بسم الله الرحمن الرحيم
بنام خدايي كه بخشنده است بر همه موجودات و مهربان است با مومنان.
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
حمد و ستايش مخصوص مالك و صاحب همه موجودات جاندار و بي جان است. مالك و صاحبي كه عهده دار تربيت و اصلاح آنان است.
الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ
پروردگاري كه در عين قدرت نسبت به بندگان خويش بخشنده و مهربان است.
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
مالك روزي كه در آنروز هيچكس غير از او مالك هيچ چيز نيست.
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
هيچكس و هيچ چيز را جز تو شايسته پرستش نميدانيم و تنها قوانين تو را به رسميت مي شناسيم و تنها ذات تو لياقت اين را دارد كه انسان او را تكيه گاه خود در همه چيز قرار دهد وريكه حتي در عبادت هم از تو ياري مي جوييم.
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ
خداوندا ما را بر راهي كه به محبت تو مي رسد و به بهشت واصل مي گردد و مانع از پيروي هوسهاي كشنده و آراء انحرافي و هلاك كننده است، ثابت بدار
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ
راه پيامبران، صديقين و صالحين و نه راه مردان و زنان منافق و مشرك كه بر گمراهي خود لجوجند و اصرار بر گمراه ساختن ديگران دارند و نه راه گمراهان عادي.
ميداني چرا عاشورا اينقدر مهم است؟ چون يك نقطه عطف است، آنجاست كه انسان رسما حقيقت را فداي مصلحت كرد و پرونده حق طلبي و حقيقت گويي در زندگي سياسي انسان بسته شد. آنجاست كه انسان ترجيح داد بجاي حاكماني عادل و راستگو، سياستمداران بر وي حكومت كنند. شروع است براي حكومت پليدان بر انسان به اسم سياست و پايان است بر حكومت خدا بر انسان.
استاد شهید آیت الله مطهری می فرمایند:
در اجتماع نیز مانند روح و بدن باید تعادل برقرار باشد، از لحاظ همه حقوق و مواهب و از لحاظ وظایف و حقوق و از لحاظ کار و حق و اگر نه ناهمواری پیدا می شود؛ مثلا مناصب باید علی السویه تقسیم شود، برخلاف آنچه در زمان عثمان پیدا شد که میان خویشاوندان عثمان تقسیم شد، احترامات باید مساوی باشد، لهذا پیغمبر (صلی الله علیه و آله) حلقه می نشست و اجازه نمی داد جلو پایش بلند شوند، چون مخصوص او بود، به تبع ایرانیان که برای روسای خود اینگونه عمل می کردند و لهذا پیغمبر می فرمود: « ان الله یکره من عبده ان یراه متمیزا بین اصحابه» «خدا دوست نمىدارد كه بندهاى را در ميان بندگان ديگر ببيند كه براى خود امتياز قائل شده است» و لهذا تنابز به القاب جایز نیست. القاب هم که تقسیم می شود یکی حضرت مستطاب، أجل أرفع، عمدة ال...چی و ال...چی و یکی حسن کچل و حسین کور و تقی سه کله و نقی چهار پا است؛ اینها همه دلیل بر ناهمواریها و پست و بلندی هاست.
نقل از کتاب یادداشتهای استاد جلد 6 صفحه 204
سوره غافر آيه 11:
قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَينِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَينِ فَاعْترَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِّن سبِيلٍ
آنها مى گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى ، اكنون به گناهان خود معترفيم ، آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ ) وجود دارد؟!
منظور از دو بار ميراندن ، مرگ در پايان عمر و مرگ در پايان برزخ است ، و منظور از دو مرتبه احيا، احياى برزخى و احياى در قيامت است.
در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه ما غير از اين دو حيات حيات سومى هم در اين دنيا داريم و مرگى هم قبل از ورود در اين دنيا داشتيم چرا كه قبلا موجود مرده اى بوديم ، به اين ترتيب سه حيات و مرگ مى شود.
پاسخ اين سؤ ال با دقت در خود آيه روشن مى شود، زيرا مرگ قبل از حيات دنيا موت است نه اماته يعنى ميراندن و اما حيات در اين دنيا گرچه مصداق احياء است ولى قرآن در آيه فوق به اين جهت به آن اشاره نكرده است كه اين احيا چندان مايه عبرت براى كافران نبوده ، آنچه كه باعث بيدارى و اعتراف آنها به گناه شده نخست حيات برزخى است و سپس حيات در رستاخيز .
در بعضي از تفاسير منظور از مرگ نخستين را مرگ قبل از وجود انسان در دنيا دانسته اند ، چرا كه قبلا خاك بود، بنابراين زندگى اول نيز زندگى اين دنيا مى شود، و مرگ دوم در پايان اين جهان است ، و حيات دوم در رستاخيز. كسانى كه اين تفسير را برگزيده اند به آيه 28 سوره بقره نيز استدلال كرده اند كه مى گويد : كيف تكفرون بالله و كنتم امواتا فاحياكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم اليه ترجعون : چگونه به خدا كافر مى شويد در حالى كه شمامرده بوديد او شما را زنده كرد، سپس مى ميراند، بار ديگر زنده مى كند، سپس به سوى او باز مى گرديد. ولى آيه مورد بحث سخن از دو اماته به معني ميراندن مى گويد در حالى كه در آيه سوره بقره يك موت است و يك اماته.
اما هدف من از آوردن اين آيه و تفسير آن اين بود كه بعضى از طرفداران تناسخ خواسته اند از اين آيه براى زندگى و مرگ تكرارى انسانها و بازگشت ارواح به بدنهاى جديد در اين دنيا استدلال كنند، در حالى كه آيه فوق يكى از دلائل زنده نفى تناسخ است ، زيرا مرگ و حيات را منحصر در دو قسمت مى كند، ولى طرفداران عقيده تناسخ خبر از مرگ و حياتهاى متعدد و متوالى مى دهند و معتقدند روح يك انسان ممكن است چند بار در كالبدهاى جديد و نطفه هاى تازه حلول كند و به اين دنيا باز گردد.
درباره تناسخ و قانون کارما:
تناسخ به معنی نقل مکان روح از جسم یک مرده به جسمی دیگر و از یک زندگی به زندگی دیگر و تکرار آن است. این عقیده از گذشته بسیار دور تا امروز در تمامی اقوام و ادیان از جمله در مصر باستان ، یونان باستان ، تمدن های بین النهرین ، هند ، شرق دور و حتی سرخپوستان و اسکیموها به نوعی وجـود داشته است . لکن تناسخ به معنـای اخص آن با هنـدوان و فلسفه هندوئیسم و شـاخه های آن ، ریشــه های عمیق دارد .
شبه قاره هند سرزمین بسیار کهنی است که اقوام گوناگونی در آن زندگی میکنند. اقوامی که در جنوب و مرکز شبه قاره زندگی می کنند در واقع بازماندگان دراویدیهای کهن هستند که معمولاً مردمی سیه چـرده و دارای موهای مجعد هستند . به نظر میرسد این اقوام از پیش از 4000 سال قبل از میلاد در هند ساکن بوده اند و بازماندگان آنها هم اکنون در جنوب شبه قاره هـند فراوان هستند .به جز قبایلی که در جنگلهای جنوبی و مرکزی هـند به صورت بـدوی زندگی می کرده اند ، بـقیه اقوام دراویدی باستان کم و بیش دارای تـمدن و دین بوده اند و بعضی عقاید آنان از جمله ریشه های اولیه تناسخ ، به قوم فاتح بعدی (آریاییان هند) منتقل شده كه قــبل از مـیلاد از جـبال هـندوکش و داخل هـند سـرازیـر شدند و پس از نبردهـای فـراوان سراسر شمال و بخشی از مرکز هـند را به تـصرف در آورند.ایـن قـوم جوان ، شـاد و فعال به تـدریـج تـحت تـاثـیر آب و هــوای گـرم و مـرطـوب و نـیز عـقاید اقـوام بومی هند به مردمانی درونـگرا غلتیدند و از دوره اسـاطیری ودائی و وداهای چهارگانه و فلسفه اوپنی شادها رفته رفته به دامن افکار بدبینانه و نفی و انکار زندگی این جهانی در غلتیدند.
در ایـن استحاله فـکری و مذهبی سیستم کاست (طبقات بسته اجتماعی) نقش مهمی ایـفا کرد و عـاقبـت دو عقـیده مهم و اساسی در جامعه هند پیدا شد که به تدریج به دو پـایـه اسـاسـی فـلسفـه هندوئیسم تبدیل شد.یکی عقیده به تناسخ یا انتقال ارواح Transmigration است که هندوان آن را سامسارا Samsara می نامند و دومی اصل علت و معلولی تناسخ یا قـانون کـارماKarma است .
تناسخ به باور هـندوان چنین است که روح هـر آدمـی به هنگام مـرگ بـه پـیـکر یا جـسم جدیدی انتقال می یابد و دوباره به این جهان باز می گردد تا زندگی دیگری را آغازکند.بنابراین روح آدمـی یک سلسله تولد و تجدید حیات را در قالبها و جسمهای دیگر تجربه می کند و مرتبا از یک جسم به جسم دیگر منتقل می شود و به عبارت ساده تر ، هر انسانی که می میرد ،روح
او پس از ترک جسم ،در کالبد نوزادی جای می گیرد و متولد می شود،به این ترتیب هرانسانی، تـنها در قـالب و جـسـم فـعـلی خود زندگی نکرده است ، بلکه در دورانهای مختلف زندگیهای متعددی را تـجربه کرده است. به عقـیده هـندوان روح هر انسـانی (به جز ارواح پاک و متعالی که پس از مـرگ یکسـره و مسـتقیم به برهـمـا (خـدای بـزرگ) مـی پـیـونـدنـد و بـه سعادت جاودان می رسند و یا ارواح ناپاک ،پست،شریرو شقی که یـکسره به درکـات دوزخ سـرنگـون می شوند) پس از مرگ در جسم موجود زنده دیگری به این جهان باز می گردد . عقیده تـناسـخ تـنها به انتـقال روح در بین آدمـیان بسنده نمی کند ، بـلکه طبق این عقیده روح آدمی بسته به درجه تعـالی و یا پستی نکبت ،ممکن است به صورت انسانی خوب ویا شریر و یا در کالبد خوک،گـاو،کـفـتار،سـگ،و دیگر جـانـوران حتی حشرات و کرمها و یا گیاهان به دفعات به این جهان بازگردد ،تا تعالی پذیرد و به بهشت رود یا تنزل پیدا کند و به دوزخ افکنده شود.
نظریه یا عقیده دوم ،قانون علت و معمولی تناسخ یا کارما است که علت انتقال روح را از کالبدی به کالبد دیگر بیان می کند. بنابرقانون کارما، رفتار و گفتار و کردار هر آدمی نوع حیات بعدی و کالبد آتی او را تعیین می کند.قانون کارما نیز ریشه در اعتقادات اقوام قـبلی آریاییان دارد و اولین نشانه های آن را مـی تـوان در فـلسفه اوپـانـیـشادها دید ، آنجا که می گوید : آدمـیانی کـه در زندگانی خود افرادی وارسته با رفتار و گفتار نیک هستند ، روح آنها پس ازمرگ ، در زهدان پاکیزه زنی از طبقات بالا جای می گیرد و بر عکس ، ارواح انسانهای شریر و بدکردار ، در رحمهای کـثیف و نا پسند زنانی از طبقه نجس (پاریا) و یا خوک ، سگ و گرگ جای گیر می شوند.قانون کارما بسیار هولناک و شدید است،طبق این قانون ،حتی گناهان کوچک موجب کیفرهای سخـت و هـراس آور می شود فرد گناهکار در زندگی بعدی تنزل مییابد و رنج و شکـنجه می بیند و دوبـاره در کـالبد پسـت تـری جای می گیرد و این سیر تسلسل تا مرحله تبدیل به جـانوران ،حـشرات،کـرمـها و حتـی گیاهان ادامه می یابد و روح آدمی زجر می کشد و لا جرم آن قـدر از تـعـالی دور می شود کـه پـس از زایش و مرگهای بی شمارعاقبت به شقـاوت کـامل تبدیل می شود و در ژرفای دوزخ سرنگون می گردد.
در عقیده تناسخ و قانون اعلی آن یعنی کـارما ، روز داوری ، دعـا ، تـوبـه و انـابه ، شفاعت ، ثـواب و عـقـاب ، عـفـو و رحـمت پـروردگار جایی ندارد . ارواح آدمیـان در یک دور تسـلـسل بی پایان از جسمی به جسم دیگر و از زندگی به زندگی دیگر نقل مکان می کنند و در حیاتهای گـوناگون زجـر و شکنجه می بینند ، بخش کوچکی از آنها که متعلق به طـبقـات بـالای اجـتماع هستند معمولا در زنـدگیـهای متـعـدد به نـیکی مطلق می رسند و به برهما می پیوندند اما بیشتر ارواح در زیر فـشارفـقر و بدبختیهای مـتوالی و پایان ناپـذیـر ، در هر دوره زندگـی تـنـزل پیدا می کنند و آن قـدر در راه شقـاوت پـیش مـی رونـد تـا عاقبت به قعر جهنم سرنگون می شوند.
این دوره تسلسل خشن که امید رستگاری در آن اندک است،رفته رفته چنان روح بدبيني ویاس
در هندوان ایجاد کرد که عاقبت به انکار دنیا و لزوم ترک لذات و نـعمتهای آن انجامید و حـتـی دو شاخه سر بر کشیده از هندوئیسم یعنی جینیزیسم (Jainism) و بودائیسم (Buddhism) کـه در راه کاستن از هراس آدمیان ازعاقبت هولناک تـناسخ و کـارما گامهایی برداشتند ، نتوانستند این دو عقیده جزمی و بی رحمـانه را تلطیف کنند و آنان را به صورتی انسانی تر و مشفقانه تر تغییر دهند.
منابع : تفسیر نمونه
اكثر وقتها صبح كه از خواب پا ميشم يه چيزي رو زبونمه و بي اختيار همينطور با خودم زمزمه اش ميكنم. بعضي روزها ترانه، بعضي روزها يه ديالوگ مربوط به فيلم يا سريالي خاص و بعضي روزها هم آيه قران! كه به احتمال زياد هم مربوط ميشه به خوابي كه شب قبلش ديدم...
امروز صبح هم كه از خواب بيدار شدم اين آيه معروف سوره رحمن رو زبونم افتاده بود:
فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس اى جن و انس ! ديگر كداميك از نعمت هاى پروردگارتان را كفران مى كنيد؟
حالا نميدونم ديشب چه خوابي ديده بودم كه اين آيه را خود به خود زمزمه ميكردم ولي خود اين زمزمه باعث شد تا امروز يه نگاه كامل به سوره الرحمن بندازم. چيزي كه نظرم را جلب كرد اين بود كه خداوند در آيات ابتدايي سوره نعماتي را كه به انسان داده را به ترتيب اهميت ذكر كرده است:
1- نعمت قرآن
2- خلقت انسان
3- تعليم بيان ( منظور از بيان اسماء خاصي است كه خداوند به انسان ياد داد)
4- حساب منظم زمان
5- آفرينش گياهان و انواع اشجار
6- آفرينش آسمان
7- حاكميت قوانين
8- آفرينش زمين با ويژگيهايش
9- خلقت ميوه ها
10- خلقت نخل
11- آفرينش حبوبات
12- خلقت گلها و گياهان معطر
سوره بقره آیه 128
رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير ، كه تو توبهپذير و مهربانى!
سوره بقره آیه 200
رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
پروردگارا! به ما در دنيا نيكى عطا كن! و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار
سوره بقره آیه 250
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان!
سوره بقره آیه 286
رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيت كافران، پيروز گردان!
سوره آل عمران آیه 8
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشندهاى!
سوره آل عمران آیه 16
رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
پروردگارا! ما ايمان آوردهايم; پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!
سوره آل عمران آیه 53
رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
پروردگارا! به آنچه نازل كردهاى، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروى نموديم; ما را در زمره گواهان بنويس!
سوره آل عمران آیه 147
ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرويهاى ما در كارها، چشمپوشى كن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز گردان!
سوره آل عمران آیه 193
رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ
پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مىكرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران!
سوره آل عمران آیه 194
رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ
پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچگاه از وعده خود، تخلف نمىكنى.
سوره اعراف آیه 23
َبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ
پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود
سوره اعراف آیه 47
رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!
سوره اعراف آیه 126
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ
بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بميران!
سوره یونس آیه 85
رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده!
سوره ابراهیم آیه 40
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء
پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير!
سوره ابراهیم آیه 41
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز كه حساب برپا مىشود، بيامرز!
سوره کهف آیه 10
رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!
سوره مومنون آیه 109
رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
پروردگارا! ما ايمان آورديم; ما را ببخش و بر ما رحم كن; و تو بهترين رحم كنندگانى!
سوره فرقان آیه 65
رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا
پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است!
سوره فرقان آیه 74
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!
سوره غافر آیه 7
رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است; پس كسانى راكه توبه كرده و راه تو را پيروى مىكنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!
سوره غافر آیه 8
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرمودهاى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى!
سوره حشر آیه 10
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ
پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينهاى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!
سوره ممتحنه آیه 5
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
پروردگارا! ما را مايه گمراهى كافران قرار مده، و ما را ببخش، اى پروردگار ما كه تو عزيز و حكيمى!
سوره تحریم آیه 8
رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانائى!
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ
نزديك است كه كافران هنگامي كه آيات قران را مي شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می گویند او دیوانه است در حالی که قران جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.
همه ما آیات پایانی سوره قلم را بارها شنیده ایم، خیلی از ما قاب عکسی از این آیات را بر در و دیوار خانه زده ایم و بعضی از ما این آیه را بر کاغذی نوشته و درون رقبه ای (کیسه چرمی حاوی دعا) بر گردن خود انداخته ایم تا از چشم زخم در امان باشیم. اما واقعا این آیه اشاره به چشم زخم یا به قولی چشم زدن دارد؟ مفسران سه تفسیر برای جمله" تورا با چشمان خود هلاک می کنند" آورده اند:
1- بعضی منظور از این جمله را نگاه غضب آلود مشرکان به پیامبر دانسته اند.
2- بعضی ها منظور از این جمله را این دانسته اند که دشمنان با استفاده از نیروی مرموزی که در بعضی چشمهاست سعی دارند تا به پیامبر آسیب بزنند. مثال این نیروی مرموز را حداقل در فیلمها زیاد دیده ایم که طرف مثلا با نگاهش قاشق خم می کند یا...
3- و عده ای دیگر منظور از این جمله را همان مفهوم عامه چشم زدن تعبیر کرده اند. این افراد بر این اعتقادند که این دو آیه اشاره به تضاد بین حرفهای کافران را نشان میدهد به طوری که از یکسو از شنیدن آیات قران چنان شگفت زده می شوند که از تعجب نزدیک است پیامبر را چشم بزنند اما از طرف دیگر حرفهایش را تکذیب کرده و او را دیوانه می نامند.
به هر حال هر برداشتی که از این آیه بکنیم باید بپذیریم که اکثر مردم برای در امان ماندن از چشم زخم دیگران اعتقاد زیادی به این آیه دارند و بدین منظور یا این آیه را قاب کرده و به در و دیوار خانه می زنند یا آنرا در رقبه گذاشته به گردن می اندازند. نمیدانم شما هم اعتقاد به چشم زدن یا چشم شور دارید یا نه؟ اما به نظر من به هر حال چشم شور هم از آن پدیده هایی است که شاید علم آدمی هیچوقت نتواند آنها را تایید یا حتی تکذیب کند اما همه خوب می دانیم که همچین پدیده هایی وجود دارند! شاید متهم به خراتی بودنم بکنید اما مثالها و نمونه های زیادی را از افرادی که چشم شور دارند در میان اطرافیان خود دیده ام و این مثالها و جریانها آنقدر واضح و روشن بودهاند که جای هیچگونه تکذیبی را برایم نگذاشته اند.
در میان روایات و احادیث هم اشاراتی به چشم زخم شده است:
در حدیث آمده که امیرالمونین علیه السلام فرموده اند که پیامبر برای امام حسن و امام حسین رقبه گذاشتند و این دعا را خواندند: شما را به تمام کلمات و اسما حسنای خداوند می سپارم از شر مرگ و حیوانات موذی و هر چشم بد و خسود آنگاه که حسد میورزد. در جای دیگر هم از پیامبر نقل شده که : اگر چیزی می توانست بر قضا و قدر پیشی بگیرد چشم زدن بود.
و الله اعلم
حاج رضا یه چیزی راجع به 5 سال بعد نوشته بود که عجیب مرا به فکر برد، راستی 5 سال دیگه من میشم 31 ساله و در خوشبینانه ترین حالت تقریبا نصف عمرم را پشت سر گذاشته ام . بزرگترین اهدافم در 5 سال دیگه چیه: ارتقا شغلی؟ فوق لیسانس؟ بچه دارشدن؟ خوب قبل از اینکه بپردازم به 5 سال بعد بهتره به چهار سال قبل خودم یه نگاهی بیندازم:
حس میکنم بعد از تمام شدن دانشگاه در سال 81 چهار سال بی هدف را پشت سر گذاشته ام، در این 4 سال محل زندگی من از تهران به شیراز و بعد از اون هم به اهواز منتقل شد. معافیت سربازی گرفتم، دو بار تو دوتا شرکت مختلف توانستم استخدام رسمی دولت بشم، در ضمن ازدواج هم کردم. ولی با همه اینها حس میکنم درست بعد از تمام شدن دانشگاه دیگه هدف خاصی را دنبال نمی کنم و زندگی یک روال ثابتی را داره که من زیاد تغییرش ندادم حس میکنم که دارم به تبدیل به یه موجود خنثی میشم که بود و نبودش هیچ فرقی تو این دنیا نداره و این حسیه که اصلا دوستش ندارم. تو زندگی ام همیشه به این فکر کرده ام که نمی خواهم جزو کسانی باشم که به این دنیا میایند و میروند بدون اینکه هیچ اثر خاصی در زندگی داشته باشند هیچ وقت دوست نداشتم کسی باشم که بود و نبودش هیچ فرقی به حال اوضاع پیرامونم نداشته باشد ولی حس میکنم که دقیقا دارم به همون سمت میرم.
خیلی زودتر از اونیکه فکرش را بکنیم پنج سال دیگه هم میاد و میره و باز هم هیچ اتفاق خاصی نمیفته خیلی ها می گویند که هدف همین است که زندگی بکنیم در خوبی و خوشی، ولی واقعا همچین طرز فکری به من