|
تراشیدم....پرستیدم....شکستم
|

پ.ن: تصويرمربوط به كندن روسری از سر دختر جوان فرانسوی مقابل در مدرسه اش است که از سایت نقطه دید گرفته شده و کل مطلب را هم می توانید اینجا بخوانید.
مقدمه:
قرآن كتاب مقدس و پر ارزشى است كه محصول مغز بشر نيست، مجموعه اى از سخن الهى است كه در مدت 23 سال بوسيله امين وحى خدا بر قلب نازنين پيشواى گرامى اسلام نازل گرديد. كلمات نغز آن سايه روشنهائى حيرت انگيز است كه بلنداى معانى و فصاحت آن از اوج تصور هر خردمند بالاتر است، به حدى كه با آن كه پانزده قرن است فرياد تحدى و مبارزه طلبى آن در جهان طنين انداز است، جهانيان در برابر اين دعوت آن سر در گريبان حيرت فرو برده اند و در مقابل جلال و عظمت بيكران آن مات و مبهوت مانده اند. معانى ظريف آن چون پرتو آينه لرزان و از دسترس انديشه گريزان است ولى وقتى در دلى افتاد تا ناپديدترين زواياى روان او نفوذ كرده و آن را دربست مجذوب خود مى سازد. تعاليم و رهنمودهاى آن شعله هاى فروزانى از نور الهى است كه در طى سالهاى زياد بر جهان دانش گرمى و نور پاشيده و بشر هر اندازه در جاده علم به پيش مى رود و از اسرار پيچيده جهان خلقت پرده بر مى دارد چهره پر فروغش درخشان تر و حقيقتش نمودارتر مى شود. با اين همه از همان روز نخست كه اين كلمات از حنجره پاك محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم ) در زير سقف نيلگون آسمان جزيرة العرب طنين انداخت و گوش دلها را به خود متوجه ساخت، اهريمنانى انسان نما كه نشر و گسترش آن را مخالف منافع شيطانى خود مى پنداشتند بيكار ننشستند و به تلاشهاى مذبوحانه اى دست زدند، نغمه هاى ناموزونى ساز كردند سحر آشكارش خواندند،اساطير الاولينش گفتند، خيالات پريشانش پنداشتند،افتراء به خدا دانستند و چون از اين راه به مقصود خود نرسيدند به معارضه با آن برخاستند ولى جز رسوائى محصولى به بار نياوردند. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم ) تا زنده بود كمال مراقبت در حفظ و پاسدارى از دستاوردهاى آن را داشت و به مسلمين توصيه مى فرمود: به اين ريسمان محكم الهى چنگ بزنيد و خود را از چاه ضلالت برهانيد. و در حديثى كه مسلم بين الفريقين است پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: من دو چيز بزرگ و گرانبها در در ميان شما مى گذارم اگر به اين دو چنگ زده و متمسك شويد هرگز گمراه نخواهيد شد و قطعا نجات مى يابيد، و اين دو يكى قرآن و ديگرى اهل بيت من است .
اين تحقيق سعي دارد كه به بررسي يكي از مهمترين آيات قران بپردازد، آيه اي كه هر سوره( به جز سوره توبه) با آن آغاز مي شود: بسم الله الرحمن الرحيم
گرچه هر چه گفته اند و بگوييم و بگويند، قطره اي بيش نيست از درياي معرفت ازلي چرا كه معروف است على (عليه السلام) از سر شب تا به صبح براى ابن عباس از تفسير بسم الله سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسير با بسم الله فراتر نرفته بود.
دليل شروع سوره هاي قران با " بسم الله الرحمن الرحيم":
هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است.(رسول اكرم)
ميان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند ، و نخستين كلنگ هر مؤسسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمين مى زنند ، يعنى آن كار را با آن شخصيت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند .
اين معنا در كلام خداى تعالى نيز جريان يافته ، خداوند متعال كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده ، تا آنچه كه در كلامش هست نشانه او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مودب كند، و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده ، آن را با نام وى آغاز نموده ، نشانه وى را به آن بزند، تا عملش خدائى شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلى از آن اعمال ، خدا و رضاى او باشد، و در نتيجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد. خلاصه اينكه پايدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد . در تاييد اين سخن حديثي از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كنم : سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، بسم الله بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد .
گفتن بسم الله در آغاز هر كار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است ، و هم شروع كردن به نام او و اين دو يعنى استعانت و شروع كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكيك كرده اند و هر كدام يكى از آن دو را در تقدير گرفته اند به يك ريشه باز مى گردد ، خلاصه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم . به هر حال هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى كنيم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم ، مطمئنتر باشيم ، بيشتر كوشش كنيم ، از عظمت مشكلات نهراسيم و مايوس نشويم ، و ضمنا نيت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنيم . و باز روى همين اصل ، تمام سوره هاى قرآن - با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود .تنها سوره توبه است كه بسم الله در آغاز آن نمى بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمان شكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به رحمان و رحيم سازگار نيست .
نقل است كه حضرت نوح (عليه السلام) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى بسم الله بگويند ( و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها ) ( سوره هود آيه 41 ) . و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پياده شدند چنانكه قرآن مى گويد : (قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك) ( سوره هود آيه 48 ) . و نيز سليمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نويسد سر آغاز آن را بسم الله قرار مى دهد ( انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم ... ) (سوره نحل آيه30 ).
لفظ جلاله " الله":
در لغت، لفظ جلاله الله در اصل ال اله بوده ، كه همزه دومى در اثر كثرت استعمال حذف شده ، و بصورت الله در آمده است ، و كلمه اله از ماده اله است، كه به معناى پرستش مي باشد ، وقتى مى گويند اله الرجل و ياله معنايش اين است كه فلانى عبادت و پرستش كرد.
اما در معني، كلمه الله جامعترين نامهاى خدا است . زيرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد ، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد .به همين دليل اسماء ديگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه الله گفته مى شود. مثلا ميگوئيم الله رحمان است، رحيم است، ولى بعكس آن را نميگوئيم، يعنى هرگز گفته نميشود: كه رحمان اين صفت را دارد كه الله است. به نمونه هاي بيشتري در قران توجه كنيد:
غفور و رحيم كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى كند ( فان الله غفور رحيم - بقره - 226 ) .
سميع اشاره به آگاهى او از مسموعات ، و عليم اشاره به آگاهى او از همه چيز است ( فان الله سميع عليم - بقره - 227 ) .
بصير ، علم او را به همه ديدنيها بازگو مى كند ( و الله بصير بما تعملون - حجرات - 18 ) .
رزاق ، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مى كند و ذو القوه به قدرت او ، و مبين به استوارى افعال و برنامه هاى او ( ان الله هو الرزاق ذو القوة المتين - زاريات - 58 ) .
و بالاخره خالق و بارء اشاره به آفرينش او و مصور حاكى از صورتگريش مى باشد ( هو الله الخالق البارى المصور له الاسماء الحسنى - حشر - 24 ) .
آرى تنها الله است كه جامعترين نام خدا مى باشد ، لذا ملاحظه مى كنيم در يك آيه بسيارى از اين اسماء ، وصف الله قرار مى گيرند: هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر : او است الله كه معبودى جز وى نيست ، او است حاكم مطلق ، منزه از ناپاكيها ، از هر گونه ظلم و بيدادگرى ، ايمنى بخش ، نگاهبان همه چيز ، توانا و شكست ناپذير ، قاهر بر همه موجودات و با عظمت .
يكى از شواهد روش جامعيت اين نام آنست كه ابراز ايمان و توحيد تنها با جمله لا اله الا الله مى توان كرد ، و جمله لا اله الا العليم ، الا الخالق ، الا الرازق و مانند آن به تنهائى دليل بر توحيد و اسلام نيست ، و نيز به همين جهت است كه در مذاهب ديگر هنگامى كه مى خواهند به معبود مسلمين اشاره كنند الله را ذكر مى كنند ، زيرا توصيف خداوند به الله مخصوص مسلمانان است .
معنی رحمن و رحیم و فرق آن دو:
مشهور در ميان گروهى از مفسران اين است كه صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن ، مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار مى باشد. زيرا مى دانيم باران رحمت بى حسابش همه را رسيده ، و خوان نعمت بى دريغش همه جا كشيده همه بندگان از مواهب گوناگون حيات بهره مندند ، و روزى خويش را از سفره گسترده نعمتهاى بى پايانش بر مى گيرند، اين همان رحمت عام او است كه پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در درياى آن غوطه ورند .
ولى رحيم اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ويژه بندگان مطيع و صالح و فرمانبردار است ، زيرا آنها به حكم ايمان و عمل صالح ، شايستگى اين را يافته اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصى كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند .
تنها چيزى كه ممكن است اشاره به اين مطلب باشد آنست كه رحمان در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است كه نشانه عموميت آنست ، در حالى كه رحيم گاهى به صورت مقيد ذكر شده كه دليل بر خصوصيت آن است مانند و كان بالمؤمنين رحيما : خداوند نسبت به مؤمنان رحيم است ( احزاب - 43 ) و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد .
در روايتى نيز از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود : و الله اله كل شيىء ، الرحمان بجميع خلقه ، الرحيم بالمؤمنين خاصة : خداوند معبود همه چيز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤمنان رحيم است از سویى ديگر رحمان را صيغه مبالغه دانسته اند كه خود دليل ديگرى بر عموميت رحمت او است، و رحيم را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است و اين ويژه مؤمنان مى باشد .
شاهد ديگر اينكه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غير او به كار نمى رود ، در حالى كه رحيم صفتى است كه هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود ، چنانكه درباره پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) در قرآن مى خوانيم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم : ناراحتيهاى شما بر پيامبر گران است، و نسبت به هدايت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم مى باشد ( توبه - 128 ) .
لذا در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) نقل شده : الرحمان اسم خاص ، بصفة عامة ، و الرحيم اسم عام بصفة خاصة : رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گيرد ) ولى رحيم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است كه بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ويژه مؤمنان دارد ) .
با اين همه گاه مى بينيم كه رحيم نيز به صورت يك وصف عام استعمال مى شود البته هيچ مانعى ندارد كه تفاوتى كه گفته شد در ريشه اين دو لغت باشد ، اما استثناهائى نيز در آن راه يابد . در دعاى بسيار ارزنده و معروف امام حسين (عليه السلام) بنام دعاى عرفه مى خوانيم : يا رحمان الدنيا و الاخرة و رحيمهما : اى خدائى كه رحمان دنيا و آخرت توئى و رحيم دنيا و آخرت نيز توئى ! سخن خود را در اين بحث با حديث پر معنى و گويائى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم) پايان مى دهيم آنجا كه فرمود : ان الله عز و جل ماة رحمة ، و انه انزل منها واحدة الى الارض فقسمها بين خلقه بها يتعاطفون و يتراحمون ، و اخر تسع و تسعين لنفسه يرحم بها عباده يوم القيامة ! : خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد كه يكى از آن را به زمين نازل كرده است ، و در ميان مخلوقاتش تقسيم نموده و تمام عاطفه و محبتى كه در ميان مردم است از پرتو همان است ، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قيامت بندگانش را مشمول آن مي سازد .
اين درس را نيز از بسم الله به خوبى مى توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پيدا نشود تحقق نخواهد يافت، چنانكه در دعا مى خوانيم يا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پيشى گرفته است . انسانها نيز بايد در برنامه زندگى چنين باشند ، اساس و پايه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند ، قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود ، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است !
تفسیر ادبی و عرفانی "بسم الله الرحمن الرحیم"
نزد اهل عرفان: ب بهار خدا و سین سنای خدا و میم مُلک خدا.
نزد اهل معرفت: ب بهای احدیت، سین سنای صمدیت، میم مُلک الوهیت.
نزد اهل ذوق: ب بّر با اولیاء، سین سّر با اصفیاء، میم منت بر اهل ولاء، ب بّر او با بندگان، سین سّر او با دوستان، میم منت او بر مشتاقان.
آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم از آن جهت است که همه معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است: قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است، قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است، قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است!
معنی دیگر آنست که در آن زمان که خداوند پیغمبر را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند: بت پرستان، جهودان، ترسایان.
گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند و این نام در میان آنان مشهور بود، گروه دوم نام او را رحمن می دانستند و در تورات مذکور، گروه سوم نام او را رحیم می دانستند و نزد آنان در انجیل معروف است.
اینکه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحیم شده. جهت آنست که سرآغاز همه، آفرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش. یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم!
منابع:
1-تفسیر نمونه اثر آيت الله ناصر مكارم شيرازي
2- تفسیر المیزان اثر علامه سيد محمد حسين طباطبايي
3- قرآن هرگز تحريف نشده اثر استاد علامه حسن حسن زاده آملى
4- تفسير ادبي و عرفاني قران اثر خواجه عبدالله انصاري( از وبلاگ كلئوپاترا دختر فيليپ)
مجله دنیای تصویر در شماره 159 خودش ویژه نامه جالبی در مورد بازیگران بزرگ سینما چاپ کرده که یک قسمت جالب آن دیالوگهای برگزیده هر بازیگر در فیلمهایش است که بیست تا از بهترین هایش را اینجا می نویسم توصیه میکنم که حتما بقیه اش را هم در خود مجله بخوانید.
گری کوپر در فیلم آقای دیدز به شهر می رود
مردم اینجا با مزه ان. اونا برای زنده موندن این قدر کار می کنن که یادشون رفته چه جوری زندگی کنن.
پل نیومن در فیلم بیلیاردباز
برت گوردون: تو استعدادشو داری
ادی تند دست: استعدادشو دارم؟ پس برای چی شکست می خورم؟
برت گوردون: شخصیت!
تام کروز در فیلم جانبی
رویای من یه روزی میاد. اما در مورد تو یه شب بیدار میشی و تازه می فهمی که هیچ وقت هیچ اتفاقی نیفتاده.. یک دفعه پیر شدی، اتفاقی نیفتاده و نخواهد افتاد، چون که تو به هرحال هیچ وقت نمی خواستی انجامش بدی.
جیمز دین در فیلم غول
لزلی بندیکت: پول همه چیز نیست جت.
جت رینک: وقتی که بدستش میاری، آره.
شون کانری در فیلم مردی که می خواست سلطان باشد
شما قراره سرباز باشید. یک سرباز فکر نمی کنه. اون فقط اطاعت می کنه. شما واقعا فکر می کنین اگه یه سرباز، درست و حسابی فکر کنه بازم جونش رو برای ملکه و کشورش فدا می کنه؟ اصلا اینجوری نیست.
مورگان فریمن در فیلم رستگاری در شاوشنگ
بذار یه چیزی بهت بگم رفیق. امید چیز خطرناکیه. امید میتونه یه آدمو دیوونه کنه.
مورگان فریمن در فیلم رستگاری در شاوشنگ
این دیوارا یه طورایی مسخره ان. اول از اونا بدت میاد. بعدا بهشون عادت میکنی. بعد یه مدتی هم جوری میشه که به اونا وابسته میشی.این قانونشه. اونا برای زندگی میارن اینجا و این دقیقا همون چیزی که ازت میگیرن.
گریگوری پک در فیلم کشتن مرغ مقلد
اگر تو فقط یه کلک ساده را یاد بگیری اسکات. با تمام اقشار مردم بهتر ارتباط برقرار میکنی. تو هیچ وقت نمیتونی واقعا یک نفر را بشناسی مگر اینکه چیزها را از دریچه دید اون نگاه کنی... مگر اینکه بری تو جلدش و با اون یه کمی این ور و اون ور بری.
پیرس برازنان در نقش جیمزباند
دولتها عوض می شن... دروغ ها همین جور می مونن.
آنتونی هاپکینز در فیلم نیکسون
همیشه یادتون باشه بقیه ممکنه از شما متنفر باشن ولی کسی که از شما نفرت داره موفق نمیشه مگه اینکه شما هم از اون نفرت پیدا کنید و به این ترتیب این شما هستین که شکست می خورید.
گرتا گاربو در فیلم نینوچکا
من خیلی خوشحالم، خیلی خوشحالم! هیچکس نمیتونه اینقدر خوشحال باشه بدون اینکه مجازات بشه.
مارلون براندو در فیلم پدرخوانده
هیچ وقت اجازه ندین کسی بیرون از خانواده بدونه شما به چی فکر می کنین.
مارلون براندو در فیلم اینک آخرالزمان
ما به جوونا یاد می دیم که آتیش رو سر مردم بریزن. اما فرمانده هاشون بهشون اجازه نمی دن روی هواپیماشون کلمه زشتی بنویسن، چون وقیحانه است!
پیتر سلرز در فیلم دکتر استرنج لاو
آقایون شما نمیتونین اینجا دعوا کنین، اینجا " اتاق جنگه".
آل پاچینو در فیلم پدرخوانده
مایکل: پدرم با هیچ مرد قدرتمند دیگه ای فرق نداشت، هر آدمی با هر قدرتی، مثل رئیس جمهور یا سناتور.
کی آدامز: می دونی چقدر احمقانه حرف می زنی مایکل؟ رئیس جمهورا و سناتورا آدم نمی کشن.
مایکل: اوه! چه کسی آدم نمیکشه کی؟
آل پاچینو در فیلم پدرخوانده
اگه مسئله مهمی توی این زندگی وجود داشته باشه، اگه تاریخ چیزی بهمون یاد داده باشه، اینه که میتونی هرکسی را بکشی.
مگ رایان به نقش انی رید
سرنوشت چیزیه که خودمون ساخته ایم. چون نمی تونیم تحمل کنیم که ببینیم همه چیز داره تصادفی اتفاق می افته.
کوین اسپیسی در فیلم مظنونین همیشگی
کیتون همیشه می گفت: "من به خدا اعتقاد ندارم ولی ازش می ترسم" خوب من به خدا اعتقاد دارم و تنها چیزی که منو میترسونه کایزر شوزه است.
رابرت دونیرو در فیلم مخمصه
یه بار یه مردی بهم گفت"به خودت اجازه نده جوری گیر چیزی بیافتی که وقتی یه گوشه تو مخمصه میافتی نتونی تو 30 ثانیه ازش دل بکنی" حالا اگه تو میخوای با من باشی و هرجا که من میرم تو هم بیای، چطور انتظار داری که... که ازدواج کنیم؟
راد استایگر در فیلم دکتر ژیواگو
دو نوع مرد وجود داره و فقط دو تا. و اون مرد جوان از یک نوع شونه. اون بزرگ منشه. اون پاک و بی آلایشه. اون از اون مردائیه که دنیا نشون میده که دنبال شونه ولی در حقیقت اونا رو خوار میکنه. اون از اون نوع مردائیه که بدبختی میارن، مخصوصا برای زنها. می فهمی؟
روز 23 خردادماه امسال چاه گازی شماره 23 کنگان دچار آتش سوزی شد. زمین لرزه و رانش زمین بود که باعث شد دیواره های چاه در عمق 66 متری دچار آسیب دیدگی شدید شود و گاز فوران کند. آتش سوزی هم بلافاصله بر اثر جرقه ناشی از پرتاب سنگهایی از محل چاله فوران گاز به وقوع پیوست.بعد از مهار آتش سوزی توسط آتش نشانی، برای مهار فوران گاز با توجه به اینکه تنها شرکتهای آمریکایی تکنولوژی مهار این گونه فوران ها را دارند به سرعت تماسها صورت گرفت که در کمال شگفتی شرکت آمریکایی برای مهار فوران گاز خواستار 100 میلیون دلار و 6 ماه زمان شد. بعد از ناامید شدن از خارجی ها دو دکل حفاری توسط شرکت ملی حفاری به محل اعزام شد تا با حفر دو چاه انحرافی در فاصله 200 متری چاه شماره 23 این فوران گاز مهار شود. شما فقط دو فاکتورگرمای هوا و پرتاب سنگها از محل فوران گاز را در نظر بگیرید تا به سختی کار پی ببرید.خدا را شکر بعد از 21 روز حفاری چاه انحرافی و تزریق سیمان به درون زمین روز هفتم تیرماه فوران گاز مهار شد.
دو نکته:
1-خواندن این چند خط خیلی آسان است اما باید باشید و ببینید که در این 21 روز چه بر سر کارکنان شرکت ملی حفاری و شرکت نفت مرکزی رفت فقط این را بگویم که مدیرعامل شرکت ملی حفاری در این مدت صبح شنبه هر هفته به محل می رفت و شب چهارشنبه به اهواز باز می گشت تا شنبه دوباره به منطقه کنگان برود. حالا این مدیرعامل بود خودتان تصور کنید که دیگر بر سر بقیه کارمندان و کارگران چه رفته است. نمی خواهم مظلوم نمایی کنم ولی این روزها وزارت نفتی ها آماج تهمتهای سهمگینی هستند که کمترین شان دزدی است کاش این منتقدان فقط یک روز را در یکی از کارخانه های وزارت نفت در خوزستان یا کنار یکی از دکلهای حفاری سر بکنند تا بفهمند حقوقهای یکی دو ملیونی وزارت نفتی ها شاید جبران 10 درصد از زحمات آنها هم نباشد همانطور که شرکتهای نفتی خارجی برای همین کارها حقوق های هنگفتی می دهند که همین اختلاف دستمزد در سالیان اخیر باعث جدایی بسیاری از متخصصین نفتی شده است.
2- این همه هیاهو برای فوتبال در این مملکت بپا شد و شاید چند هزار صفحه از روزنامه های ما به مردانی اختصاص یافت که چیزی جز سرشکستگی برای این مملکت و مردمانش نداشتند. خداوکیلی چند صفحه از روزنامه های کشور یا چند صفحه در سایتهای اینترنتی به این موفقیت بزرگ و بی نظیر کارمندان و متخصصان وزارت نفت اختصاص یافت؟ کمی به خود بیاییم!
این روزها اتفاقات مهمی در کشور می افتد که همه در هیاهوی جام جهانی و شکست تیم ملی گم می شوند. یکی از این اتفاقات جالب شرکت آقای مرتضوی(دادستان کل کشور) در نخستین نشست شورای تازه تاسیس حقوق بشر سازمان ملل متحداست. اعتراضات داخلی و خارجی بسیاری نسبت به شرکت ایشان در این نشست به عمل آمد و خیلی ها شرکت متهم ردیف اول پرونده نقض حقوق بشر در ایران را در مجمع حقوق بشر طنزی دلگیر می دانند. اما من اعتقاد دارم که فعالان حقوق بشر اتفاقا باید از شرکت ایشان در این مجمع و مجامعی از این دست استقبال بکنند. بسیار افراد تندرو تر از ایشان بوده اند که با شرکت در این گونه مجامع دچار استحاله فکری شده اند و خود به عنوان فعال جدی حقوق بشر در آمده اند. مطمئن باشید شرکت هرچه بیشتر ایشان و افرادی با طرز تفکر شبیه ایشان در اینگونه مجامع و آشنایی با تفکرات دیگر در زمینه حقوق بشر ، بزرگترین کمک به پیشرفت حقوق بشر در ایران است.