مي گيرد دوست دارم بدانم شما چه نظري داريد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 14:36  توسط صادق  | 

می گفت: سیاست خارجی این مملکت در زمان دولت خاتمی شباهت عجیبی به مرغهای ماشینی داشت!

گفتم: چطور؟

گفت: این مرغها اینقدر بی حالند که خروسها دقیقه ای ده بار بهشون تجاوز می کند اما همین خروسها برای رسیدن به وصال مرغهای محلی باید چهار دور حیاط را دنبالشان کنند تا بتوانند بگیرندشان.

با خنده گفتم: خوب حالا سیاست خارجی دولت احمدی نژاد چطوره؟

گفت: خوب اگر حداقل خروس نباشیم می تونیم مرغ محلی باشیم

گفتم: شکم ناشتا و گوز پنج تا پنج تا!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 11:43  توسط صادق  | 

 سال 84 با همه خوبی ها و بدیها داره میره که تموم بشه میخوام یک مروری بکنم به این سال:

انتخابات:

 بين الملل:مهمترین انتخاباتهای سال حکم به برتری راست گرایان افراطی در ایران، حماس در فلسطین، چپ گرایان در بولیوی، دموکرات مسیحی ها در آلمان و ائتلاف ضد سوریه در لبنان دادند. انتخاباتهای عراق و افغانستان که به برکت شیطان بزرگ برگزار شدند هم فارغ از نتیجه حاصله خود به خود اتفاقات مهمی به شمار می رفتند. گرچه تاریخی ترین انتخابات سال 84 برای اولین بار در تاریخ قاره آفریقا حکم به ریاست جمهوری یک زن داده شد و لیبریایی ها پیشقدم راهی شدند که می تواند سرچشمه یک حرکت بزرگ در این قاره شود. راستی رای منفی فرانسوی ها به قانون اساسی اروپا را نباید از یاد برد، این رفراندوم و رای منفی از آن دهلهای است که صدایش بعدها در می آید و می تواند رویای شیرین اروپای متحد را به زباله دان تاریخ پرتاب کند.

ايران: انتخابات رياست جمهوري سال 84 را شايد تنها بتوان با دوم خرداد 76 مقايسه كرد در حالي كه تمام نظرسنجي هاي مربوط به دور اول حكايت از پيشتازي هاشمي و رقابت شديد معين و قاليباف بر سر مكان دومي بود ناگهان در آخرين ساعات راي گيري مشخص شد كه هم قاليباف و معين جاي خودشان را به كروبي و احمدي نژاد داده اند. علت راي بالاي كروبي را طرح 50هزارتوماني و كناره گيري محسن رضايي بايد جستجو كرد و معجزه احمدي نژاد هم جز به لطف مساجد، حوزه هاي علميه و پادگان ها بدست نيامد. در دور دوم هم كه تنفر مردم از هاشمي بر ترسشان از تحجر غلبه كرد تا احمدي نژاد در يكي از فشرده ترين انتخابات تاريخ رئيس جمهور شود. اما حوادث انتخابات همين جا به پايان نرسيد اعتراض كروبي كه به نامه معروفش به رهبري منجر شد و اعتراض هاشمي كه با تاييد رهبري همراه بود به بازداشت 24 ساعته برادر يكي از نامزدهاي انتخاباتي منجر شد مهمترين پس لرزه هاي انتخابات ايران بود.

 

مابقي اخبار دنياي سياست:

بين الملل: گل سرسبد تمام اتفاقات سال 84 پرونده هسته ای ایران بود که همه از ریز اتفاقات مطلع هستید فقط ایکاش آخرش ختم به خیر برای میهن و ملت شود.

كاريكاتورهايي كه در رونامه دانماركي منتشر شد آغازگر يك رويارويي بزرگ بين مسلمانان و غرب شد اين كاريكاتورها همچنين بحثهايي را در مورد حدود آزادي بيان بوجود آورد. در اين مورد بسيار نوشته اند فقط يك نكته: اكثر عكس العملهاي مسلمانان شباهت بسياري به اعتراضات مردم برره داشت.

 درخواست عبدالعزیز حکیم از ایران برای مذاکره با آمریکا در مورد مسائل عراق و پذیرفتن این درخواست از سوی ایران در واپسین روزهای سال 84 مرا عجیب یاد فصل آخر کتابی از جرج اورول انداخت!

سوريه هنوز از پس لرزه هاي ترور رفيق حريري در امان نيست: خروج نظاميان اين كشور از لبنان، خودكشي غازي كنعان وزير كشور سوريه ، فرار عبدالحليم خدام معاون رياست جمهوري اين كشور به فرانسه و افشاگري عليه بشار اسد و گزارش مهليس به شوراي امنيت مبني بر دست داشتن سوريه در قتل حريري همه و همه چنان فشاري به بشار اسد وارد كرده كه باعث شده نزديك به 8 كيلو در عرض يكماه وزن كم كند! شايد تنها خبر خوش براي او در اين سال اعتراف يكي از شاهدان مهليس به شهادت دروغ در اثر القائات اطرافيان سعد حريري بود كه باعث استعفاي مهليس از سمت بازرس ويژه سازمان ملل شد.

انقلاب مردم در قرقيزستان باعث فرار عسگرآقايف ديكتاتور حاكم بر اين كشور و تشكيل دولتي متمايل به غرب در اين كشور شد. با توجه به ماجراهاي اوكراين و گرجستان بايد منتظر انقلاب مردم بلاروس هم باشيم.راستي تا يادمان بوده انقلابها به ظهور ديكتاتورها يا حكومتهاي مخالف غرب منجر ميشد اما چند سالي است كه انقلابها دقيقا برعكس نتيجه مي دهند.

ايران:عليرغم اينكه پيش بيني ميشد دعواي اصلي بعد از رياست جمهوري احمدي نژاد بين اصلاح طلبان و آبادگران باشد اما در كامل تعجب خود ؟آبادگران به دو گروه تقسيم شدند چنان دعوايي بينشان شكل گرفته كه رد صلاحيت 6تا وزير پيشنهادي رئيس جهور توسط مجلس، قلع و قمع بودجه پيشنهادي دولت توسط مجلس رد لايحه صندوق مهررضا تنها گوشه اي از تلفات اين دعواست.

 اظهارات رئیس جمهور ایران درباره نابودی اسرائیل و همچنین تشکیک وی در هولوکاست که با هدف تغییر توجه جامعه جهانی از پرونده هسته ای ایران به مساله اسرائیل صورت گرفت.يكي از دوستام دندونش در مي كرد يكي ديگه از بچه ها نسخه براش پيچيد كه چاقو داغ كن بگذار روي دندونت خوب ميشه، بعد از انجام اين كار رفيق ما هم زبونش درد ميكرد هم دندونش!

سفر احمدي نژاد به نيويورك و بعد انتشار فيلم صحبتهايش در حضور آيت الله جوادي آملي درباره هاله نور و تكذيب اين فيلم توسط رئيس جمهور و اطرافيان، فقط باعث پايين آمدن شان رئيس جمهور در نزد مردم شد. ولي احمدي نژاد و اطرافيانش بدون درس گرفتن از اين جريانات در سفر به عربستان هم حماسه آفريني هايي كردند كه موجب يادداشت اعتراض آميز عربستاني ها شد. صحبتهاي وزير علوم درباره اين سفر شنيدني بود.

سفر حداد عادل به بلژيك هم حواشي شنديني اي داشت: اصرار ميزبان بر سرو مشروبات الكلي بر سر سفره شام كه باعث لغو اين ميهماني شام شد و دست ندادن حداد با خانمي كه رئيس مجلس بلژيك است، اعتراض بلژيكي ها را برانگيخت.

 

حوادث تروریستی:

بين الملل:شاید از نظر تعدد حوادث تروریستی سال 84 به نوعی رکورد دار تلقی شود:انفجارهای لندن با بیش از 50 کشته، انفجارهای جزیره بالی در اندونزی با بیش از 20 کشته،انفجارهای بندر شرم الشیخ مصر با نزدیک به 90کشته و انفجارهای اردن با نزدیک به 70 کشته جزو مهمترین حوادث تروریستی سال 84 به حساب می آیند اما بدون شک مهمترین حوادث تروریستی امسال را باید در عراق جستجو کرد در عراق معمولا روزي بدون بمب يا ترور سپري نمي شود اما دو حادثه را مي توان به عنوان گل سرسبد اين حوادث نام برد: انفجارهای حرمین امامین عسکرین در سامرا و حوادث تروریستی در جريان مراسم سوگواري امام موسي كاظم که بیش از هزار کشته برجای گذاشت.

ايران: ماجراهاي انفجار 14 بمب در استان خوزستان و كشته شدن 20 نفر و مجروح شدن 163 نفر را همه شنيده ايم و خوانده ايم. همه مي دانيم كه دو بمبگزار را هم اعدام كردند اما خودكشي مادر و خواهر يكي از اعداميان را فكر نكنم كسي شنيده باشد. نميدانم چرا از شنيدن اين خبر اصلا ناراحت نشدم...  

حمله اشرار مسلح به کاروانی از مسئولان استان سیستان و بلوچستان در روزهاي پاياني سال 84 که به کشته شدن 22 نفر انجامید مرا به این فکر انداخت که ایکاش با ماجرای گرونگانگیری مرزبانان ایرانی و کشته شدن محافظ رئیس جمهور برخورد قاطع تری صورت می گرفت.

ترور قاضي مقدس هم به علت حكمهاي صادره از سوي آن مرحوم در پرونده گنجي سر و صداي زيادي به پا كرد.

 

بلایای طبیعی:

بين الملل:توفان کاترینا با نزدیک به 1000 کشته و زلزله جنوب آسیا با بیش از 80000 کشته شيوع آنفولانزاي مرغي در قسمت وسعي از جهان، مهمترین حوادث طبیعی سال 84 بودند.

ايران: ميدانم كه آلودگي هواي تهران بلاي طبيعي نيست و در حقيقت بلايي است كه ما بر سر طبيعت آورده ايم اما اعلام دو روز تعطيلي در تهران و اجراي طرح زوج و فرد تردد اتوموبيل ها هم نتوانست تغيير زيادي در ميزان آلودگي ها بدهد.

 

مرگ ومیرها:

بين الملل:مرگ پاپ ژان پل دوم که نمادی از خیر مطلق به شمار می آید در ابتدای این سال و مرگ اسلوبودان میلوشویچ که نمادی از شر مطلق محسوب می شود در پایان سال 84 در عرصه جهانی مهمترین مرگها بودند. در اين سال سه تن از پادشاهان عرب: ملك فهد، امير كويت و امير شارجه درگذشتند. البته یادی هم باید کرد از مصطفی عقاد کارگردان شهیر که در حوادث تروریستی اردن کشته شد.

دو نفر ديگر هم ميشد كه ريق رحمت را سر بكشند كه متاسفانه نشد كه بشه! صدام و شارون را ميگم.

در ایران هم استاد علی تجویدی، محمد رضا آغاسی، پرویز یاحقی، نعمت الله آغاسی، منوچهر نوذری، مرتضي مميز، منوچهر آتشي، م آزاد و رحيم موذن زاده از هنرمنداني بود كه دارفاني را وداع گفتند. راستي چرا سياستمداران نمي ميرند؟

 

سوانح مربوط به حمل و نقل:

بين الملل:سقوط هواپيما در اندونزي با 130 كشته، تصادف 3 قطار در پاكستان با 120 كشته و سانحه قطار در ژاپن با 100 كشته را بايد در رديف سوانح غم انگيز امسال تلقي كرد.

ايران: سقوط دو هواپیما در فاصله یکماه در ایران که اولی حامل خبرنگاران و افسران ارتش و دومی نیز حامل فرماندهان ارشد نیروی زمینی سپاه بود کشور را به چنان شوک عظیمی برد که تا چند هفته تمام اتفاقات داخلی و خارجی را تحت الشعاع خود قرار داد. ولی افسوس که نه تنها مسئله تا رسیدن به یک جواب درست و حسابی در مورد علت حوادث پیگیری نشد بلکه حتی یک نفر هم از مردم و خانواده های داغدار عذرخواهی نکرد. انگار نه انگار که ..... ول کن!

اما اين تنها سوانح هوايي سال 84 نبود، 31 فروردين سال 84 هم يك هواپيماي مسافري در هنگام فرود با مشكل تركيدن لاستيك جلو مواجه شد و به كانال آب كنار فرودگاه سقوط كرد، سه نفر كشته شدند.

راستي ميدانيد كه در مرداد و شهريور سال 84 نزديك به 6000 نفر در جاده هاي ايران كشته شدند؟

 

حقوق بشر:

بين الملل: رسوائيهاي آمريكا در گوانتانامو و ابوغريب امسال هم ادامه داشت اما خبر زندانهاي مخفي آمريكا در برخي كشورهايي اروپايي باز هم مهر تاييدي بود بر ادعاهاي پوچ آمريكائيان در زمينه حقوق بشر.

ايران:اکبر گنجی و اعتصاب غذایش مدتها دلمشغولی اصلاح طلبان و فعالین حقوق بشر در ایران بود که ناگهان یکدفعه یک سکوت خبری مرگبار اکبر گنجی و هرچه مربوط به او بود را فرا گرفت تا یکماه گذشته که قرار بر آزادی اش در همین روزها بود. آخرین خبر آزادی اش در 10 فروردین است، البته من چشمم آب نمی خورد که آزاد شود یا حداقل مدت زیادی آزاد بماند.

ماجراي سنديكاي اتوبوس راني و اعتصاب و دستگيري اعتصاب كنندگان هم يكي از دلمشغوليهاي فعالان حقوق بشر در ايران بود.

آزادي عباس عبدي يكي از خبرهاي خوش اين بخش بود. 

مساله فرقه صوفیه که از یک دعوی ساده حقوقی شروع شد و تا یک مساله امنیت ملی پیش رفت هم از حوادث عجیب و غریب این سال بود ماجرا تا جایی پیش رفت که از نظر عامه مردم کشتن یک صوفی برای رفتن به بهشت کفایت می کرد! بعد از کلی دعوا و آشوب مساله با معذرت خواهی غیر رسمی دولت از صوفیان و پرداخت 800 میلیون تومان غرامت خاتمه یافت.

اقتصاد:

بين الملل: قيمت نفت همچنان سير صعودي دارد...

ايران:شايد پذيرفته شدن درخواست ايران براي ورود به سازمان تجارت جهاني مهمترين خبر اقتصادي امسال بود. اما شاخص بورس نيز بعد از دوسال با يك كاهش چشمگير 4 رقمي شد كه اثرات زيانباري بر اقتصاد ايران گذاشت، افزايش قيمت طلا و سكه و تورم چشمگير در بخش مسكن تنها گوشه اي از آثار زيانبار اين كاهش شاخص بورس است.

كشمكشهاي زيادي نيز بر سر اعلام اسامي مفسدان اقتصادي برپا شد كه هياهويي بود براي هيچ! هيچ اسمي اعلام نشد.

ماجراهاي تخلف اقتصادي كيش اورينتال كه حتي دامن سيروس ناصري را هم گرفت از اتفاقت مهم اقتصاد ايران بود. بر جاسبي نيز فشارهاي زيادي وارد شد تا دانشگاه آزاد را ترك كند اما...

 

فرهنگ:

بين الملل:كنسرت هاي خيريه live 8 كه همزمان در 8 كشور صنعتي براي جلب توجه جهانيان به سمت مساله فقر در قاره آفريقا برگزار شد را مي توان بزرگترين كنسرت تاريخ بشر دانست.

ايران: كنسرت محمدرضا شجريان در ايران مهمترين واقعه فرهنگي سال 84 بود. در ضمن سريال شبهاي برره نيز از اتفاقات فرهنگي مهم سال 84 بود كه بحثهايي جدي در جامعه برانگيخت. فيلم به نام پدر به كارگرداني حاتمي كيا و كتاب من قاتل پسرتان هستم نوشته احمددهقان نگاهي متفاوت به مسئله جنگ تحميلي داشتند كه سر و صداي زيادي را برانگيختند

 

وقايع دانشگاهها:

بين الملل: شورشهای خیابانی در فرانسه که در این روزهای اخیر با بهانه قانون کار جدید این کشور به جامعه دانشگاهی این کشور سرایت کرده مهمترین زلزله های سیاسی سال به شمار می آیند. این شورشهای فرانسه هم می تواند سرآغاز عصر جدیدی در نظریات سیاسی به شمار آید و جایگاه دموکراسی را به عنوان تنها روش مقبول کشورداری به شدت با خطر مواجه کند، باید منتظر ماند و دید.

 

ايران: امسال دانشجويان ايراني به دو حريم حفاظت شده تجاوز كردند:روحانيت و شهيدان.كتك خوردن آيت الله عميد زنجاني در مراسم معارفه توسط دانشجويان در پي انتخاب ايشان به رياست دانشگاه تهران و ماجراهاي دفن سه شهيد گمنام در مسجد دانشگاه شريف مي تواند عواقب سنگيني براي دانشجويان داشته باشد.

 

اتفاقات شخصی:

خب من در سال 84 عروسی کردم، اتفاق از این مهمتر؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 15:28  توسط صادق  | 

خبر سخنرانی علی افشاری و اکبر عطری دو تن از فعالان جنبش دانشجویی ایران در کنگره آمریکا سر و صدای زیادی برپا کرده است. اما سخنان آن دو در کنگره به نقل از سیبستان:

)جامعه بین المللی می تواند ازطریق شورای امنیت سازمان ملل متحد یاریگر مردم ایران در دستیابی به حکومتی دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد . در این صورت مردم صلح طلب وجهان دوست ایران می توانند خواست خود در "برگزاری یک انتخابات آزاد به منظور تدوین قانون اساسی جدید با نظارت نهادهای بین المللی و مشارکت تمامی گرایشات دموکراسی خواه و معتقد به تمامیت ارضی و منافع ملی ایران" را به حاکمیت اقتدارگرای جمهوری اسلامی تحمیل کند(

اما من دو انتقاد بزرگ را به این دو نفر وارد میدانم:

1-نفس سخنرانی در کنگره آمریکا و درخواست کمک از آنان برای تغییر رژیم در ایران: اصولا آمریکا و دموکراسی هیچ ارتباطی به هم دیگر ندارند. آمریکا یا هر ابرقدرت دیگر تا زمانی از دموکراسی حمایت می کند که دموکراسی در خدمت منافع خودش باشد و هرجا که دموکراسی در تضاد با منافع خودش قرار گرفته به سرعت کمک به تشکیل یک دیکتاتوری کرده اند . برای مثال نمی خواهد راه زیاد دوری برویم نگاهی به تاریخ معاصر خودمان و کودتای 28 مرداد بیندازید.حتی اگر بگویید در صحبتهایشان اثری از آمریکا نیست بلکه موضوع جامعه بین المللی است ، به شما می گویم که اولا محل سخنرانی کنگره آمریکا بوده و دوما جامعه بیم المللی نیز تا جایی که منافعش تامین شود به یاریگری مردم می پردازد تجربه تلخ رواندا و بوسنی لکه های ننگی هستند که همیشه بر پیشانی بشریت خواهند ماند.

نگذریم از این موضوع که معتقدم هرگونه کمک خارجی دولت کاملا دموکراتیک را وامدار خود خواهد کرد و اصل استقلال کشور را تهدید خواهد کرد.

2- انتقاد به متن صحبتهایشان:مگر نه این است که اصل اصیل دموکراسی چیزی جز احترام به رای اکثریت نیست؟ آیا واقعا خواست اکثریت مردم ایران "حکومتی کاملا دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر" است؟ به نظر شما اگر همه مردم ایران با این اعلامیه حقوق بشر آشنا شوند چند درصدشان موافق حکومتی بر این مبنا خواهند بود؟ به نظر شما چند درصد مردم ایران به جدایی دین از سیاست و یک حکومت لیبرال معتقدند؟ اصلا چند درصد با دموکراسی مورد نظر شما موافقند؟ چند درصدشان با تغییر قانون اساسی موافقند؟ به نظرم همین کوتاه بینی ها و گنده گویی ها در انتخابات ریاست جمهوری موجب شکست اصلاح طلبان شد و این طور که از ظواهر امر پیداست هنوز اصلاح طلبان از این موضوع درس نگرفته اند. آقایان مشکل مردم ایران تامین معیشت روزانه شان است نه حکومتی کاملا دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و یادمان نرود که منشا بسیاری از این مشکلات اقتصادی از تصمیمات همان کنگره ای است که شما از آن یاری طلبیده اید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 0:57  توسط صادق  | 

وجدانا هدف از این خاکسپاری چه بود؟ ترویج فرهنگ شهادت؟ گند زدید به این فرهنگ شهادت با این مسخره بازیهایتان! فرهنگ شهادت فرهنگ عشق بازی است، عاشقانه رفتن در راه دفاع از وطن و هموطن، فرهنگ شهادت یعنی مروت و جوانمردی و کتک کاری و وحشیگری،فرهنگ شهادت یعنی برتری معنویات بر مادیات! اگر قرار بود با این کارها همه مردم با فرهنگ شهادت آشنا شوند که هیچ خیابانی بدون نام شهید نیست پس چه شده که مادیات تمام زندگی ما را گرفته ؟ خانه از پای بست خراب است رفیق این اسم خیابونا و قبرستونهای تازه تاسیس و هزار کار دیگه ای که رنگ و لعاب تقدس بهش می پاشید فقط ظاهر سازیه، یه ذره به زیربنا توجه کنید چشمهایتان را بستید توو همین خوزستان که مهد شهید و شهادته روزی هزار گناه انجام میشه که تجاوز به محارم کوچیکشونه. بسه دیگه این همه ریاکاری یه ذره هم کار کنید لطفا!

 

هدف از آن کف و سوت ها چه بود؟ حفظ حرمت دانشگاه و دانشجو؟ ریده اید به دانشگاه با این مسخره بازیهایتان! حرمت دانشگاه و دانشجو فقط با خاکسپاری چند تا شهید که جونشون را بر سر دفاع از وطن و عقیده و ناموس خودشون و من و تو کردند و آخرش هم بی نام و نشون، بی غسل و کفن یه گوشه ای غریب و مظلوم زیر خاک رفتند، از بین میره و لکه دار میشه؟ آقایان و خانمهایی که یقه تون را برای دفاع از حرمت دانشگاه جر می دهید آیا آمار وحشتناک اعتیاد، بی بند و باری وحشتناک دانشگاهها و خودفروشی دختران دانشجو برای تامین هزینه های تحصیل حرمت دانشگاه را زیر سوال نمی برد؟ وجدانا برای کدامیکشان اعتراض و گردهمایی ترتیب داده اید که حالا حاضرید کتک بخورید و تو سر خودتون بزنید که استخونهای چند تا جوون که چند سال تو خاک غریب راحت زیر خاک بدند و به لرزه دربیارید.

 

حرمت شهید و دانشگاه را هر دوتایتان شکستید! چه تویی که ریش گذاشتی و به ریشه بی توجهی و چه تویی که ادای روشنفکرها را در میاری و سوت و کف میزنی و اظهار نظرهای سیاسی کشکی که یه قرون هم نمی ارزند میکنی!

پ.ن: این 4 تا لینک را هم ببینید:

گزارش شریف نیوز

گزارش ایسنا

گزارش دانشجویان

متن میترا از وبلاگ فردا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 3:6  توسط صادق  |